گزارش هفته:مبارزه با اعتياد
به مناسب پنجم تير روز جهاني
مبارزه با مواد مخدر
مقدمه: دلم مي خواهد اين گزارش را تا آخر بخوانيد به اطراف خود دقت کنيد اعتياد دارد بيداد مي کند ربطي به فقير و پولدار ندارد هر دو قشر درگير اين معضل جامعه ما شده اند . قشر مرفه از درد بي دردي وقشر فقير از شدت بدبختي و فرار از مشکلات زندگي به مواد مخدر روي آورده اند. بدترين قسمت اين افيون بي خيال کردن اين افراد به زندگي خود و اطرفيانش است .به شما توصيه مي کنم اين گزارش را تا آخر بخوانيد و بر روي آن تامل فرماييد
با تشکر شادمهر مديرگروه ايران-ايران
تاريخ خماري ايرانيان
سالها پيش از آنكه ابنسينا درد بيمارانش را با اندكي ترياك آرام كند، محمد زكرياي رازي، در باب خواص اين مخدر طبيعي مقالهها نوشته بود.
سعدي در گلستانش از پادزهرياش گفته كه تا ترياك از عراق آيد، مارگزيده مرده باشد و حافظ هم از حريف و ساقي و مي بيتي دارد كه؛ از آن افيون كه ساقي در ميافكند، حريفان را نه سرماند و نه دستار اما شايد هيچ كدامشان نميدانستند كه بسيار پيش از آنها، سومريان در هزاره چهارم پيش از ميلاد از ترياك بر خشت نوشتهاند.
مارسل گرانيرد وايه، يكي از كارشناسان موادمخدر سازمان ملل متحد تحقيقات جامعي درباره تاريخ ترياك كرده است و آثاري از اين مخدر در متون سومري، آشوري، مصري و يوناني يافته است.
مرتضي راوندي، مولف تاريخ اجتماعي ايران، اگر چه ردي از مخدرهايي جز ترياك، حشيش، كوكنار يا برگ خشخاش و تنباكو در متون فارسي نيافته اما مينويسد كه: هيچ دليلي در دست نداريم كه بگوييم تا قبل از عهد صفوي خوردن ترياك يا نوشيدن دمكرده برگ خشخاش در ايران متداول بوده است.
تنها در سفرنامههاي سياحان اروپايي عهد صفوي است كه نشانههايي از مصرف ترياك به عنوان يك مادهمخدر به چشم ميخورد. ژان باتيست تاورنيه، سياح مشهور فرانسوي كه در قرن 17 ميلادي چند بار به ايران سفر كرده است، با شگفتي، مشاهداتش از مصرف ترياك در ايران را چنين نوشته است: ترياك شيره خشخاش است كه تا سرپا ايستاده و سبز است، از پوست آن جدا استخراج ميكنند و بعد حب كرده و ميخورند.
به اندازه سر سنجاقك بعد زياد ميكنند تا نصف فندق ميرسد، آن وقت ديگر جرات نميكنند، ترك كنند اما او از كشيدن ترياك چيزي نميگويد. اهالي اصفهان اما با نوشيدن آب كوكنار، كه جوشانده همان كوكنار يا برگ خشخاش است يك بار ديگر تاورنيه را انگشت به دهان كردهاند:... مشروب ديگري هم هست كه آن را آب كوكنار ميگويند... خانههاي مخصوص براي اين كارهست كه كوكنارخانه ميگويند.
طالبان اين مشروب در آنجا جمع ميشوند و حالات آنها واقعا تماشايي است. چون به واسطه كيف اين شربت هركدام چه شكل و قيافهاي پيدا ميكنند و چه حركات مضحكي از آنها سر ميزند، قبل از خوردن شربت همه باهم ميجنگند و فحاشي ميكنند اما بعد از خوردن كوكنار و بروز كيف همه با هم صلح ميكنند به يكديگر تعارف ميكنند، حكايت و افسانه ميگويند و خلاصه تمام حركاتشان و اقوالشان مضحك ميشود.
در ادامه او از نوشيدني مخدر ديگري هم سخن گفته است، بنك كه از برگ شاهدانه ميگيرند و ادويه ديگري هم داخل آن ميكنند كه هركس بخورد به حال جنون افتد.
راوندي احتمال ميدهد كه خوردن ترياك و نوشيدن آب كوكنار سوغات سربازاني بوده كه به جنگ عثماني رفتهاند چرا كه اين عادت ميان سربازان ترك متداول بوده است. در آن زمان مردم اعتقاد داشتهاند كه خوردن شيره كوكنار (ترياك) انسان را دلير و نترس ميكند.
ترياك عهد صفوي كه خورده ميشده ميانهاي با زغال و آتش نداشته، تركيبي بوده از شيره كوكنار با هل، جوز هندي، دارچين، زعفران و عنبر كه در دوران سلطنت شاه تهماسب اول به عنوان يك تنقل متداول شده است.
ترياك وسيله خودكشي هم بوده است، همانطور كه فدائيان حسن صباح تكهاي ترياك، براي روز مبادا و فرار از شكنجه و داغ و درفش با خود به ماموريت ميبردند، در عهد صفويه هم به شهادت شاردن، ديگر سياح مشهور آن دوره، ايرانيان نااميد با بلعيدن حبي درشت از ترياك و كمي هم سركه خود را خلاص ميكردند.
كار ترياك خوردن به جايي ميرسد كه شاهزادگان دربار صفوي در جيب ترياك دان زرين ميگذاشتند تا حين كار و گردش روزانه مصرف كنند. تا آنكه در سال 963 هجري قمري، اولين مبارزه با ترياك در تاريخ ايران اتفاق ميافتد. شاه تهماسب اول، يك روز صبح شرابخواري را قدغن ميكند و تمام اندوخته ترياك دربار را در آب روان ميريزد. اما بعد از پسرش اسماعيل دوم كه روزي 45 نخود ترياك خالص ميبلعيد جانشينش شد.
اما شاه سوم صفوي را همين حبها به كشتن دادند، نزديكانش، حبها را به زهر آلودند و شاه يك روز صبح ديگر از خواب برنخواست.
شاه عباس، جديترين مبارزه را با ترياك آغاز كرد، او كه به انظباط ارتش خود علاقه داشته، نوشيدن آب كوكنار و ترياك خوردن را قدغن كرد. او در سال دهم سلطنتش داشتن ريش را ممنوع كرد و يك سال بعد تمامي كارمندان ترياكي دربار را تصفيه كرد.
