تبليغاتX
مجله الكترونيكي پيمان

مجله الكترونيكي پيمان

هر چه میگویم به قدر فهم توست.......... مردم اندر حسرت فهم درست

سپندارمذ روز دلداده گان ايراني بر همه ايرانيان شاد باش

سپندارمذ  روز دلداده گان ايراني بر همه ايرانيان شاد باش

                   

اين روزها مردم برگزاري جشنها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد, تمدن و تفاخر ميدانند,,, سفره هفت سين نمي چينند اما در آراستن درخت کريسمس اهتمام ميورزند .

سپندار مذ فروتنی و مهر پاک و نماد پارسایی است.

اسپندارمد دختر اهوره مزداست و در طرف چپ او مي‌نشيند . چون زمين زير نظر اوست ،‌ مي‌گويند كه به چهارپايان چراگاه مي‌بخشد ، اما خصوصيت راستين او از نامش بر مي‌آيد كه «بجا انديشي» يا «اخلاص» معني‌ مي‌دهد .

 وي مظهر فرمانبرداري مؤمنانه ، هماهنگي مذهبي و پرستش است . در مورد او مي‌گويند كه در برابر زردشت ظاهر شد ، و اين نمادي مناسب است براي نشان دادن فرمانبرداري صادقانه‌ي پيامبر نسبت به پيام خود و احساس مخلصانه‌ي او .

 اسپندارمد وقتي كه دزدان و مردان بد و زنان بي‌ملاحظه آزادانه روي زمين راه مي‌روند آزرده مي‌شود ، اما زماني‌كه پارسايان به كشت و كار و پرورش چهارپايان مي‌پردازند يا هنگامي كه فرزند پارسايي زاده مي‌شود ، شادمان مي‌گردد .

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Fri 15 Feb 2008ساعت 4:27 AM  توسط پيمان  

روز ولنتاین به همه هموطنان مبارک !!

 

   

سلام به همه دوستان  . روز ولنتاین را به همه دوستانی که یه دوست دختر خوشگل و ناز ویا یه دوست پسر خوش تیپ دارند تبریک میگم . و براشون آرزوی کلی کادوی باحال میکنم . به مجرد ها هم ؛از جمله خودم تسلیت میگم که اینقدر بی عرضه ایم که کسی را هنوز نداریم .

 ولنتاین

ولی امیدوارم تا سال دیگر کارمون ردیف بشه . در ضمن چند روز دیگر روز سپندرمذدگان هست. روز عشاق ایرانی. اون روز را هم از الان به جفتها تبریک میگم .بابا یک کم مرام داشته باشین مارا هم دعا کنید دیگر . ما که امسال هم سرمون دم ولنتاینی بی کلاه موند.

قربون همگی
خدانگهدارتون
پیمان

+ نوشته شده در  Mon 11 Feb 2008ساعت 12:0 PM  توسط پيمان  

زمانی برای عاشقی با یک بوسه !!

 

                 

عکس بالا را دیروز یکی از کاربران سایت بالاترین   در سایت قرار داده بود . نوشته بود آیا میشه متنی بر این عکس نوشت و یا نه !!

من با خودم فکر کردم شاید موضوع جالبی باشه . عنوان نوشته و نوشته از خودم هست خوشحالم می شم بخونید و اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید با من مطرح کنید.

         **********-----------------------------------------------**********

ظاهرا گربه باید همیشه گرسنه باشه و هر قفسی در خانه با یک پرنده ، جایی برای آزمایش قدرت و سرعت  گربه برای به دست آوردن طعمه ای که، گرفتار در قفسی آهنی وهمچنین   خودخواهی ما انسانها است.

ولی عکسی را که من دیدم حکایت بس غریبی داره؛ از دنیای عادی ما انسانها که ما عادت کردیم  ببینیم هر جنبنده و غیر جنبنده ای تو این دنیای بزرگ  همیشه باید بازیگر نقشی باشه که کارگردان دنیا تو این تئاتر مسخره و پیچیده ، بهش داده .

 ما فکر میکنیم که کوه ها با اون همه صلابت خالی از احساس هستند ولی وقتی که آتشفشان شروع به فوران میکنه ، یه قسمتی از بدن کوه که حالا ذوب شده ؛از درون دل کوه جاری میشه و می بینیم که قلب کوه انگار خیلی خیلی گرفته و  دلتنگ بوده، که اشکهاش را به صورت ذوب شدن بدن خودش به نمایش گذاشته . تازه این قسمت مال موجودات بیجان تئاتر هستی هست .

 من از وقتی که بچه بودم به من می گفتن مرغ عشق تمام احساسش را تو صداش می ریزه و تمام عشقش جفتشه .وقتی صاحبش را می بینه ذوق میکنه و دوبرابر؛ هم به دلگرمی وجود پرنده جفتش میخونه و هم، به عشق صاحبش.

ولی وقتی که جفتی نیست و تنهایی گوشه قفس هستی. باید خیلی هنرمند باشی که بتونی هم صاحبت را با صدای خودت مست کنی و هم قلب خودت قنج بره از شنیدن صدای خودت و هم اینکه اینقدر صدای جادویی داشته باشی که گربه ای را  که  زیر قفس و گوشه کاناپه منتظر یک فرصت هست تا ، فرصت را به غنیمت تبدیل کنه؛  تا تو را نوش جان کنه،  عاشق خودت بکنی .

این عکس به من میگه میشه !!

 هر چقدر هم دشمنت پنجه های تیزی داشته باشه اون هم میشه عاشق بشه و میشه عاشقش کرد. فقط یک سینه پر از عشق میخواد تا بی دلیل و از ته دل برای همه؛ عاشقانه بخونه .

اون وقته که دشمنت به خاطر سپاس و به نشانه عاشق بودن لبهای خودش را روی منقار کوچولوت میگذاره و می بوسه !!

 

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Sat 9 Feb 2008ساعت 2:39 AM  توسط پيمان   | 

هلو بخورمت !! - ( یک ونوس بسیار سکسی از میوه سکسی هلو)

 

     

 

 سلام به همه آیا تا بحال شنیدین که ما ایرانی ها به دختر های خوشگل میگیم : " هلو!! بخورمت"

حالا دقیقا یه عکس من تو وبگردی هام  پیدا کردم که واقعا این تیکه  ایرانی را ثابت میکنه .

 البته لازم به توضیح هست که این ونوس زیبا با استفاد از ۲۴۰۰۰ عدد هلو خوشگلو خوشمزه درست شده است.

واقعا دست هنرمندش  درد نکنه که چه تیکه ای ساخته !!!

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Mon 4 Feb 2008ساعت 4:8 PM  توسط پيمان   | 

چگونه به صورت پیشرفته زبان انگلیسی بیاموزیم !!

   

با سلام خدمت همه هموطنان عزیز ، در جهان حاضر الان یکی از مهمترین مواردی که در زندگی و پیشرفت نقش مثبتی می تونه بازی کنه شناخت حداقل یک زبان بین المللی ، غیر از زبان مادری است.

و کسانیکه بغیر از زبان مادری و زبان انگلیسی ، زبان خارجی دیگری را هم بلد هستند میتوانند، شانس بهتری برای کار و زندگی اجتماعی داشته باشند. با خودم فکر کردم که این مطلب هم به من و هم به خیلی از دوساتن علاقمند به زبان انگلیسی می تونه کمک کنه که هر چه بهتر زبان انگلیسی را فرا بگیریم .

