
مشاور علمي سازمان يونسكو در خاورميانه و آسيا گفت: گاهشمار ايراني طبيعيترين، علميترين و مناسبترين تقويم در تمام دنياست.
بر اساس اين گزارش، جتالحق حسيني، روز پنجشنبه در همايش بزرگداشت محوطهها و بناهاي تاريخي در مكان تاريخي آب انبار استان قزوين افزود: تقويم هر ملتي شاخص بالندگي و اقتدار آن ملت است و گاهشمار ايراني در ميان ساير تقويمهاي دنيا از ويژگيهاي خاصي برخوردار است.
وي تصريح كرد: لحظه تحويل سال در گاه شمار ايراني از اهميت بسيار برخوردار است كه محققان و دانشمندان زيادي پيرامون آن به تحقيق و پژوهش پرداختهاند.
وي با بيان اينكه"بعد از مشروطه تقويم ايراني جديتر گرفته شد"، اظهار داشت: در اين زمان شخصي به نام "ملاعبدالغفار نجمالدوله" خدمات بسياري در زمينه تصحيح نواقص موجود در تقويم ايراني انجام داد.
حسيني افزود: اين اقدامات شامل حذف واژههاي عربي و علميتر كردن تقويم ايراني بوده است.
مشاور علمي يونسكو خاطرنشان ساخت: تحويل سال شمسي در ايران همزمان با آغاز فصل بهار و داراي عظمت و شكوه خاصي است كه هيچكدام از تقويمهاي ديگر اين ويژگي را ندارد.
وي تاكيد كرد: مطالعه درباره گاه شمار، فرهنگ و آثار باستاني ايراني از اهميت بسياري برخوردار است زيرا اگر ما ادعا داريم به ايران عشق ميورزيم بايد براي سرافرازيش تلاش كنيم.
حسيني ادامه داد: اين مهم تنها با ارتقاي سطح دانش و اطلاعات جوانانمان درباره قدمت، تمدن، فرهنگ غني و تاريخ كشور ايران محقق خواهد شد.
وي گفت: گذشته چراغ راه آينده است و تا زماني كه يك ملت از گذشته و سابقه فرهنگي خود اگاه نباشد ، رسيدن به پيشرفت و موفقيت در آينده امكانپذير نخواهد شد.
منبع: ايرانيان انگلستان
ايران سرافراز و ايراني سر بلند
با تشكر
+ نوشته شده در
Fri 18 Apr 2008ساعت
8:41 PM  توسط پيمان
|

خدا از من پرسید: « دوست داری با من مصاحبه کنی؟»
پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»
خدا لبخندی زد و پاسخ داد:
« زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»
من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»
خدا جواب داد....
« اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند»
«اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند»
«اینکه با نگرانی به اینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در اینده زندگی می کنند»
«اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند»
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت....

سپس من سؤال کردم:
«به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»
خدا پاسخ داد:
« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند»
« اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»
«اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند»
« اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند»
« یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است»
« اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»
« اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»
« اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»
باافتادگی خطاب به خدا گفتم:
« از وقتی که به من دادید سپاسگذارم»
و افزودم: « چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟»

خدا لبخندی زد و گفت...
«فقط اینکه بدانند من اینجا هستم»
« همیشه»
+ نوشته شده در
Fri 18 Apr 2008ساعت
7:30 PM  توسط پيمان
|