راوندي ميگويد كه دود كردن ترياك تا زمان شاه عباس هنوز در ايران معمول نبوده است. شاه عباس در روز دوم جمادي الثاني سال 1030 هجري قمري نوشيدن آب كوكنار را هم قدغن كرد و پس از آن هركس كه در اصفهان آب كنار خورد در جا كشته شد و سرانجام شاه عباس به مبارزه با قليان پرداخت كه آن زمان تازه رواج يافته بود.
پس از آن در نقطهاي نا معلوم در تاريخ، ترياك كشيدن هم باب مي شود و بافور به عنوان محبوب ترين وسيله براي دود كردن ترياك متولد ميشود.
تا آنكه سالها بعد از مرگ شاه عباس، جعفر شهري در تهران قديم از شيوع اعتياد به ترياك در تهران ميگويد: ...تا آن حد كه از هر 10 تن اجتماع بالغ يك محفل لااقل هشت تن آنان مبتلاي به آن بودند كه چه از راه كشيدن و چه از راه خوردن بايد استعمال كنند. اشعاري ساخته ميشود براي خاكسترنشيناني كه زندگي بر سر ترياك گذاشته بودند نظام دوله مافي دو صد كرورش بود/ شده سپور سر لالهزار
اي ترياك! تا قبل از سال 1326، كشت و توليد و خريد و فروش ترياك در ايران آزاد بود. شهري مينويسد: نه تنها اعلاترين آن به نازلترين قيمت به طور آزاد در اختيار همگان بود، بلكه دولتها خود نيز مشوق مردم ميشدند كه سوخته آن را به دو برابر قيمت خود ترياك خريداري ميكردند! و اين شده بود منبع درآمد مردم.
اين وضع ادامه يافت تا آنكه در سال 1326 دولت انحصار خريد و فروش ترياك را خود به دست گرفت و اداره مبارزه با تحديد ترياك از دل زمين سربرآورد.
در سال 1334 ه. ش قانون منع كشت خشخاش و جلوگيري از مصرف غيرطبي ترياك به تصويب مجلس رسيد و بعد هم در سال 1339 يك داروساز ايراني كه براي تحصيل به آلمان رفته بود، هروئين را كه تازه كشف شده بود، براي ايرانيان سوغاتي آورد
------------ --------- --------- --------- --------- -------
هجوم مخدرهاي تازه نفس
دوسال پيش بود كه در تاريكي شب، بدون آنكه كسي صداي پايشان را بشنود، از دو جهت، مرزهاي شرق و غرب را درنورديدند. پس آهسته، شهرها را يكي پس از ديگري فتح كردند و بيهيچ مقاومتي، وارد پايتخت شدند و اكنون در بازار موادمخدر كشور
قد علم كرده وعرصه را بر ترياك؛ آن مخدر تاريخي، تنگ كردهاند؛ هروئين را از عرش بر فرش كشيدهاند و آنچنان بر تن شهر پهن شدهاند كه امروز نامشان، عرق سردي بر پيشاني پليس مبارزه بر موادمخدر مينشاند؛ كراك نام پيشاهنگ مخدرهاي جديد است: كراك ايراني، برخلاف كراك اصل كه تركيبي از كوكائين است، تركيبي مرگآور از هروئين فشرده و مواد افزودني ديگر است اين را سرهنگ جواد كشفي، رئيس پليس مبارزه با موادمخدر پايتخت ميگويد. مخدرهاي تازه وارد را مخدرهاي صنعتي هم ميگويند.
بنا بر آخرين گزارش پليس، كراك در مدت دو سال، موفق شده است 33 درصد معتادان كشور را به خود جذب كند كه 90 درصد قربانيان اين مخدر 17 تا 25 سال سن دارند. كراك اما تنها نيست، لشكري از 300 نوع مخدر صنعتي ديگر هم همراه با او آمدهاند.
اگرچه هيچ يك از اين همراهان، آثار مرگبار كراك را ندارند، اما اين مخدرهاي روانگردان هم مانند كراك؛ پليس، مراكز درمان معتادان، ستاد مبارزه با موادمخدر و مردم را نگران كردهاند. اين نگراني اما نزد متخصصان مضاعف است چرا كه نمونههاي داخلي مخدرهاي صنعتي از مشابه خارجي خطرناكتر و ناشناختهترند. به گفته سرهنگ كشفي، اين مواد اغلب به اشكال قرصها و به صورت فلهاي و باز وارد كشور ميشوند.
سوداگران، براي سود بيشتر با اضافه كردن مواد ناخالص براي پر حجم كردن يا حتي تغيير فرمول، مواد جديدي به دست مشتريان ميدهند كه هيچكس از عوارض آن خبري ندارد. رئيس پليس مبارزه با موادمخدر همچنين در گفتوگو با ايسنا از تمايل بيشتر جوانان به مخدرهاي جديد خبر داده است:در حال حاضر سن معتادان به ترياك بالا رفته و كمتر شاهد اعتياد جوانان به اين ماده هستيم، اما مخدرهايي به مراتب زيانبارتر همچون كراك، شيشه و قرصهاي روانگردان درصد بالايي از مصرف معتادان جوان را به خود اختصاص داده است.
همچنين يك طرح جامع تحقيقاتي كه توسط دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي انجام شده است نشان ميدهد كه الگوي استفاده از موادمخدر از مواد سنتي همچون ترياك، حشيش و هروئين به موادمخدر صنعتي جديد در حال تغيير است. در اين گزارش از كراك، گروه مواد توهمزا (Hallucinations) مانند كريستال، اكستاسي و الاسدي و همچنين ويال نورجيزك به عنوان موادمخدر تازه راه يافته به بازار ايران نام برده شده است.
دكتر هومان نارنجيها، معاون پژوهشي اين طرح در گفتوگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي گفته است: نتايج اين تحقيق نشان ميدهد كه با وجود آنكه مدت كوتاهي از ورود اين مواد به بازار موادمخدر كشور ميگذرد، اما اين مواد موفق شدهاند 15 درصد معتادان كشور را جذب خود كنند و مديرکل فرهنگي و تربيتي سازمان زندانها، منصور مقارهعابد هم از افزايش مصرف کراک ميان نوجوانان با ميانگين سني 15 تا 18 سال خبر ميدهد.
به سوي مخدرهاي صنعتي
مطابق آمار اعلام شده از سوي ستاد مبارزه با موادمخدر، بعد از ترياك، هروئين و حشيش كه همچنان پرمصرفترين موادمخدر كشور هستند، كراك مشهورترين و پرمصرفترين ماده مخدر صنعتي است. كراك در اصل از كوكائين و برگ گياه كوكا به دست ميآيد اما به دليل قيمت بسيار زياد كوكائين، كراك ايراني را از هروئين و مواد افزودني ديگر ميسازند و با قيمت ارزان به بازار ميفرستند.