دوستان عزیز  باید این را عنوان کنم که مطلب فوق بر گرفته از وببلاگ از مشهد تا بریزبن هست. و من لینک وببلاگ را در انتهای متن قرار میدهم .

انیس از من خواست تا مطلبی در مورد چگونگی یادگیری زبان انگلیسی بنویسم. من هم سعی کردم این کار رو انجام بدم و تجربیات خودم رو با دیگران به اشتراک بذارم. اما این نکته رو باید یادآوری کنم که مطالبی که در این پست نوشته شدن صرفا تجربیاتی هستن که من از طرق مختلف ( تکنیک هایی که خودم کشف و استفاده کردم، معلمین زبانی که داشتم و خصوصا تجربیاتی که در طول زندگی یک سال و نیمه در یک کشور انگلیسی زبان به دست آوردم و …) بهشون رسیدم. پس مسلما بعضی از مواردی که ذکر خواهم کرد عاری از ایراد و اشتباه نیستن. من هم ادعا ندارم که اون چه که من پیشنهاد می کنم بهترین هست. تنها چیزی که می تونم بگم این هست که تمامی مواردی رو که ذکر می کنم، خودم شخصا به کار بردم و عملا نتیجه ی حیرت آورش رو دیدم. این مطلب بیشتر مهاجرین و کسانی که قصد مهاجرت به یک کشور انگلیسی زبان دارن رو مورد خطاب قرار داده اما ممکنه برای سایر علاقه مندان به زبان هم نکاتی داشته باشه.


هرگز اهمیت زبان رو فراموش نکنید :

 زبان کلید طلایی موفقیت در جامعه ی جدیدتون هست. تا وقتی حرف زدن فصیح و شیوا رو یادنگرفتین موفقیت کاری خیالی بیش نیست. اگر واقعا تصمیم دارین در کار و زندگی در اینجا (استرالیا یا هر کشور دیگه ای) موفق باشین، زبان اولین و مهمترین چیزی هست که باید به بهترین شکل ممکن فرا بگیرینش. پس تمام قواتون رو جمع کنین و آماده ی تلاشی سخت باشین. فکر نکنین با شرکت کردن در آزمون آیلتس و ترجمه کردن چند تا متن، دیگه آخر زبان شدین. نخیر! راهی بس طولانی رو در پیش رو دارین. یادگیری زبان پروسه ای هست که در ادامه ی زندگی جدیدتون باید به صورت جدی و غیر قابل توقف دنبالش کنین. در هر سطحی که هستین باز هم نیاز به اصلاح و ارتقاء خودتون دارین.


مهمترین نکته ای که در یادگیری زبان دوم باید مد نظر قرار داد این هست که خجالت رو باید کنار گذاشت. این مورد رو فعلا در ذهن داشته باشین بعدا بیشتر در موردش می گم.
یادگیری زبان رو می شه به دو شاخه ی اصلی تقسیم کرد: گرامر و لغات. باید هر دو سطح رو ارتقا بدین و نمی تونین به تقویت یک کدوم بپردازین و دیگری رو نادیده بگیرین. اما به یاد داشته باشین که گرامر محدود و لغات نامحدود هستن.

پس شما بالاخره در مقطعی یادگیری گرامر رو تموم خواهید کرد اما به هیچ عنوان نخواهید تونست تمام لغات انگلیسی رو یاد بگیرین. حتی اگه تمام عمرتون رو هم به یادگیری لغات اختصاص بدین. باید سعی کنین در یادگیری لغات اولویت بندی کنین. این خیلی حیاتی هست. این که چه لغاتی رو اول باید یاد بگیرین و کدوم لغات اهمیت بیشتری دارن. اگر بدون برنامه شروع به حفظ کردن لغات کنین می تونم بگم که بخش عمده ای از وقتتون رو هدر دادین. یکی از بدترین ایده هایی که در این زمینه وجود داره این هست که دیکشنری رو باز کنین و از یک کنار شروع کنین به حفظ کردن لغات. هرگز این کار رو نکنین. مگر این که اینقدر در یادگیری زبان پیش رفته باشین که پیدا کردن لغتی که بلد نیستین براتون مشکل باشه که معمولا در سال های ابتدایی مهاجرت رسیدن به همچین سطحی تقریبا محال هست.

برای انتقال لغات به حافظه ی بلند مدت و جلوگیری از فراموشی اون، من روش  جعبه ی لایتنر(که به اسم های دیگه ای مثل جی 5 و غیره هم شناخته می شه) رو پیشنهاد می کنم. خودم اکثر لغاتی رو که الان می دونم از این طریق حفظ کردم و معتقد هستم که روش خیلی موثری هست. اگه نمی دونین جعبه ی لایتنر چی هست اینجا رو بخونین. به یاد داشته باشین که مجبور نیستین حتما محصول های تجاری مثل جی5 و غیره رو بخرین. می تونین خودتون با مقوا کارت های کوچیکی درست کنین و در یک طرفش لغت انگلیسی و در طرف دیگش معنای اون رو( به انگلیسی) بنویسین و در خانه های پنج گانه ( که می تونن لیوان، جعبه یا هر چیز دیگه ای باشن) قرارشون بدین و در بازه های زمانی مشخص مرورشون کنین تا مطمئن باشین که در حافظه ی دائمتون قرار گرفتن.


خودتون رو مقید کنین که روزانه بسته به سطح زبانتون و میزان وقتی که دارین تعداد مشخصی لغت جدید رو با این روش یاد بگیرین و تعداد مشخصی فلش کارت درست کنین. من زمانی که برای آزمون آیلتس آماده می شدم و تمام وقتم رو برای زبان گذاشته بودم حتی تا پنجاه لغت در روز هم حفظ می کردم . دائما تکرارشون می کردم تا در حافظم بمونن. البته در اون مقطع تمام وقتم رو برای زبان گذاشته بودم. من هنوز هم دارم این کار رو انجام می دم و با توجه به این که صبح تا شب سر کار هستم و وقتی به اون صورت ندارم مقدارش رو به ده لغت کاهش دادم. اما کاملا مقید به این ده لغت در روز هستم و بار ها پیش اومده که وقت نکردم غذا درست کنم اما ده لغت رو یاد گرفتم. فراموش نکنید که آدم های موفق کسانی هستند که خودشون خوشون رو مقید و مجبور به انجام کاری می کنن و برای قوانینی که خودشون برای خودشون می ذارن احترام قائلن. یه قانون برای یاد گیری لغات جدید برای خودتون بذارین. مثلا روزی ده یا بیست یا … لغت جدید. اما به خودتون قول بدین تا وقتی این تعداد لغات رو یاد نگرفتین به رختخواب نرین!