این شعر حضرت فردوسی را برای آن ایرانیانی اینجا گذاشتم که به خاطر پست قبلی من را نژاد پرست دانستند و گفتند این شعر از استاد بزرگ طوس ؛ حضرت فردوسی نیست . هموطنانی به من خورده گرفتند که تو با نوشتن دو بیت در پست قبلی برای جمع کردن یک میلیون امضا ؛ نژاد پرستانه عمل کردی؛ در صورتی که من عین واقعیت را عنوان کردم و گفتم اجازه نخواهیم داد که آب و خاک و ناموس ایران و ایرانی را به تاراج و یغما ببرند . کشور امارات ۳۷ سال بیشتر عمر ندارد. این کشور تازه تاسیس نمی تواند ادعایی در مورد چیزهایی بکند که قبل از به دنیا آمدنش متعلق به کشور پهناور ایران با قدمتی حداقل ۳۴۰۰ ساله بوده است.
بیایید همه به فکر اعتلای فرهنگ صحیح ایرانی باشیم. چون همانطور که خودمان می دانیم در فرهنگ ایرانی موارد بسیاری وجود دارد که ناپسند است و به فرهنگ اصیل وصحیح و زیبای ایرانی مربوط نیست. بیاییم باعث افتخار ایران در پهنه گیتی باشیم. به دور از قوم گرایی و مذهب گرایی . بیایید به هم دوست باشیم و دست هم را بگیریم.نه اینکه پای هم را بکشیم و برای خوش آمد این و آن همدیگر را خوار و خفیف کنیم.
با امید ایرانی سرافراز و توانمند که در آن مذهب و قومیت مهم نباشد بلکه ایرانی بودن ملاک باشد .
چـو ایـــران نـباشـد تـن مـن مبـاد
بـدیـن بـوم و بـر زنـده یک تـن مبـاد
چو بخت عرب بر عجم چیره شد \ همی بخت ساسانیان تیره شد
همان زشت شد خوب، شد خوب زشت \ شده راه دوزخ پدید از بهشت
به ایرانیان زار و گریان شدم \ ز ساسانیان نیز بریان شدم
دریغ آن سر و تاج و اورنگ و تخت \ دریغ آن بزرگی و آن فرّ و بخت
چو با تخت، منبر برابر شود \ همه نام بوبکر و عمّر شود
تبه گردد این رنجهای دراز \ نشیبی دراز است پیشش فراز
به گیتی نماند کسی را وفا \ روان و زبانها شود پر جفا
از ایران و از ترک و از تازیان \ نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان، همه ترک و تازی بود \ سخنها به کردار بازی بود
نه جشن و نه رامش، نه گوهر نه نام \ به کوشش ز هرگونه سازند دام
ز شیر شتر خوردن و سوسمار \ عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیان را کند آرزو \ تفو باد بر چرخ گردان، تفو
با تشکر پیمان
+ نوشته شده در
Sun 13 Apr 2008ساعت
0:44 AM  توسط پيمان
|
خلیج همیشگی فارس به حمایت شما ایرانیان نیازمند است !

برای برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارث نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم روي لينک آبي زير کليک کرده و براي حذف نام خليج عربي آنرا امضا نماييد. کار سختي نيست http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html اين پيام را براي تمامي دوستانتان ارسال نماييد

خلیج همیشگی فارس و جزایر تا ابد ایرانی همیشه پاینده باد !!
با تشکر پیمان
+ نوشته شده در
Sat 12 Apr 2008ساعت
7:21 PM  توسط پيمان
|

با سلام دلیل گذاشتن این شعر در این پست فقط زیبایی ومعنی پر مفهوم شعراست. لطفا نشنید فکر کنید که الان پیمان قاط عاشقی زده .اینجا هیـــــــــــــــــــــــــــچ خبـــــــــــــــری از عشق نیست فعلا البته تا حالا؛ بعد ببینیم که چی میشه 








طلــــــب عشــــــق
یــــــادمــــــان باشد از امروزخــــــطايي نکنــــــيم
گــــــر که درخويــــــش شــــــکستيم صــــــدايي نکنيــــــم
پــــــر پروانــــــه شکســــــتن هنــــــر انســــــان نيــــــست
گــــــر شکستـيــــــم زغفــــــلت مــــــــــــن و مــــــايي نکنيــــــم
يــــــادمــــــان باشــــــد اگــــــر شــــــا خــــــه گلــــــي را چيــــــديم
وقت پــــــرپــــــر شدنش ســــــازو نوايــــــي نکنيــــــم
يــــــادمــــــان باشد اگــــــر خــــــاطــــــرمــــــان تنهــــــا مــــــانــــــد
طلــــــب عشــــــق، زهــــــر بــــــي ســــــرو پــــــايي نکنيــــــم
+ نوشته شده در
Tue 1 Apr 2008ساعت
11:56 PM  توسط پيمان
|

با سلام به همه هموطنان عزیز ؛
من امروز با عکسی درسایت بالاترین مواجه شدم که باعث شد این پست را بنویسم.
من کار ندارم که هرکس چه دین و مسلک وآیینی دارد. خواه مسلمان و یا مسیحی و یا زرتشت و یهود و بهایی و بودایی و غیره باشد.
ولی من از دوران کودکی همیشه به یاد دارم و می دیدم در تلویزیون و سریال ها که؛ کسانی که برای نیایش با خدای خود وارد معبد ویا کلیسا و کنیسا و مسجدی می شدند. دل از مادیات برای مدتی شسته وبرای یک گپ دوستانه با خدای خود روح و جسم خود را آماده میکردند، که از درد ها و احتیاجاتشان با خدای خود صحبت کنند و از او یاری بجویند.
دیگر به این فکر نمیکردند که آیا میشود در حضور دلدار هم کاری ناپسند کرد. همه همانند آب چشمه رفتار میکردند که ره به اقیانوس بیکران میخواهد ببرد.
ولی آیا مردم از نظر حداقل اعتقادات و پرنسیپ های اجتماعی سقوط کرده اند که به کفش دزدی و خلاف های آشکار و پنهان دست میزنند.
به کجا داریم می رسیم ؟
جامعه ای می تواند بی دین باشد ولی بی اخلاق نه . جامعه ای که بی اخلاق شد از آن هر جرم و خطایی سر میزند. آیا می توان به چنین جامعه ای اطمینان کرد؟
من فکر میکنم که باید در همه زمینه های فرهنگی و فقط فرهنگی زمینه سازی کرد و آموزش صحیح فرهنگی داد.
من در مورد دین صحبت نمیکنم ، بلکه در مورد واکنشهای یک جامعه بحران زده و بی اخلاق میگویم که از آن هر ناهنجاری بعید نیست . باید کم کم فرهنگ صحیح را جایگزین کنیم . حتی اگر این فرهنگ خوب وصحیح را دشمنمان دارد باید یاد بگیریم و به بهترین نحو ممکن بر روی خود اجرا کنیم .
به امید جامعه ای با اخلاق و با پرنسیپ های اجتماعی
با تشکر پیمان
+ نوشته شده در
Thu 27 Mar 2008ساعت
11:20 PM  توسط پيمان
|