كراك بدون بو است و آن را ميشود با يك سنجاق قفلي و يك كبريت در هر جايي مصرف كرد، نشئگي آن هم به دليل استفاده از هروئين با درجه خلوص بالا، شديدتر و سريعتر است. دكتر مهران كسايي، متخصص روانپزشكي هم علت جذب معتادان موادمخدر سنتي به كراك را قيمت ارزان، فراواني در بازار، ناآگاهي مصرفكننده از عواقب و قدرت زياد اين ماده مخدر ميداند.
بيماران معتاد به كراك او كه پيش از آن معتاد به ترياك بودهاند گفتهاند كه بار اول كراك را تنها براي امتحان، تفنن و از سر ناآگاهي مصرف كردهاند، اما مطابق يك قانون نانوشته، ماده مخدر قويتر ذهن معتاد را گرفتار خود ميكند.
اميرمحمد پيام همچنين سن مصرفكننده را در انتخاب نوع موادمخدر موثر ميداند:ميانسالان به دنبال يك گوشه خلوت ميگردند تا با مصرف موادمخدر به آرامش برسند، اما جوانان به دنبال موادمخدري هستند كه پاسخگوي نياز آنان باشد، آنها به دنبال هيجان، لذت شديد، هياهو و شوخ و شنگيهاي مخصوص سن خودشان هستند و اينها همگي در ليست بلندبالاي عوارض مصرف انواع آمفتامينهاي طراحيشده وجود دارند.
به گفته دكتر كسايي، اين مواد مانند ساير آمفتامينها كه به عنوان دارو مصرف ميشوند محرك هستند، اما ساختار مولكوليشان در آزمايشگاهها براي اهداف خاصي طراحي شده است. اكستاسي يكي از آنهاست، اين ماده حس معاشرت و نزديكي به ديگران، از بين رفتن اضطراب و ايجاد آرامش فوقالعاده را به مصرفكننده تقديم ميكند، جذابيت اين دارو براي افراد تنها و گوشهگير دوچندان است ضمن اينكه اكستاسي نياز به غذا خوردن، نوشيدن و خواب را از بين ميبرد و مصرفكننده بدون خواب و خوراك ميتواند دو تا سه روز مدام تحرك كند.
در عوض اين ماده سروتونين يا ناقل شيميايي مغز را تخليه ميكند كه پس از مدتي باعث اختلال رواني و تغيير خلقيات ميشود كه البته به هيچوجه قابل درمان نيست.تبليغات هم به نظر اميرمحمد پيام، تاثير زيادي در جذب مصرفكنندگان داروهاي روانگردان دارد:به ظاهر تبليغ ميكنند كه اين مواد، اعتيادآور نيستند، اما حقيقت اين است كه هرچه از سمت موادطبيعي به سمت مواد مصنوعي برويم ضايعات بسيار شديدتر ميشود حتي برخي از اين مواد با يكبار مصرف اثراتي روي بدن ميگذارند كه تا پايان عمر جبران نميشود.
به گفته او، اين مواد تظاهرات جسمي موادمخدر سنتي را ندارند، اما اين به معني معتاد نشدن نيست، بلكه علاوه بر انواع خاص وابستگي جسمي، وابستگي رواني شديدي در مصرفكننده ايجاد ميكنند كه رهايي از آن دشوارتر از وابستگي جسمي است.
كريستال هم ديگر مخدر پرمصرف اين روزهاست. استفاده از كريستال مىتواند نياز و فعاليت جنسي فرد را بهطور غيرعادي افزايش دهد. هنگام رانندگي هم، رانندگاني كه تحت نفوذ و تاثير اين ماده هستند تمايل زيادي به ريسككردن پيدا ميكنند. دو سال است كه مخدرهاي صنعتي در كشور خيمه زدهاند و كارگاههاي توليدي به حاشيه شهرها رفتهاند.
جنگي در جريان است و يك سالي است كه هيچ صبحي بدون انتشار خبر دستگيري يك خردهفروش، كشف يك باند توليد در پستوي خانهاي يا مرگ يك معتاد در خيابان شب نرسيده است

الهه فراهاني : به ديوار سرد دادگاه تكيه داده و گذشتهاش را در ذهن مرور ميكند. گذشتهاي كه زياد هم دور نيست يك سال پيش براي آغاز زندگي مشتركش آرزوها داشت و حالا بعد از يك سال آمده تا پرونده اين زندگي مشترك را براي هميشه ببندد.
هميشه خيلي زودتر از آنچه فكرش را بكني اتفاق ميافتد. روزي كه اولين بار كت و شلوار دامادياش را به تن كرد و به عزم خواستگاري از خانه بيرون رفت دلش چندصدمتر جلوتر از خودش ميدويد، ميخواست پر در بياورد و هر چه زودتر به دختر مورد علاقهاش برسد. بالاخره رسيدند، همهچيز به خوبي و خوشي تمام شد. كسي مخالف نبود، او با دختري كه دوستش داشت سر سفره عقد نشست و پيمان زناشويي بست و تشكيل خانواده داد و حالا...
تعطيلي شركت، بيكاري، گوشه وكنايههاي زنش و... درد ديگري را هم به دردهايش اضافه كرد.
اولين بار كه با چند نفر نشست تا به اصطلاح دودي بگيرد و غصههاي زندگي را فراموش كند. چنين عاقبتي را براي خودش متصور نبود. هر روز ميگذشت و او بيشتر از قبل به اين دود لعنتي عادت كرده بود، حالا ديگر كمتر دنبال كار ميگشت و اصلا برايش مهم نبود كه زنش، كسي كه بيشتر از جانش دوست داشت.
مجبور است براي گذراندن زندگي خود و فرزندش كارگر خانههاي مردم شود.و بالاخره يك روز همهچيز تمام شد. كاخ زندگي يكشبه ويران شد. همسرش ديگر نتوانست اعتياد و بيكاري او را تحمل كند، تنهايش گذاشت و براي هميشه رفت...
اين روزها راهروي دادگاه خانواده پر از آدمهايي است كه تجربه چندماه زندگي مشترك آنها را به اينجا كشانده است. حالا ديگر افزايش آمار طلاق را نميشود منكر شد. آماري كه رو به افزايش است و اين در حالي است كه خيلي از آنها فقط چند ماه است كه زندگي مشترك را تجربه كردهاند.
عوامل بسياري ميتواند در نابودي بنيان خانوادههايي كه بيشتر نوپا هستند، موثر باشند و متاسفانه بايد گفت كه اعتياد اصليترين علت درخواست طلاق از سوي زناني است كه به دادگاه مراجعه ميكنند.