اما چه طور بفهمیم کدوم لغات رو باید یاد بگیریم و کدوم لغات رو بذاریم برای بعد. این سوالی هست که خودم مدت ها دنبال جوابش بودم و راه های مختلفی رو برای پیدا کردنش دنبال کردم. اما قبل از اینکه راه کارهای من رو دنبال کنین اول باید به یه سطح مشخص رسیده باشین. معمولا چهار هزار لغت برای صحبت کردن و رسیدن به سطح آغازینی که من دارم ازش حرف می زنم کفایت می کنه اما یادتون باشه که این ابتدایی ترین سطح ممکن هست و تازه پله ی شروع یادگیری پیشرفته ی زبان به حساب میاد. برای رسیدن به این سطح کتاب های مقدماتی و متوسط لغات راه گشا های خوبی هستند.. من خودم شخصا این کتاب ها رو استفاده کردم و به نظرم کتاب های فوق العاده ای اومدن. دو جلد اولش (جلد اول با رنگ آبی و جلد دوم به رنگ زرد) فوق العاده مهم هستن. اکثر لغات جلد اول رو ممکنه بلد باشین اما به نظر من به مرور کردنش می ارزه. جلد دوم که زرد رنگ هست کمک خیلی خوبی می تونه بهتون بکنه. این کتاب ها در ایران به راحتی یافت می شن و از منابع معروف لغات به حساب میان. والا من جلد سوم رو خودم نخوندم و نمی تونم در موردش اظهار نظر کنم.


خوب، مغرور نشین! با تموم کردن دو کتابی که معرفی کردم تازه وارد مرحله ی آغازین یادگیری پیشرفته ی زبان شدین. یادگیری لغات همچنان ادامه داره. اما حالا از کجا لغات مفید رو پیدا کنین و یادگیریشون رو شروع کنین؟ من روش های مختلفی رو امتحان کردم. یکی از راه هایی که در ابتدا دنبال می کردم وسایت هایی بود که کلمات جدید رو به شما می داد. من مدتی از یکی از اونا استفاده کردم. حدود سیصد چهارصدتا از کلماتش رو که یاد گرفتم احساس کردم این بهترین کاری نیست که می شه انجام داد. توی صحبت کردنم با همکار های استرالیاییم اون لغات رو استفاده می کردم و نتیجه فوق العاده خنده دار بود. بعضی وقت ها معنی کلمه ای که استفاده می کردم رو نمی فهمیدن و مجبور می شدن دیکشنری باز کنن. خیلی مسخره بود که من زبان دومی کلماتی رو استفاده می کردم که همکار هام که بومی استرالیا بودن و زبان مادریشون انگلیسی بود و تحصیلات دانشگاهی داشتن بعضی هاش رو نمی تونستن بفهمن. حالا اینا تحصیل کرده های این جامعه بودن. حالا تصور کنین این لغات رو اگه در کوچه و بازار استفاده کنین چقدر مردم متوجه منظورتون می شن. یک چیز رو متوجه شدم: لغاتی که در دو کشور انگلیسی زبان به طور مکرر استفاده میشن با هم متفاوتن. یک وبسایت (یا یک کتاب) به هیچ وجه نمی تونه یه نسخه بده و بگه این برای تمام زبان آموزان -در هر کشوری که قصد دارن زندگی کنن- مناسب هست( به استثنای لغات مقدماتی)

 

اما بالاخره منابع پیشهادی من برای بسط لغات:

 

  1. بهترین منبع کلمات مردم دور و برتون هستن(مسلما این تکنیک وقتی به کارتون میاد که وارد یک کشور انگلیسی زبان شده باشین). سعی کنین هر جایی که هستین( توی ترن، اتوبوس، سر کار…) به دقت به حرف زدن دیگران گوش بدین. قصد شما فراگیری زبان هست نه فضولی در کار دیگران. پس خیالتون راحت باشه که کار غیر اخلاقی انجام نمیدین. بهتر هست همیشه یک کاغذ و قلم همراهتون باشه و کلماتی رو که می شنوین و معنیشون رو نمی دونین رو بلافاصله یادداشت کنین و در فرصت مناسب از توی دیکشنری مفهومش رو پیدا کنین.اگه در همون لحظه کلمه رو یادداشت نکنین شک نداشته باشین که بعدا از یادتون می ره و افسوسش رو می خورین. اگه سر میز نهار هستین و دارین با همکار هاتون حرف می زنین و اونا کلمه ای رو استفاده می کنن که شما معنیش رو نمی فهمین بلافاصله همونجا یادداشتش کنین. اگه در مورد دیکته صحیحش مطمئن نیستین سعی کنین فقط آهنگ کلمه رو یادداشت کنین؛ بعدا که توی لغت نامه واردش کنین اگه اشتباه باشه گزینه های مشابه رو دیکشنری بهتون میده و با کمی دقت می تونین معنی کلمه مورد نظر رو پیدا کنین. اگر موقعیت مناسب هست می تونین مستقیم از خود طرفی که این کلمه رو استفاده کرده خواهش کنین که براتون اسپلش کنه. مهم ترین اصل یادگیری زبان رو فراموش نکنین: خجالت رو باید کنار بذارین!

 

  1. جای دیگه ای که همیشه کلمات مفید توش پیدا میشه توضیحات لغت نامه های انگلیسی به نگلیسی هست. اگر- بعد از عبور از سطوح مقدماتی زبان- هنوز دارین از لغت نامه های انگلیسی به فارسی استفاده می کنین بدونین که دارین بدترین ظلم رو به خودتون می کنین. لغت نامه ی انگلیسی به انگلیسی در یادگیری پیشرفته زبان فوق العاده موثر هست. در این لغت نامه ها، در جمله ای که برای توضیح معنای یک کلمه در مقابل اون نوشته شده از شفاف ترین کلمات ممکن استفاده شده تا برای همه قابل فهم باشه. اگه معنی هر کدوم از اون کلمه ها رو نمی دونین بلافاصله یادداشتش کنین. هیچ کدوم از اون کلمه ها رو نباید از دست بدین. اون کلمات جواهرهای با ارزشی هستند که دونه دونشون رو باید بجوید (مراقب دندوناتون باشین). در توضیحات لغت نامه هیچ کلمه ای نباید باشه که شما بلد نباشین. اگه به چشمتون خورد فورا معنیش رو پیدا کنین و حفظش کنین. کلمات موجود در جمله ی تشریحی رو باید در کنار کلمه ی اصلی یاد بگیرین. کلماتی که در قسمت مثال های این لغت نامه ها به کار رفته هم در درجه ی بعدی اهمیت قرار دارن. من خودم از Longman - که به حق یکی از بهترین لغت نامه های دنیا هست- استفاده می کنم چون توضیحاتش بی نهایت شفاف و واضح هست و به خوبی مفهوم کلمه رو منتقل می کنه. نرم افزارش در ایران به راحتی پیدا میشه و به صورت آنلاین هم می تونین از اینجا بهش دست رسی داشته باشن.

 

  1. روزنامه های محلی منطقه ای که توش زندگی می کنین هم منبع خوبی برای یادگیری کلمات هستند. خصوصا اون ستونی که مردم نظرات و انتقادات و پیشنهاداتشون رو نوشتن. اون جملات تشکیل شده از کلماتی هستند که توسط مردم عادی نوشته شدن. فراموش نکنین که شما اول باید اکثر کلماتی که همه ی مردم استفاده می کنن رو یاد بگیرین و بعد سراغ کلمات پیشرفته تر برین. سرمقاله ی این روزنامه ها هم قسمت مفیدی هست که باید خونده بشه اما در مورد اینکه تمام لغاتش رو باید حفظ کرد یا نه، مطمئن نیستم.

لغات یکی از مهمترین پایه های زبان هستند که هم در گوش دادن وحرف زدن و هم در نوشتن و خوندن به کار میان. اهمیت لغات رو دست کم نگیرین و برای ارتقای سطح لغاتی که می دونین به سخت ترین شکل ممکن تلاش کنین. در هنگام یادگیری لغات حتما طرز صحیح تلفظ اونا رو هم یاد بگیرین. نرم افزارهایی در این زمینه وجود دارن که می تونین از اونا کمک بگیرین. اینجا هم می تونین تلفظ صحیح کلمات رو به صورت آنلاین بشنوین.