با سلام به همه هموطنان عزیزم ؛ با یک دنیای آرزوی خوب و پر از موفقیت برای شما فرا رسیدن بهار ، شکفتن خنچه های زندگی و سبز شدن دل طبیعت را تبریک میگویم.
امیدوارم که امسال سالی پر از موفقیت و کامیابی برای همه هموطنان عزیزم در سراسر گیتی باشد.

عید باستانی بر همه مبارک وفرخنده باد .
با تشکر پیمان
+ نوشته شده در
Thu 20 Mar 2008ساعت
2:6 PM  توسط پيمان
|

هفت سین سفرهای است که ایرانیان هنگام نوروز میآرایند. این هفت قلم «سین» میتوانند هر چیزی با آوای آغازین «سین» باشند (نمادی از «سپنتا»). برای مثال این هفت قلم «سین» بسیار رایج هستند:
♥ سبزه
♥ سنبل
♥ سیر
♥ سماق
♥ سرکه
♥ سکه
♥ سیب
هرچند که در سفره هفت سین باید بهرحال هفت جز که با آوای «سین» آغاز میشوند چیده شود، ولی برای زینت و چیدمان دلپذیرتر سفره هفت سین، تقريبا همه خانوادههای ایرانی اجزا دیگری هم در سفره می چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال میکنند.
آینه و کتابی مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریبا در هر سفره هفت سینی چیده میشود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره میگذارند.سمنو و سنجد نیز گاهی به عنوان یکی از اعضای سفره به کار میروند
در کشورهای مختلف هفت سینهای متفاوتی پهن میشود، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهایي مانند:
♥ سبزه
♥ سنجد
♥ سیر
♥ سماق
♥ سرکه
♥ سمنو
♥ سیب
♥ سپند (اسفند)
در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینیهای سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران، و آینه، قرار دهند.

این سفره در دوران باستان (هفت شین) (شهد، شکر، شیرینی، شراب، شب بو، شالین، شبدر) بوده است اما در پی ممنوعیت شراب در ایران در قرن ۳ هجری این هفت «سین» بود که جای هفت شین را گرفت، در اصل هفت شین ثابت بود اما هفت سین تقريبا هر چیزی که از نظر مردم خوش یمین باشد و با سین شروع شود میتواند باشد. این سفره اجزائی دیگر هم دارد مانند آینه که نماد نور و راستی است، ماهی که نماد زندگی نیک بختی است، شمع که نماینده آتش است، گل که نماد دوستی است و کتاب که نماد دانائی است موبدان آدریان شوش در همان سال های اعراب هفت سین را جای گزین هفت شین کردند که هفت سین آنها عبارت بود از :

سبزه: نماد خرمی و نو زیستی
سرکه: جایگزین شراب و نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده می شد)
سمنو: نماد خیر و برکت
سیب: نماد مهر و مهرورزی
سیر: نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
سماق: نماد مزه زندگی
سنجد: نماد حیات و بزر حیات

عود که امروزه در نوروز فراوان استفاده میشود در گذشته نماد ثروت خانواده بود که عود که از هند آورده شده است بسوزانند و بقیه اسپند میسوزاندند.
امروزه در این سفره سنبل، سکه و … نیز ديده میشود از آنجا که این سفره دیگر جنبه مذهبی ندارد هر کس به اختیار خود در آن آزاد است.
این سفره بعضی آداب خاص نیز داشته است از جمله این که افراد باید با لباس آراسته بر سر سفره حاضر شده و اگر کسی اوموک (یک لنگه کفش به پا) داشت میگفتند وی تا آخر سال زندگیش لنگ میزند
با تشکر پیمان
منبع سایت: عاشقونه
+ نوشته شده در
Thu 20 Mar 2008ساعت
1:57 PM  توسط پيمان
|