اين در حالي است كه ستاد مبارزه با موادمخدر اعلام كرده كه بيش از دو ميليون معتاد نداريم، حال اگر همين آمار را در نظر گرفته و آن را يك آمار دقيق كارشناسي بدانيم همين تعداد ميتواند بيش از پنج ميليون نفر از افراد جامعه را درگير كند.
فرد معتاد به تنهايي در آمار اعتياد قرار ميگيرد اما او ميتواند به طور متوسط سه نفر ديگر را هم با مشكل خود دست به گريبان كند و باعث به وجود آمدن آسيبهاي اجتماعي ديگر از جمله طلاق شود.
جلاليپور قاضي دادگاه در اينباره ميگويد: فرد معتاد به تنهايي در يك كوهستان زندگي نميكند، هر فرد معتاد خانوادهاي دارد كه خواهناخواه با مساله اعتياد او درگير ميشوند.
اعتياد تنها به فرد آسيب نميرساند بلكه با مشكلاتي كه ايجاد ميكند اثرات جبرانناپذيري بر جامعه ميگذارد. در حال حاضر بيشترين دليل طلاقها، اعتياد يكي از طرفين است كه در 90 درصد موارد اين مرد است كه دچار اعتياد شده و ديگر نميتواند نيازهاي اوليه خانوادهاش را برآورده كند.
مروري بر پروندههاي دادگاهها و دادسراها نشان ميدهد كه مردان معتاد به خاطر تامين هزينه مواد حتي اقدام به فروش فرزندان خود نيز كردهاند؛ حتي فرد معتاد پا را فراتر گذاشته و همسر خود را در مقابل مواد در اختيار فروشندگان قرار ميدهد. اين روزها ديدن اين موارد در دادگاههاي خانواده كم نيست.
اين زنگ خطري است براي جامعه كه امروزه شاهد افزايش مصرف مواد بين جوانان امروزي و فروپاشي خانوادههاست.سرهنگ سمائي كارشناسان مبارزه با موادمخدر در اينباره ميگويد: امروز مساله موادمخدر شكل مخاطرهآميز و كاملا پيچيدهاي به خود گرفته و در عين حال گسترش جهاني يافته است.
اعتياد به موادمخدر علاوه بر زيانهاي جدي و خطرناك جسمي از قبيل ابتلا به بيماريهاي عفوني واگيردار همچون ايدز، سل، هپاتيت، عوارض و مشكلات عمده اجتماعي و اقتصادي از جمله افزايش جرمهاي مرتبط با موادمخدر همچون جنايت و سرقت، فقر و تكديگري، طلاق و هدررفتن سرمايههاي كلان مادي كشورها را به دنبال داشته است.
كشور ما داراي جمعيتي جوان است. بيش از 55 درصد جمعيت كشور ما در سنين زير 20 سال هستند. از طرفي موقعيت استراتژيك ايران و قرارگيري آن در كنار كشورهايي همچون افغانستان و پاكستان كه جزو توليدكنندگان عمده موادمخدر هستند باعث آن شد كه ورود اين مواد به كشور سهلتر و فراوانتر باشد. با اين حال نگاه ما به اين مقوله بايد نگاهي كارشناسانه باشد.
اين كارشناس ادامه ميدهد: اما نبايد معتاد را مجرم دانست و مانند يك متهم با آن برخورد كرد. مسوولان بايد بستري را فراهم كنند تا معتادان تحت درمان قرار بگيرند و اقدام به ترك كنند.
اين كارشناس همچنين ميگويد: هماكنون از 15 ميليون دانشآموز سراسر كشور، 14 درصد در معرض مستقيم اعتياد قرار دارند كه اين موضوع اهميت آموزش و پيشگيري را دوچندان ميكند.
اين در حالي است كه نيروي انتظامي در اجراي مرحله سوم طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، جمعآوري معتادان را آغاز كرده است. در اين بين معتاداني كه كارت درمان دارند همان روز آزاد ميشوند اما افرادي كه كارت درمان ندارند توسط پزشك ستاد مبارزه با موادمخدر مورد معاينه قرار ميگيرند و سپس براي درمان به مراكز بازپروري و ترك اعتياد معرفي ميشوند. در آن مراكز هم با پرداخت هزينه طول درمان اقدام به ترك ميكنند.
حال اگر فرد معتادي خانوادهاش پيدا نشود كه هزينه ترك را بپردازد، مشخص نيست چه ارگاني هزينه درمان اين نوع معتادان را متقبل ميشود.
قاچاقچيان سودجو عامل افزايش ورود موادمخدر به ايران
سرهنگ كشفي، معاون مبارزه با موادمخدر تهران بزرگ درخصوص آمار معتادان در تهران ميگويد: در تهران بزرگ حدود 230 هزار نفر معتاد هستند كه از اين تعداد 150 هزار نفر معتاد اسمي و 80 هزار نفر تفني ميباشند. اما در سطح كشور هم آمارهاي متفاوتي وجود دارد كه تقريبا ميتوان برآورد كرد كه حدود دو ميليون نفر معتاد در سراسر كشور وجود داشته باشد.
سرهنگ كشفي ادامه ميدهد: در موضوع موادمخدر چند مرحله داريم: پيشبيني، پيشگيري، درمان، مقابله، پيگيري. مرحله اول پيشبيني مربوط به سازمانهاي اطلاعاتي است، پيشگيري و درمان هم به سازمانهاي بهزيستي و بهداشتي درماني مربوط است.مرحله چهارم مقابله كه كار پليس است و پيگيري هم به دستگاه قضايي مربوط ميشود.
سرهنگ كشفي درخصوص افزايش موادمخدر در ميان جوانان ميگويد: متاسفانه قاچاقچيان سودجو، زندگي بعضي از افراد جامعه را به نابودي كشاندهاند. معمولا موادمخدر را از كشورهاي همسايه (افغانستان و پاكستان) قاچاقي به ايران ميآوردند.
اين قاچاقچيان از راه ورود موادمخدر از كشورهاي همسايه به ايران پول كلاني به جيب ميزنند و به اينگونه زندگي افرادي را كه آمادگي لازم براي مصرف مواد را دارند به ورطه تباهي ميكشانند.معاون مبارزه با موادمخدر تهران معتقد است كه قانون مبارزه با موادمخدر (اعدام قاچاقچي) قانون خوبي است اما امروزه اين قانون به خوبي اجرا نميشود.
مشكل كجاست؟
اعتياد به عنوان يك آسيب و معضل اجتماعي – بهداشتي، اقتصادي و فرهنگي با پيچيدگيهاي خاص خود حاكميت ملي، امنيت و استقلال كشور ما را تحت تاثير قرار داده است با توجه به مسائل جنبي آن ميتوان ادعا كرد كه ارزشهاي انساني و هويت ملي ما در معرض خطر و آسيب اين آفت بزرگ قرار گرفته است.