چند نکته حیاتی که در حین یادگیری زبان باید به یاد داشته باشین:

 

تلاش نکنید که سریع صحبت کنید

  •  برخلاف نظرخیلی از معلمین زبان من فکر می کنم -تا وقتی که آهنگ صحیح ادای جملات دستتون نیومده- کلمات یک جمله رو باید به شکل کاملا شمرده بیان کنین. برای گرفتن آهنگ صحیح جملات کافی هست که به دقت به صحبت کردن بومی ها گوش کنین. به موقعیت زبونشون در حین حرف زدن…به شدت و ضعف بیان کلمات مختلف جمله…به کوچک ترین و ریزترین موارد ممکن دقت کنین. اگر شمرده صحبت کردن رو شروع کنین و همزمان به صحبت کردن دیگران(بومی ها) به دقت گوش بدین، مطمئن باشین که بعد از مدتی آهنگ صحیح جملات دستتون میاد و بعد از چند ماه سرعت حرف زدنتون به صورت خودکار افزایش پیدا می کنه. شرط مهم این قضیه این هست که افزایش سرعت نباید به صورت ارادی انجام بشه وگرنه ممکنه جملاتتون نامفهوم و ناواضح به نظر بیاد و کسی متوجه منظورتون نشه.

 

  • به تلفظ صحیح حروف دقت کنین. مطمئنا می دونین که برای تلفظ Th در انگلیسی باید زبونتون نوک دندوناتون رو لمس کنه . تلفظ حرف V هم با W کاملا متفاوت هست. برای تلفظ W نه دندون با لب تماس پیدا می کنه و نه لب ها با هم. فقط لب ها به هم نزدیک می شن. درصورتی که برای تلفظ حرف V دندون کاملا با لب تماس پیدا می کنن. فراموش نکنین که این نکات ریز و به ظاهر کوچیک در لهجه ی شما تاثیر فراوانی دارن. پس سعی کنین با تمام جزئیات رعایت کنینشون.

 

  • دوستان بومی نیروهای بسیار پرقدرتی در جهت اصلاح زبان شما هستند. از اون ها خواهش کنین که وقتی حرف می زنین اشتباهاتتون رو بگیرن. روشی که من خودم استفاده می کنم این هست که بهشون می گم هر موقع من چیزی رو اشتباه گفتم همونجا حرفم رو قطع کنین و درستش رو بهم یادآوری کنین. دوستان مودب و مهربونم در ابتدا از انجام این کار اجتناب می کردن اما وقتی اصرار من رو دیدن نظرشون عوض شد. مهمترین اصل یادگیری زبان رو دوباره یادآوری می کنم: خجالت رو بذارین کنار!

 

  • نوشتن به زبان انگلیسی رو شروع کنین و از دوستانتون (دوستان بومی که به شما نزدیک هستن و حاضرن براتون وقت بذارن) بخواین که نوشته هاتون رو تصحیح کنن. می تونین یه بلاگ ایجاد کنن و در اون بنویسین و دوستانتون در قسمت نظرات اشتباهاتتون رو بهتون یادآور بشن.

 

  • انگلیسی فکر کنین. حرف زدن به انگلیسی رو حتی با خودتون هم که شده تمرین کنین. دائما سعی کنین کارهایی رو که دارین انجام می دین یا می خواین انجام بدین رو با خودتون به انگلیسی مرور کنین.

 

  • به مکالمات انگلیسی زیاد گوش بدین. به رادیو، تلویزیون یا هر جای دیگه ای که داره به زبان انگلیسی ( خصوصا با لهجه ی مورد نظر شما) صحبت می شه به دقت گوش بدین. یه خورده که پیش رفتین سعی کنین تمام کلمات یک جمله رو بشنوین. روی هر کلمه ی به ظاهر اضافه ای که می شنوین دقیق بشین و سعی کنین بفهمین چرا فرد مورد نظر از اون ساختار جمله استفاده کرد. این مسئله به اصلاح گرامرتون خیلی کمک می کنه.

چند وقت پیش یکی از همکارانم ازم پرسید چند وقت هست که اینجا هستی. در جواب گفتم حدس بزن. یکمی فکر کرد و بعد گفت: “وقتی من دارم سریع حرف می زنم کلامم رو می فهمی و من نیاز ندارم که یواش تر حرف بزنم. در حرف زدن خودت هم لهجه نداری. پس باید مدت زیادی باشه که اینجا هستی. اینجا به دنیا اومدی درسته؟”

البته همکار سابقم داشت یه خورده اغراق می کرد، اما من برای این به این مطلب اشاره کردم که بگم گرچه بعضی از مواردی که در بالا ارائه شد بر خلاف گفته ی معلمین زبان هستن اما من شخصا همشون رو به کار بستم و هنوز هم دارم ازشون استفاده می کنم و برای من خیلی خوب جواب دادن. برا همین جرات نوشتنش رو به خودم دادم.

 

نکته ی آخر اینکه نوشتن این مطلب در مورد یادگیری زبان اصلا به این مفهوم نیست که من الان ته زبان انگلیسی هستم. همونطور که اشاره کردم هنوز دارم به سختی تلاش می کنم تا زبانم رو بهتر کنم و نقاط ضعفم رو پوشش بدم. من فقط یک زبان آموز هستم، کسی که دوست داشت اندوخته هاش رو با شما به اشتراک بذاره :)

منبع مطلب - وببلاگ از مشهد تا بریزبن

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Sun 3 Feb 2008ساعت 3:43 PM  توسط پيمان   | 

فهرست معنی نام کشورها

 

در اینجا معنی نام کشورهای جهان در جلوی نام آنها آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان کمانک آورده شده است :

                     

آذربایجان :آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)


آرژانتین :سرزمین نقره(اسپانیایی)


آفریقای جنوبی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)


آفریقای مرکزی :سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)


آلبانی: سرزمین کوهنشینان


آلمان :سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی – ژرمنی)


آنتیگوا و باربودا :


آندورا :


آنگولا :از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود


اتریش : شاهنشاهی شرق (ژرمنی)


اتیوپی : سرزمین چهره سوختگان (یونانی)


اردن :


ارمنستان : سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)


اریتره :


ازبکستان : سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)


اسپانیا : سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)


استرالیا : سرزمین جنوبی (از لاتین)


استونی : راه شرقی (ژرمنی)


اسرائیل : جنگیده با خدا (عبری)


اسکاتلند :سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)


اسلوواکی :


اسلوونی :


افغانستان :سرزمین قوم افغان(دری فارسی)


اکوادور :خط استوا (اسپانیایی)


الجزایر :جزیره ها(عربی)


السالوادور :رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)


امارات متحده عربی :شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)


اندونزی :مجمع الجزایر هند(فرانسوی)


انگلیس :سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)


اوروگوئه :شرقی

 
اوکراین :منطقه مرزی(اسلاوی)

 
اوگاندا :


ایالات متحده امریکا :از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی


ایتالیا : شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)


ایران : سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)


ایرلند : سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)


ایسلند : سرزمین یخ (ایسلندی)

                    


باربادوس :


باهاما : دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)


بحرین : دو دریا (عربی)


برزیل : چوب قرمز


برونئی :


بریتانیا : سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)


بلژیک : سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.