توجه به آمارها نشانگر اين است كه رشد روزافزون معتادان در اجتماع رو به قوت دارد. اين موضوع كه قشر جوان جامعه بيشتر در معرض آسيب و آماج اعتياد است وظيفه همگان را در موضوع تقابل با اين مشكل خطيرتر ميسازد. به راستي وظيفه مسوولان و افراد جامعه در قبال اين ديو بدسيرت چيست؟
خانوادهها و والدين چه وظيفه و مسووليتي بر عهده دارند؟ دستگاههاي تعليم و تربيت چطور؟ آيا مشكل اعتياد با دستگيري و به زندان انداختن يا اعدام كردن قابل حل است؟ آيا اصلا معتاد را بايد به چشم يك مجرم گناهكار نگاه كرد؟...
موادمخدر با نقاب كريستال
دنيا روبه پيشرفت است. اختراعات جديد، كشفيات تازه، موادمخدر هم در دنياي خود روز به روز در حال پيشرفت است. سالها قبل ترياك مثل نقل و نبات در دستان معتادان بود اما امروزه، ترياك جاي خود را به مادههاي مخدر جديد مثل كراك، شيشه و... داده است و البته خطرناكتر كه سلامت و حتي جان افراد را به بازي گرفتهاند.
كراك، شيشه، درجيزك و تمجيزك، مادههاي مخدر جديدي است كه امروزه در بازار پخش شده و به راحتي در اختيار جوانان قرار ميگيرد.
اين مادههاي خطرناك نهتنها اعتيادآور، بلكه قاتل هم است. چون افرادي كه كراك مصرف ميكنند عمر كوتاهي خواهند كرد و پس از مدت كوتاهي از مصرف به طرز فجيعي ميميرند به طوري كه حتي جنازههاي آنها قابل شستوشو نيست.
دكتر نادري، رئيس موسسه ارتقاي سلامت ايرانيان با اشاره به اينكه بزرگترين خطر كنوني درخصوص موادمخدر جديد، فروش هروئين به نام كراك و كريستال است، گفت: نتايج يك پژوهش نشان ميدهد كه سهچهارم معتادان مراجعهكننده براي درمان تصور ميكردهاند كه كريستال مصرف ميكنند.
در حالي كه اين افراد به هروئين معتاد بودهاند. در هر جامعهاي پس از شيوع مواد اعتيادآور و مشاهده عوارض سوء آن ميل به مصرف آن در افراد كم ميشود. در شرايط كنوني نيز هروئين به عنوان مادهمخدر خطرناك و خانمانسوز در جامعه جا افتاده است.
لذا قاچاقچيان با تغيير رنگ، ظاهر و نام اين ماده مخدر سعي در ايجاد بازار فروش كردهاند، قاچاقچيان با تغيير شكل هروئين از پودر سفيدرنگ به حالت بلور، آن به نام شيشه، كريستال و كراك ميفروشند تا بتوان با سرسوزن مصرف كرد. البته شيشه و كريستال واقعي نيز به عنوان مواد توهمزا اعتيادآور هستند.
اين كارشناس موادمخدر افزود: در حالت عادي هيچ معتاد به ترياك حاضر به مصرف هروئين نيست ولي قاچاقچيان با تغيير شكل و نام هروئين اين ماده را به معتادان ميفروشند و از آنجا كه هروئين 10 برابر ترياك سرخوشي در افراد ايجاد ميكند، بسياري از ترياكيها در حالي كه تصور ميكنند كراك يا كريستال مصرف ميكنند به هروئين معتاد ميشوند.
نادري ميافزايد: فرم تدخيني كوكائين به نام كراك و آمفتامين مثل كريستال از انواع محركها هستند كه با از بين بردن اشتها، افراد بدون نياز به آبوغذا داراي انرژي زيادي براي فعاليت ميشوند و پس از مدتي حالت افسردگي، خمودگي و خستگي بيش از حد براي آنها پيش ميآيد.
لذا به اين مواد وابسته ميشوند و در اين حالت حتي با مصرف اين مواد نيز نميتوانند انرژي لازم را به دست آورند. اين كارشناس موادمخدر با اشاره به موادمخدر جديد مانند نرجيزك گفت: فرم تزريقي بوپره نورفين از كشور پاكستان به نامهاي تجاري مختلف مانند تمجيزك و درجيزك و... توسط قاچاقچيان به وفور وارد كشور ميشود و متاسفانه از سوي معتادان و حتي برخي پزشكان براي ترك اعتياد و سمزدايي تجويز ميشود.
فرم تزريقي بوپره نورفين به عنوان مسكن مخدر براي درمان دردهاي شديد و قرص زيرزباني آن براي ترك اعتياد استفاده ميشود و از آنجا كه قرص زيرزباني اين دارو در ايران توليد نميشود، فرم تزريقي براي ترك اعتياد به كار ميرود و نهتنها به ترك نميانجامد بلكه بر شدت اعتياد نيز ميافزايد.
نادري با تاكيد بر اينكه شيوه مصرف در تعيين شدت اعتياد اهميت بسياري دارد گفت: تزريق به عنوان شيوه مصرف موادمخدر شدت اعتياد را افزايش داده و در ضمن خطرات فراواني براي خود فرد و اطرافيان وي از جمله ابتلا به ايدز و هپاتيت دارد.
متاسفانه هماكنون برخي قاچاقچيان هروئين را در آب حل كرده و آن را در شيشههاي آمپول ريخته و به اسم درجيزك ميفروشند كه اين مواد حتي بوپرهنورفين واقعي نيز نيست.
تحليل روانشناس
دكتر علي رستمپور، روانشناس و استاد دانشگاه در تعريف اعتياد ميگويد: اعتياد يعني خو گرفتن و وابسته شدن جسمي، رواني و عصبي فرد به موادمخدر كه ترك يا فرار از آن ناممكن يا بسيار مشكل است.
عواقب اعتياد را هم به راحتي ميتوان اشاره كرد؛ وابستگي شديد جسمي و رواني، ايجاد مشكل در صورت قطع وابستگي، پرخاشگري، اعتماد به نفس پايين، افسردگي، نگرش مثبت به مواد و...
اين روانشناس در مورد عوامل گرفتار شدن در دام اعتياد ميگويد: خانواده اولين مكان رشد شخصيت، باورها و الگوهاي رفتاري فرد است. خانواده علاوه بر اينكه محل رشد افراد و كمك به حل استرس و پاتولوژي است منبعي براي تنش، مشكل و اختلال نيز به شمار ميآيد.
ناآگاهي والدين، ارتباط ضعيف والدين و كودك، فقدان انضباط در خانواده، خانواده متشنج يا آشفته و از هم گسيخته، احتمال ارتكاب به انواع بزهكاريها مانند سوءمصرف مواد را افزايش ميدهد.
همچنين والديني كه مصرفكننده مواد هستند باعث ميشوند فرزندان با الگوبرداري از رفتار آنان مصرف مواد را يك رفتار بهنجار تلقي و رفتار مشابهي پيشه كنند. پس از خانواده ميتوان به تاثير دوستان و اطرافيان اشاره كرد. تقريبا در 60 درصد موارد، اولين مصرف مواد به دنبال تعارف دوستان رخ ميدهد.
ارتباط و دوستي با همسالان مبتلا به سوءمصرف مواد عامل مستعدكننده قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد است. مصرفكنندگان مواد براي گرفتن تاثير رفتار خود از دوستان سعي ميكنند آنان را وادار به همراهي با خود كنند. گروه همسالان به خصوص در شروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثر هستند. بعضي از دوستيها صرفا حول محور مصرف مواد شكل ميگيرد.
نوجوانان به تعلق به يك گروه نيازمندند و اغلب پيوستن به گروههايي كه مواد مصرف ميكنند بسيار آسان است. هرچند پيوند فرد با خانواده، مدرسه و اجتماعات سالم كمتر باشد، احتمال پيوند او با اين قبيل گروهها بيشتر ميشود.
برخي عوامل مخاطرهآميز اجتماعي هم در ابتلا به اعتياد موثر هستند؛ فقدان قوانين و مقررات جدي بر ضدموادمخدر، بازار مواد، مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعي، كمبود فعاليتهاي جايگزين، كمبود امكانات حمايتي، مشاورهاي و درماني، توسعه صنعتي، محروميت اجتماعي و اقتصادي، كمبود امكانات فرهنگي، تفريحي و ورزشي هستند
در مراكز ترك اعتياد چه ميگذرد

شيرين نجوان : ناگهان نيمخيز ميشود. چشمهايش بستهاند. حركات دوار سرش ادامه مييابد. بهيار دست روي شانههايش ميگذارد و او را به سوي تخت بازميگرداند.
حالا آرام ميگيرد. در خود ميخزد و در حاليكه گويا سالهاست به خواب رفته، داروي ديگري به او تزريق ميشود. اينجا اتاق ويژه بستري بيماران معتاد است.
همه آنهايي كه تصميم ميگيرند براي شفا از افيون نابودگر چند شبي را ميهمان اين اتاق باشند، كساني هستند كه ديگر به تنگ آمدهاند و حالا تنها اميدشان شده وعده وعيدهايي كه مركز ترك اعتياد به آنها داده است.
يا ميمانند يا ميروند
... پزشك از اتاق ويژه بستري بيرون ميآيد و وضعيت بسيار جديد كه سمزدايياش به تازگي آغاز شده را طبيعي گزارش ميدهد. از نظر او موفقيت روشهاي موجود در كلينيكهاي ترك اعتياد 40 به 60 است يعني تنها 40 درصد بيماران به ترك دائم ميرسند و 60 درصد مابقي جزو معتادان بازگشتي به حساب ميآيند چراكه نتوانستهاند تصميم قاطعي براي ترك بگيرند.
وي ميگويد:... در جلسه اول كه با بيمار رودررو ميشويم از او ميپرسيم كه چرا به اينجا آمدهاي؟ آيا واقعا ميخواهي مواد را كنار بگذاري؟ آيا خودت تصميم گرفتهاي يا بهخاطر فرد ديگري است. اگر بگويد به خاطر همسرم آمدهام به او ميگوييم نيا كه فايدهاي ندارد...
بسياري از افراد كه به اصرار خانواده و نزديكان پا به چنين مراكزي ميگذارند جزو اولين گروه معتادان بازگشتي به حساب ميآيند و تنها با صرف وقت و هزينهاي گزاف دوباره به بستر آلوده زندگيشان برميگردند.
در كنار اين گروه عدهاي نيز هستند كه در مصرف پيوسته مواد مخدر به اوج لذت خود رسيدهاند چنانچه انواع مخدر را امتحان و از ترياك به هروئين، حشيش و حالا كراك رسيدهاند، طوريكه در عين وابستگي و اعتياد شديد دچار حس نشئگي نميشوند.
اين دسته از افراد به كلينيكهاي ترك اعتباد و سمزدايي به چشم بازگشت به اعتياد، اما همراه با لذت نگاه ميكنند و حاضرند طول درمان را با سختي پشت سر بگذارند به اميد اينكه حسهاي از دسترفته را دوباره لمس كنند!از بين 60 درصد بيماران ناموفق، كساني نيز هستند كه پس از زدودن عوامل اعتياد از جسمشان به دليل عدم تغيير شرايط زندگي مجددا به مخدر روي ميآورند چرا كه جمعهاي دوستانه، محل زندگي و روابط اطرافشان با قبل از ترك فرقي نكرده است.
به اين ترتيب وقتي شرايط مهيا باشد مقاومت در برابر وسوسههايي كه در روح فرد رخنه كرده كار بسيار مشكلي است.مقابل حجم گسترده معتادان بازگشتي آن دسته از افرادي كه در گروه 40 درصدي موفق جاي ميگيرند، كساني هستند كه خود تصميم به اين امر گرفتهاند و همينطور باز براي خودشان بوده كه ميخواستند از زنجير وابستگي خلاص شوند.
تنها براي چنين اشخاصي ميتوان به آغاز و تداوم ترك اميدوار بود چرا كه اراده به همراه تصميمي راسخ لازمه زدودن مخدر از روح و جسم است.
... زمان ويزيت بيمار جديد به پايان رسيده و حالا وقت رفتن پزشك است. داروهايي كه بايد مورد استفاده قرار گيرد به بهياري يادآوري ميشود. او ميگويد:همه اين سختيها را ميبينيد؟! فقط يك لحظه وسوسه است كه ميتواند همهچيز را ويران كند. بيماران معتاد نبايد از كلينيكها توقع معجزه داشته باشند.
در اينجا تنها يكسري روشهاي علمي براي پاك كردن جسم معتاد از مواد مخدر مورد استفاده قرار ميگيرد كه تنها 10 درصد ماجراست. 90 درصد مابقي فقط و فقط اراده فرد است كه به دادش خواهد رسيد.
اما لازمه داشتن ارادهاي قوي روحي سالم است كه هر فرد به آن نياز دارد. از آنجاييكه اعتياد رخنه در روح و جسم توامان دارد بنابراين وقتي پاكسازي جسم صورت ميگيرد، روح ويران و آشفته نميتواند بار سنگين خلاء موجود را تحمل كند، از اين رو حمايتهاي بسياري از طرف خانواده، مشاور و محيط پيرامون فرد لازم است تا اين بار پاكسازي از روح صورت گيرد. ... پزشك، همراه فردي را نشان ميدهد كه روي تخت بستري و حالا به خواب رفته.