بلغارستان :


بلیز : یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود


بنگلادش : ملت بنگال (بنگلادشی)


بنین :


بوتان : تبتی تبار


بوتسوانا : سرزمین قوم تسوانا


بورکینافاسو : سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره –دیولا)


بوروندی :


بوسنی و هرزگوین :


بولیوی : از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

                         


پاپوا گینه نو :


پاراگوئه : این سوی رودخانه


پاکستان : سرزمین پاکان


پالائو :


پاناما :جای پر از ماهی(زبان کوئِوا )


پرتغال : بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)


پرو :


پورتوریکو : بندر ثروتمند (اسپانیایی)


تاجیکستان :


تانزانیا :این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است


تایلند :سرزمین قوم تای


تایوان :


ترکمنستان : سرزمین ترک مانندها


ترکیه : سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)


ترینیداد و توباگو :


توگو :


تونس :


تونگا :


تووالو :

                         


جامائیکا : سرزمین بهاران


جیبوتی : شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)


چاد : دریاچه ( زبان بورنو)


چک :


چین :سرزمین مرکزی(چینی)


دانمارک : مرز قوم "دان "


دومینیکا :


دومینیکن : کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)


روآندا :


روسیه : کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش" )


روسیه سفید (بلاروس ):درخشنده(روس) سفید(روسی)


رومانی : سرزمین رومی ها


زامبیا :


زئیر :


زلاند نو :زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)


زیمبابوه :


ژاپن : سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)

                          


سائوتومه و پرنسیپ :


ساحل عاج :ساحل عاج


ساموآ :


سان مارینو :


سریلانکا : جزیره باشکوه (سنسکریت)


سلیمان جزایر :از نام حضرت سلیمان


سنت کیتس ونویس:


سنت لوسیا:


سنت وینسنت و گرنادین:


سنگاپور:


سنگال:


سوئد: سرزمین قوم "سوی"


سوازیلند:سرزمین قوم سوازی


سوئیس: سرزمین مرداب


سودان: سیاهان(عربی)


سورینام:


سوریه: سرزمین آشور (سامی)


سومالی:


سیرالئون: کوه شیر


سیشل:


شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)


صحرا:بیابان(عربی)


صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)

                       


عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)


عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.


عمان:


غنا:


فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)


فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن


فنلاند:سرزمین قوم "فن"


فیجی:


فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

                       


قبرس:


قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)


قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)


قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)


کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)


کامبوج:


کامرون:


کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")

 
کرواسی:


کره جنوبی:


کره شمالی:


کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)


کنگو :


کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)


کوبا:


کومور:


کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)


کیپ ورد:


کیریباسی:

   
گابون:


گامبیا:


گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)


گرنادا:


گواتمالا:


گینه:


گینه استوایی:


گینه بیسائو:


لائوس:


لتونی:(لاتویا)


لبنان:سفید(عبری)


لسوتو:


لوگزامبورگ:

                       


لهستان: سرزمین قوم "له"


لیبریا: سرزمین آزادی


لیبی:


لیتوانی:


لیختن اشتاین:


ماداگاسکار:


مارشال جزایر:


مالاوی:


مالت:


مالدیو:


مالزی:


مالی:


مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)


مراکش:(مغرب)


مصر: شهر - آبادی


مغولستان:


مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین‌ها (یونانی)

 
مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)


موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)


موریس:


موزامبیک:


مولداوی:


موناکو:


مونته نگرو:


میانمار:(برمه)


میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)


نائورو:


نامیبیا:


نپال:


نروژ: راه شمال


نیجر: سیاه (لاتین)

 
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)

 
نیکاراگوئه: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)


واتیکان: گرفته شده از نام تپه‌ای به نام واتیکان (اتروسکی)


وانواتو:


ونزوئلا: ونیز کوچک


ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)


ویلز:بیگانگان(ژرمنی)


هائیتی:


هلند: سرزمین چوب (آلمانی)


هند:پر آب (فارسی باستان)


هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)


یمن: خوشبخت


یونان: سرزمین قوم "یون"

 

+ نوشته شده در  Fri 1 Feb 2008ساعت 2:54 PM  توسط پيمان   | 

خط نستعلیق، جلوه ای زیبا از زبان و فرهنگ پارسی !!

                               

با  سلام به همه هموطنان  عزیزم  در هر جای این  سرای گیتی که زندگی میکنید .

 

خوشحالم که امروز برای اولین بار میتونم در وببلاگم  از خطوط زیبای نستعلیق  ایرانی    استفاده

 

کنم . فکر میکنم    تنوع خوبی است . این هم یک  امتحان کوچک هست  ،  برای خالی نبودن عریضه  .

 

من   فکر میکنم که خطوط زیبای نستعلیق    فارسی     چهره ای       زیبا    به      فرهنگ           و    زبان    فارسی     می دهد .      

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

خط نستعلیق یکی از خط‌هایی است که در نوشتن متن‌های فارسی و اردو و گاه عربی بکار می‌رود. این خط بیشتر

 

در ایران رواج دارد و خوشنویسان ایرانی بیشتر با این خط به هنرنمائی می‌پردازند.

 تاریخچه

 

در اواخر سده هشتم و اوایل سده نهم هجری یعنی در عهد تیموری از درآمیختن دو خط نسخ و تعلیق خوشنویسی

جدیدی برای خط فارسی در ایران بوجود آمد که «نسخ تعلیق» نامیده شد و بعدها به نام «نستعلیق» شهرت

 یافت.

 

خط نستعلیق دومین خط خاص ایرانیان می‌‌باشد. خط نستعلیق فاقد علایم زیر و زبر و پیش است و با توجه به

ظرافت‌ها و گردش‌های لطیفی که در حرکت‌ها و شکل حروف دارد کم کم جایگاه خود را در خوشنویسی جهان باز

کرد. برخی آن را «عروس خطوط اسلامی» می‌گویند.

 

ابداع خط نستعلیق را به هنرمندی به نام میر علی تبریزی نسبت داده‌اند. وی در اوایل قرن نهم هجری

می‌‌زیسته است. نقش میرعلی تبریزی در تدوین نستعلیق آنچنان مهم و اساسی بود که استادان بعدی از

وی به عنوان ابداع کننده نام برده‌اند.

 

                                                                            

                                                                                                    نمونه   خط استاد کابلی  

 

از دیگر کسانی که در تکامل خط نستعلیق نقش داشته‌اند می‌توان از «سلطان علی مشهدی» و «میر علی هروی»

 نام برد. اما هنرمندی که نستعلیق را به اوج تکامل و زیبایی رساند «عماد الحسنی قزوینی» معروف به «میر عماد»

بود که در قرن یازدهم و در دوره صفویه زندگی می‌‌کرد. میر عماد با ابتکار و خلاقیت خود و مهارت بالایی که در

نستعلیق بدست آورد دارای سبک و مکتبی شد که هنرمندان خوشنویس سالیان بسیار پس از او از سبک

وی پیروی کردند.

                                   

 

در قرن سیزدهم سبک و شیوه جدیدی در نستعلیق بوجود آمد. این کار به‌وسیله هنرمندی به نام «محمدرضا کلهر»

 صورت گرفت. در زمان کلهر صنعت چاپ به روش چاپ سنگی به ایران آورده شد. ظریف بودن

حروف مانعی برای چاپ سنگی نستعلیق بود و همین امر سبب گردید که کلهر با تغییراتی در سبک و روش میر

 عماد شیوه تازه‌ای را برای نستعلیق بوجود آورد که مناسب برای صنعت چاپ باشد.

 

نوعی از خط نستعلیق معروف به شکسته نیز در ایران رایج شد و خوشنویسان در این عرصه نیز آثاری پدید

اورده‌اند.

 

در دهه‌های اخیر هنرمندانی خط نستعلیق را با روش‌های نقاشی ترکیب کرده‌اند و نوعی زمینه هنری بنامنقاشیخط

بوجود آورده‌اند.

 

 

با تشکر   پیمان

 

 

+ نوشته شده در  Thu 31 Jan 2008ساعت 6:43 PM  توسط پيمان   | 

جشن سده ، جشن باستانی ما ایرانیان !!

 
                 
             
فردا؛ چهارشنبه 10 بهمن ماه (آبان روز از بهمن ماه) روز جشن چند هزار ساله سده است. جشنی که شاید به نوعی انتظار برای پیروزی نیکی بر بدی و اشه بر دروج است.
 
جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند. (ویکیپدیا)

پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده:

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.” (مارلیک ایران).

در حدود پنج هزار سال پیش و در نخستین شب‌های شب‌های بهمن‌ماه، رویداد جالبی رخ می‌داده كه بعید نیست با آیین‌های جشن سده در پیوند باشد. این رویداد عبارت است از طلوع و غروب همزمان دو ستاره پرنور و درخشان آسمان به نام‌های «سماك رامح» و «نسر واقع» در شمال شرقی و شمال‌غربی آسمان سرشبی. در آن زمان ستاره زرین «سماك رامح» در آسمان سرشبی عرض‌های بالایی ایران‌زمین و در افق شمال‌شرقی، به تازگی طلوع كرده و ستاره سپید‌فام و درخشان «نسر واقع» در همان هنگام و در افق شمال‌غربی، آماده غروب كردن بوده است. احتمالاً طلوع و غروب همزمان دو ستاره درخشان آسمان، موجب پیدایی معنای دوگانه و متضاد واژه‌های اوستایی «سد» و «سذه»، و نیز عاملی دیگر برای جشن سده بوده است. (پژوهشهای ایرانی)

دکترکیهانی زاده می نویسد: دهم بهمن مصادف است با جشن سده، آيين هزاران ساله ايرانيان. در ايران باستان از آغاز آبان تا پايان اسفند را دوره سرما مي خواندند كه صد روز پس از آغاز اين دوره و پنجاه روز مانده به نوروز «سده» و جشن آتش بود.

هنوز در روستاهاي جنوب شرقي ايران اصطلاح «صد به سده، پنجاه به نوروز» شنيده مي شود؛ يعني جشن سده صد روز پس از يکم آبان و 50 روز به نوروز برپا مي شود. برخي از پارسيان هند و تاجيکيان «سده» را جشن آدور (آدور = آذر، و هنوز در روستاهاي شرق ايران، افغانستان و آسياي مرکزي بوته خشک را آدور مي خوانند). از سده به بعد، از ميزان شدّت برودت كاسته مي شود.


مراسم جشن با هزاران سال پيش تفاوت نكرده است. مردم، هركس برحسب توان خود، مقداري هيزم اهداء مي كند و در زميني باز آتش برپا مي شود و حاضران بر گرد آن به شادي مي پردازند. نظامي در توصيف شرکت کنندگان در جشن سده گفته است:
رخ آراسته دستها پرنگار ـــ به شادي دويدند از هر كنار.

آريايي ها ي آسيا و اروپا هميشه روشني و گرمي را كه خورشيد و آتش به وجود آورنده آن بوده اند مظهر عنايات خدا دانسته و احترام گذارده اند. (تاریخ امروز ایران و جهان)
 
برگزاري جشن سدهتا دوره ساساني:
 
فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.
 
بعد از ساسانيان:
 
 مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.

 در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني. (مارلیک ایران)
 
برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد

فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين

كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آنگاه قبيله نهاد

يكي جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد
,,,,,,,,,,,,,,,,

بر افروز آتشی در سینه از عشق
که لطفش ،به ز آب زندگانی است

سده ،این یادگار عهد دیرین
فروغش زنده ، نامش جاودانی است

جشن بزرگ ایرانیان ، جشن سده ، بر شما و خانواده محترم فرخنده باد
 
 
با تشکر پیمان
+ نوشته شده در  Thu 31 Jan 2008ساعت 1:18 PM  توسط پيمان   | 

آموزش سکس و نحوه به دنیا امدن کودک به ساده ترین روش به کودکان دبستانی در آلمان !!

 مقدمه:                                                                             

با سلام خدمت همه هموطنان عزیزم در سراسر این جهان هستی ؛

هفته پیش مشغول وبگردی بودم  به یک مطلب بسیار جالب بر خوردم در قسمت کتابهای کودکان در پایان مقطع  دبستان در آلمان بود.

راستش این ایده و طرز فکر به نظرم خیلی جالب اومد . با خودم گفتم شاید بد نباشه که این ایده را همراه با عکسهای توضیحی در اینجا مطرح کنم .

من فکر میکنم که کشور های رده دوم و سوم ( و متاسفانه از جمله کشور ما ایران )، در برخورد با یک غریزه  طبیعی به نام "سکس"،  بسیار محافظه کارانه بر خورد میکنند و به جای آموزش صحیح به کودکان و نوجوانان و حتی جوانان ؛ آنها را اکثرا در گمراهی رها کرده و کودک و نوجوان که همانند همه انسانها دارای خصلت کنجکاوی است ؛ با سوالهای بسیاری مواجه می شه که  معمولا هیچ جواب علمی برای آنها پیدا نمی کنه  و مجبور هست کور مال کور مال جواب سوالات خودش را بدست بیاره .

بسیار هم در جوامعی همچون ایران پیش آمده که نوجوان ( اعم از پسریا دختر ) دچار سردر-   -گمی شده و ممکن هست لطمات روحی و جسمی زیادی را به خاطر عدم آگاهی مناسب ببیند.

                                             

 

خوب من فکر می کنم که جوامعی همانند ایران که حداقل حکومت در آن بسیار رادیکال سنتی عمل می کند ، ضربه های زیادی را در خیلی از زمینه ها به نسل نوجوان و جوان آینده وارد میکنه که گاها نتایج آن به صورت بزهکاری و انحراف اخلاقی  و ....  خود را بروز می دهد.

من فکر میکنم ، شرکتی که این کتاب را برای کودکان به چاپ رسانده قدمی بسیار مثبت برای آگاهی رسانی به کودکان برداشته است.

من قصد ندارم که موضوع را خیلی بزرگ کنم ، ولی مایلم این را بگویم که اطلاع رسانی صحیح  و از طریق کانالهای سالم  می تواند جلوی خیلی از بزهکاریهای دوران نوجوانی و جوانی را در روابط سکسی  را بگیرد.

خوب با توجه به مقدمه ای که خدمت شما هموطنان عزیز گفتم ، حالا مایل هستم که کتابی که شرح حالش را برای شما عزیزان شرح دادم  به شما هموطنان عزیز نمایش بدهم!!