هشت ماه پيش او در موقعيت رفيقش بوده، اما حالا ماههاست كه پاك شده و اين تنها بهخاطر اراده وي بوده است. از نظر او اعتياد مانند سرسرهاي است كه پايين آن مرداب است. وقتي بالاي آن ايستاده و در آغاز ماجرا هستي خودت را معتاد نميداني و دچار شور و شعفي، اما هرچه ميگذرد به نيستي نزديكتر ميشوي.
ميان خواب و بيداري
... همراه بيمار بستري شده، طول دوره درمانش را بهخاطر ميآورد؛ اينكه با پاي خود به كلينيك آمده و گفته مرا بستري كنيد. يادش ميآيد سهشب دوره سمزدايياش طول كشيده و در اين زمان حالتي بين خواب و بيداري را طي كرده است. ... نيمههاي شب اول بستري شدن از خواب بيدار شدم به بهيار گفتم سيگار ميخواهم. او به من سيگار داد. من آن را به زير پايم انداختم و له كردم.
بعد از پايان دوره، بهيار گفت كه آن شب ليواني آب خوردي و به خواب رفتي. همه حركاتم غيرارادي بود...همراه از روشهاي درمانش اطلاع چنداني ندارد و فقط مطمئن است سمزدايي از او صورت گرفته. وي اطلاعي از روشهاي RD و UROD ندارد، اما چند بار نام ترك اعتياد سرپايي را شنيده است.
روش فوق سريع سمزدايي يا UROD يكي از روشهاي كاملا علمي است كه در آن كليه مورفينها -عامل مخدر- از گيرندههايشان به سرعت جدا و از طريق ادرار و مدفوع دفع ميشود. در اين روش از داروهاي ضدمخدر استفاده شده و چون جداسازي مورفين سريع پيش ميرود، بيمار بايد زماني را در بيهوشي كامل حدود 6-4 ساعت بگذراند.
علاوه بر اين روش سمزدايي ديگري با نام RD يا تدريجي در كلينيكهاي ترك اعتياد دنبال ميشود. در اين روش فرد حداقل بايد سه روز بستري و تحت مراقبتهاي ويژه قرار گيرد. در روش RD نيز از داروهاي ضدمخدر استفاده ميشود اما فرد بدون بيهوشي كامل و در حالت خوابي عميق سمزدايي ميشود.
پس از سمزدايي حالا نوبت به مصرف كپسول نالتركسون ميرسد. اين كپسول در واقع داروي تنفر نام دارد و وقتي فرد سمزدايي شده استفاده ميكند ميل خود را نسبت به مخدر از دست ميدهد.
... همراه بسيار به ياد ميآورد كه تا شش ماه پس از ترك از اين دارو استفاده ميكرده و حتي با فكر كردن به مواد مخدر دچار حالت تهوع ميشده است.
از نظر بهيار وضعيت چنين فردي جزو مطلوبترين شرايطهاست چرا كه او با اراده و حمايت خانواده داروهايش را ادامه داده و با قطعرابطه با دوستان و تغيير شرايط زندگياش توانسته پاك بماند. در مقابل او بسياري پس از سمزدايي حتي با خوردن داروي تنفر نميتوانند مقابل وسوسه مواد مقاومت كنند.
وي اضافه ميكند:ما از قبل به آنها ميگوييم كه وقتي به خانه بازگشتيد، بدانيد كه به دليل مصرف نالتركسون چنانچه مواد استفاده كنيد دچار حالتهاي تشنج شديد، عرق سرد، بيقراري، ناآرامي، درد بدني، اسهال، تهوع، استفراغ و ... ميشويد كه گاهي حتي تا مرگ نيز پيش خواهد رفت.
با همه اين وجود متاسفانه به دليل اينكه همچنان دنبال حالت نشئگي هستند، مجددا راه بازگشت را پيش ميگيرند.افرادي كه روشهاي سمزدايي را دنبال ميكنند، بايد نكات مهمي را قبل از شروع ترك رعايت كنند از جمله اينكه روز قبل از بستري مواد مخدر در كمترين حد ممكن و روز سمزدايي به هيچ عنوان مصرف نشود چرا كه بهترين زمان شروع سمزدايي وقتي است كه علائم ترك يعني خماري در بيمار ظاهر شده باشد.
از طرفي در روز سمزدايي نيز بايد صبحانه ميل نشود و شب قبل نيز شام سبك صرف شود. رعايت اين نكات ضروري است، اما متاسفانه در برخي از كلينيكها همچنان رعايت نميشود و چون بيماران در زمان بستري دچار بياختياري هستند مشكلات بسياري به وجود ميآورند.
درگذر چندساعت
... و اما روشي ديگر با نام درمان سرپايي. از كليه شيوههاي موجود در كلينيكها ميتوان به استفاده از داروي متادون اشاره كرد. متادون كه در گروه شبهمخدرها جاي ميگيرد طي سمزدايي جايگزين مواد سمي موجود در بدن ميشود و سپس به تدريج مقدار دارو كاهش داده ميشود.
اين كاهش دارو بدون علائم يا با علائم خفيف همراه است زيرا به دليل كمتر بودن وابستگي جسمي نسبت به ساير مواد و طولاني بودن اثر آن بدن طي دوران قطع مصرف مواد، فرصت احيا را پيدا كرده و سمزدايي كاهش مييابد. در برخي از مراكز ترك اعتياد اين روش به صورت سرپايي 30-20 روز و بستري 15-10 روز طول ميكشد.
در هر دو حالت اين دارو تزريق ميشود، اما چنانچه بستري شدن نيز انتخاب شود عوارض جانبي مصرف آن همچون تعريق، بيقراري و درد كنترل خواهد شد.... بهيار اين مركز در رابطه با روش سمزدايي متادون ميگويد:اين روش بيشتر براي افراد مسن و آنهايي كه ماده ترياك مصرف ميكنند، مناسب است؛ چراكه سختترين روش ترك مخصوص آنهايي است كه ترياك يا شيره ترياك را ميخورند. در حقيقت ماده مخدر جزئي از معده شده و حالا كندنش بسيار سخت است!
از نظر وي ترك اين نوع مصرف حتي از رها كردن كراك نيز سختتر خواهد بود و از آنجايي كه ترياك را نميشود يكباره- به دليل فشار وارده به بدن- قطع كرد از اين رو از متادون استفاده ميشود چراكه كاهش تدريجي جزو خاصيت متادون است و با جايگزين كردنش ميتوان به سلامت بسيار اميد بست.