نکته مهم : در پایین هر عکس متن هایی، به آلمانی خیلی ساده نوشته شده تا کودکان به کمک خواندن مطالب فوق اطلاعات اولیه وساده ای به دست بیاورند .

چون متاسفانه به علت کوچک شدن عکسها، متنها قابل خواندن و درک نیستند؛ من آنها را به فارسی روان ترجمه کرده و در زیر هر عکس قرار داده ام .

تصویر اول :

      تصویر اول

توضیح :

 ترجمه متن سمت چپ :

در اینجا تو یک بچه را می بینی. آیا می خواهی بدونی که چطور یه نوزاد به دنیا می یاد ؟

ترجمه متن سمت راست :

تو در اینجا بابا و مامان را می بینی. اونها با همدیگر یک نوزاد کوچولو به دنیا آوردند .

تصویر دوم :

      تصویر دوم

توضیح :

ترجمه  متن سمت چپ۱ :

در اینجا، مامان و بابا هیچ لباسی به تنشون نیست .تو میتونی  سینه های مامان را ببینی .و همینطور شکافی که تو بدن مامان هست . اسم اون شکاف آلت تناسلی مامان هست.

ترجمه  متن سمت چپ ۲:

در اینجا تو می تونی ، آلت تناسلی بابا را ببینی . با آلت تانسلی کوچک بابا میگن آلت مردونه .همینطور تو میتونی کیسه کوچکی را که بین پاهای پدر قرار داره را ببینی . اون کیسه اسمش بیضه هست.

ترجمه  متن سمت راست۱ :

مامان و بابا همیدیگر را خیلی خیلی دوست دارند . اونها همدیگر را می بوسند.تو اینجا آلت مردونه بابا خیلی بزرگ شده . اون کاملا صاف شده و بیرون اومده .   

ترجمه  متن سمت راست۲ :

مامان و بابا خیلی مایل هستند که ، آلت مردونه بابا در آلت مامان( شکاف کوچولو) داخل بشه . به طور دیگر می تونم بگم این حرکت خیلی قشنگ هستش.

تصویر سوم:

      

توضیح:

ترجمه  متن سمت چپ۱ :

مامان و بابا بر روی تخت می خوابند . مامان آلت مردونه بابا را داخل شکاف وارد می کنه . اونها اینطوری میتونن با هم دیگر بازی کنن . مامان و بابا تاب می خورن از اینور تخت به اونور تخت.

ترجمه  متن سمت چپ۲ :

به این عمل میگن همخوابی(عمل زناشویی) .اون می تونه خیلی خیلی عالی باشه .اینطوری مامان و بابا میتونند صاحب یه بچه بشن.اگر مایل باشند .

ترجمه  متن سمت راست۱ :

 مامان و بابا همدیگر را خیلی دوست دارند. اونها خیلی مایل هستند که صاحب یک بچه بشن. در بیضه بابا تعداد خیلی خیلی زیادی سلولهای اسپرم وجود داره . اگر مامان و بابا با هم همخوابی کنند، سلولهای اسپرم از آلت مردونه بابا بیرون می آن .

ترجمه  متن سمت راست۲ :

سلولهای اسپرم شروع میکنند شنا کنان به داخل آلت مامان ( شکاف ) وارد بشن. و وارد یک  غار میشن که درون شکم مامان قرار داره . این غار اسمش جنین هست. و هر زمان نسبت به زمان قبل تخمها کمتر میشن.

تصویر چهارم:

     

توضیح:

 ترجمه  متن سمت چپ :

زمان خیلی خیلی زیادی سپری میشه ، بعد از ۹ ماه که گذشت ،و از زمانیکه اسپرم و تخمک همدیگر را در جنین پیدا کردند ، حالا اون نوزاد آنقدر بزرگ شده که می خواد از شکم مادر بیرون بیاد .

ترجمه  متن سمت راست۱ :

حالا شکم مامان خیلی خیلی بزرگ شده ، تا حدی که دیگر هیچ لباسی اندازه اش نمی شه .من میتونم حس کنم که مامان داره سعی میکنه که با فشار درد را تحمل کنه . بعد مامان به بابا میگه :

ترجمه  متن سمت راست۲ :

 " الان دیگر زمان اون رسیده ، که من بچمون را به دنیا بیارم ."

تصویر پنجم:

        تصویر پنجم

توضیح:

ترجمه  متن سمت چپ :

بابا مامان را به بیمارستان می رسونه !!

ترجمه  متن سمت راست :

مامان تو بیمارستان بر روی تخت دراز میکشه . بعد دکتر می یاد و با مامان صحبت میکنه ، دکتر در به دنیا آوردن نوزاد به مامان کمک میکنه .

تصویر ششم:

         تصویر ششم

توضیح:

 ترجمه  متن سمت چپ :

مامان آماده می شه تا بچه را به دنیا بیاره . اول یک کله کوچولو از شکاف مامان می یاد بیرون .

ترجمه  متن سمت راست :

بعدش دستهای کوچولوی نوزاد از شکاف بیرون می یاد .

تصویر هفتم:

        تصویر هفتم

 توضیح:

ترجمه  متن سمت چپ:

حالا الان کاملا نوزاد از درون مامان بیرون اومده ، حالا آقای دکتر اون رشته باریک ودراز طناب مانند را قطع میکنه . حالا نوزاد کوچولو به دنیا اومده.

ترجمه  متن سمت راست :

 مامان و نوزاد کوچولو باید یک چند روزی را کاملا استراحت بکنن . بعد بر میگردن دوباره به خونه . اگر نوزاد گشنه اش باشه ، از سینه های مامان شیر می نوشه

 

امیدوارم که دوستان و هموطنان عزیز این مقاله مورد توجهشون قرار گرفته باشه . خوشحال 

می شم که با نظرات خودتون من را در بهتر کردن وببلاگم همراهی کنید .

 

با تشکر پیمان  

                                      

+ نوشته شده در  Sat 26 Jan 2008ساعت 8:5 PM  توسط پيمان   | 

رژیمهای غذایی با انرژی مشخص - 1400 کیلو کالری

 

          

 

این رژیم شامل 6 واحد نشاسته، 4 واحد سبزی، 4 واحد میوه، 2 واحد شیر، 4 واحد گوشت و 4 واحد چربی می باشد.

مدل اول تقسیم واحدها:


صبحانه: 3 واحد نشاسته، یک واحد شیر، 2 واحد گوشت
ساعت 10 صبح: 2 واحد میوه


ناهار: 2 واحد نشاسته، 2 واحد سبزی، یک واحد شیر، یک واحد گوشت


عصرانه: 2 واحد میوه


شام: یک واحد نشاسته، 2 واحد سبزی، یک واحد گوشت


رژیم غذایی طبق مدل اول:


صبحانه: 90 گرم نان + 60 گرم پنیر + یک لیوان شیر


ساعت 10 صبح: 2 عدد میوه متوسط


ناهار: 60 گرم نان + یک لیوان بادمجان پخته شده همراه با 30 گرم گوشت + 4/3 لیوان ماست


عصرانه: 2 عدد میوه متوسط


شام: 30 گرم نان + 30 گرم مرغ کباب شده بدون پوست + یک عدد گوجه کباب شده + یک لیوان سالاد بدون سس (برای پخت غذاها روزانه 4 قاشق مرباخوری روغن به کار رود.)


مدل دوم تقسیم واحدها:


صبحانه: واحد نشاسته، 2 واحد سبزی، یک واحد گوشت


ساعت 10 صبح: 2 واحد میوه


ناهار: 2 واحد نشاسته، یک واحد سبزی، یک واحد شیر، یک واحد گوشت


عصرانه: 2 واحد میوه


شام: یک واحد نشاسته، یک واحد سبزی، یک واحد شیر، 2 واحد گوشت


رژیم غذایی طبق مدل دوم:


صبحانه: 90 گرم نان + 30 گرم پنیر + یک عدد گوجه فرنگی + یک عدد خیار


ساعت 10 صبح: 2 عدد میوه متوسط


ناهار: 60 گرم نان + نصف لیوان کلم پخته شده دارای 30 گرم گوشت + 4/3 لیوان ماست


عصرانه: 2 عدد میوه متوسط


شام: 30 گرم نان + 2 عدد تخم مرغ آب پز + یک لیوان سبزی خوردن + 4/3 لیوان ماست
(برای پخت غذاها روزانه 3 قاشق مرباخوری روغن به کار رود)


 

برگرفته از کتاب لاغری (درمان چاقی )-محسن احمدی

 

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Fri 25 Jan 2008ساعت 10:42 PM  توسط پيمان   | 

رژیمهای غذایی با انرژی مشخص - 1300 کیلو کالری

 

     

رژیم دارای 1300 کیلوکالری،این رژیم شامل 5 واحد نشاسته، 4 واحد سبزی، 4 واحد میوه، 2 واحد شیر، 4 واحد گوشت و 3 واحد چربی می باشد.

مدل اول تقسیم واحدها:


صبحانه: 2 واحد نشاسته، یک واحد سبزی، یک واحد گوشت
ساعت 10 صبح: 2 واحد میوه


ناهار: 2 واحد نشاسته، 1 واحد سبزی، یک واحد شیر، 2 واحد گوشت


عصرانه: 2 واحد میوه


شام: یک واحد نشاسته، 2 واحد سبزی، یک واحد شیر، یک واحد گوشت
برای پخت غذاها روزانه 3 قاشق مرباخوری روغن مصرف شود.


رژیم غذایی طبق مدل اول:


صبحانه: 60 گرم نان + 30 گرم پنیر + یک عدد خیار
ساعت 10 صبح: 2 عدد میوه متوسط


ناهار: 3/2 لیوان برنج پخته + خورش سبزی شامل نصف لیوان سبزی پخته و 60 گرم گوشت + 4/3 لیوان ماست


عصرانه: دو عدد میوه متوسط


شام: 30 گرم نان + املت شام 2 عدد گوجه متوسط و یک عدد تخم مرغ + 4/3 لیوان ماست (برای پخت غذاها روزانه 3 قاشق مرباخوری روغن به کار رود.)


مدل دوم تقسیم واحدها:


صبحانه: 2 واحد نشاسته، 2 واحد سبزی، 2 واحد گوشت
ساعت 10 صبح: 2 واحد میوه


ناهار: 2 واحد نشاسته، یک واحد سبزی، 2 واحد گوشت


عصرانه: یک واحد میوه


شام: یک واحد نشاسته، یک واحد سبزی، 2 واحد شیر


رژیم غذایی طبق مدل دوم:


صبحانه: 60 گرم نان + 60 گرم پنیر + یک عدد گوجه فرنگی + یک عدد خیار
ساعت 10 صبح: 2 عدد میوه متوسط


ناهار: یک لیوان ماکارونی پخته + 60 گرم گوشت در ماکارونی + یک عدد گوجه فرنگی رنده شده در ماکارونی


عصرانه: 2 عدد میوه متوسط


شام: 30 گرم نان + یک لیوان و نیم ماست + یک لیوان سبزی خوردن (برای پخت غذاها روزانه 3 قاشق مرباخوری روغن به کار رود.)

 

برگرفته از کتاب لاغری (درمان چاقی )-محسن احمدی

 

با تشکر پیمان


+ نوشته شده در  Fri 25 Jan 2008ساعت 10:29 PM  توسط پيمان   | 

تکنیکهای تند خوانی !!

 

تکنیکهای تند خوانی

 

        

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت
كنيد:

1- مكثــها و توقفهاي چشمان خود را حين مطالعه سطور
كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف
و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك
مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت
مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين مكثـها و جهشــها را
كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد.
تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كند خوان به 7 بار در هر
سـطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به 3 بار
در هر سطر كاهش دهيد.

نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.

نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد.

نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.

2- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله  را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.

نكته: ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

3- هيچگاه به عقب باز نگرديد. اغلب افراد عادت كرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و يا قسمتهايي از متن را كه بدرستي متوجه نشده اند را بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما ميكاهد. شما ميتوانيد با مطالعه تكميلي قسمتهايي كه بدرستي متوجه نشده ايد را  درك كنيد. شايد با خودتان بگوييد كه اين باز خواني مجدد هم زمانبر است. اما باز گشت  مكرر به عقب براي بازخواني قسمتهاي درك نشده به مراتب وقت گير تر از مطالعه مجدد يك مطلب به روش تند خواني ست.

4- هدفمند مطالعه كنيد. هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد. كه چه نوع اطلاعاتي را ميخواهيد كسب كنيد. اين كار سبب ميگردد تا شما اطلاعات غير ضروري و حاشيه اي را  در فرايند مطالعه حذف كنيد.

5- فقط كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد. ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را  رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه.40 تا 60 درصد كل يك متن از واژه ها و حروف بي اهميت و غير ضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط مانند"و" و  "يا". بياموزيد تنها اسمها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.

 

6- با صداي بلند مطالعه نكنيد. سرعت ادا كردن و صحبت كردن بسيار كمتر از ظرفيت يادگيري و مطالعه شماست. در فرايند مطالعه ميبايست فقط چشمها و مغز درگير باشند. سرعت قوه بينايي شما بسيار بيشتر از سرعت تكلم شماست. بنابراين از تلفظ حروف و واژه ها حين مطالعه خودداري كنيد. اما مسئله اصوات به همين جا ختم نيمشود. ما حين خواندن  در ذهن خود نيز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بيان ميكنيم. اين همان نداي درون شماست زماني كه به اصطلاح در دلتان مطلبي را ميخوانيد. يعني ما پس از ديدن يك كلمه صبر ميكنيم تا صداي مرتبط با آن كلمه (تلفظ) در ذهنمان كامل شود سپس به سراغ  كلمه بعدي ميرويم. اين عادت نيز سرعت مطالعه شما را كاهش ميدهد. به ياد داشته باشيد كه حذف  كامل اين صداها در مغز و ذهن غير ممكن است اما ميتوان آنها را به حداقل رساند.

7- در محيط مطالعه خود هر عاملي كه موجب پرت شدن حواس شما ميگردد را حذف كنيد.

8-هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشنا تر  ومانوس تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت. بنابراين تا ميتوانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.

9- تمرين كنيد، تمرين كنيد. تا ميتوانيد تند خواني را تمرين كنيد. تند خواني نيز همچون ساير مهارتها نياز به ممارست دارد.

10- تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.

مقاله بالا بر گرفته از سایت مردمان دات کام می باشد. www.Mardoman.com

با تشکر پیمان

+ نوشته شده در  Wed 23 Jan 2008ساعت 0:41 AM  توسط پيمان   |