اما در نهايت متادون نيز جزو شبهمخدرهاست و چنانچه بيرويه و بدون دستور پزشك مصرف شود ميتواند منتهي به اعتياد، اين بار از گونهاي ديگر شود! در هر صورت پس از پايان اين دوره نيز مانند روشهاي ديگر همچنان نالتركسون وجود دارد و اين داروي تنفر 15 روز پس از مصرف آخرين دوز متادون تجويز ميشود.
مصرف داروي فوق نيز به تازگي جزو روشهاي درماني سرپايي شده است چرا كه با كاشت كپسولهاي نالتركسون مدتدار به طور اختصاصي ميتوان بينياز از بستري شدن شخص مراقب جهت كنترل دوز دارو از چنين كپسولهايي استفاده كرد كه سطح دارو را در خون بيمار ثابت نگه ميدارند. داروي گفته شده اكنون با مدتزمان 3-2 ماهه وجود دارد و در خارج از كشور تهيه و وارد ميشود.
امكاني براي ترك
... همراه بيمار از وضعيت رفيقش كه در خوابي عميق فرو رفته، آسودهخاطر شده است. ميداند كه تا سه روز وضعيت او چنين است. قبل از رفتن ميگويد:... اين را هم بگوييد تا همه معتادان چنين امكاني را ندارند كه از روشهاي ترك اعتياد در كلينيكها استفاده كنند. از نظر او تمام روشهاي موجود چه به بستريشدن نياز داشته باشند و چه سرپايي، هزينه سنگيني را ميطلبد كه اغلب معتادان از عهدهاش برنميآيند.
همراه بيمار به قول خودش خوشاقبال بوده كه توانسته از بين مراكز متعدد، كلينيكي را پيدا كند كه خيريه نيز هست و در واقع درصدي از هزينه بيماران توسط افراد خير پرداخت ميشود. چنانچه به گفته مسوول اين مركز يكي از خيرين بيمار پاكشدهاي است كه دو سال پيش ميهمان كلينيك بوده!
به اينترتيب با كمك آنها هزينه سمزدايي حدود 200 هزار تومان همراه با بستري سه روزه رسيده است.به هر حال هزينههاي درمان نيز جزو معضل ديگر معتادان و خانوادههاست چنانچه نميدانند كدام كلينيك و مركز را براي مداوا انتخاب كنند چرا كه هركدام با ارائه رقمها و شرايط مختلف، ترسيمگر چند راه پيشرو هستند. تعدادي رقمهاي 700-600 هزار تومانيشان- جهت بستري سهروزه- را به داروهاي خارجي و شرايط بستري شدن مربوط ميدانند و معتقدند كه داروها صددرصد معتبر و تاريخ مصرفشان كنترل شده است.
از طرفي بيمار نيز در بهترين بيمارستان خصوصي و با كمك بهروزترين امكانات بستري ميشود. عدهاي نيز قيمت ثبتشدهشان را حتي در روشهاي سمزدايي فوق سريع و سرپايي كه تنها چند ساعت به طول ميانجامد حدود 500-450 تومان عنوان ميكنند و دليلي جز اعتبار و موفقيت در كارشان نميآورند.
به اينترتيب در بسياري موارد خدمات ديگر از قبيل پرستار خصوصي، رواندرماني، مشاوره، تست ترك اعتياد و ... نيز اضافه ميشود تا جمع كل پربارتري به فرد بيمار تقديم شود. حال آنكه قيمت ارائهشده كدام يك از اين مراكز با امكاناتشان هماهنگي دارد و اينكه چطور ميتوان به سلامت داروهاي تجويزشده اميدوار بود و فكر قاچاق از ناصرخسرو كه تاريخ مصرفگذشتگي و گرانتر بودن را به دنبال دارد، از سر بيرون كرد وظيفهاي ديگر است به دوش بازرسان سازمان بهزيستي و ... و در اينجا سوالي پيش ميآيد كه تكليف آن دسته از بيماراني كه توانايي مالي ندارند چه ميشود. كمپ محلي است براي ترك اعتياد و مخصوص آنهايي كه استطاعت مالي ندارند.
كمپها اغلب در وسط زمينهاي بياباني حومه شهر قرار دارند به طوري كه دسترسي به اماكن عمومي غيرممكن باشد. يك استخر، يك ساختمان اداري و يك محوطه پوشيده از تخت، آلاچيق يا خالي از هر كدام مخصوص بيماراني است كه بدون دارو همراه با درد به خود ميپيچند تا بالاخره زهرآميخته به وجودشان خالي شود. مدتزمان نگهداري معتادان در كمپ اغلب 21 روز است.
آنها شرايط سختي را تجربه ميكنند چنانچه براي سرحال آمدن يا حتي آرامكردنشان معمولا به داخل استخر فرو ميروند يا با رفتار خشن ماموران كمپ عقبنشيني ميكنند و آرام ميشوند. در بين بيماران كمپها، همه نوع معتاد از كارتنخواب خيابان تا فردي با شرايط معمولي وجود دارد.
وضعيت غذا و بهداشت شرايط مطلوبي ندارد، اما دفع سم از بدن نتيجه اميدواركنندهاي دارد چراكه بدون دارو و در اثر طول مدت، تخليه ميشود.
از مزاياي ديگر كمپها، برگزاري كرسيهاي N.P- معتادان گمنام- نيز هست كه از لحاظ رواني به بهبودي بيماران كمك ميكند.هزينه كمپها نيز از 80-30 هزار تومان متغير است و اين تنها امكان براي معتادان با بودجه مالي اندك است.
سنگ آخر
در ميان بيماراني كه كمر به ترك اعتياد بستهاند چه آنهايي كه توان مالي پرداختن صدها هزار تومان براي آسودگي بيشتر دارند و چه آنهايي كه در كمپهاي مختلف دست و پا ميزنند، فرصت و به تعبيري شانس از آن كساني خواهد بود كه بتوانند هرطور كه شده در دورههاي رواندرماني شركت كنند چرا كه طبق آمار، موفقيت 80 درصدي حاصل تلاش بازسازي روح افرادي بوده كه دل به گفتههاي مشاوران و كلاسهاي روحدرماني مخصوص معتادان دادهاند.
در اين نوع درمان تسلط بر حالات رواني مختلف مانند اضطراب، افسردگي و هوس آموزش داده ميشود و همينطور در زمينه افزايش مهارتهاي اجتماعي و گروهدرماني نيز فعاليتهايي صورت ميگيرد. خانواده فرد معتاد نيز به عنوان اصليترين حامي، جزئي از برنامه اين درمان است كه به بحث آموزش خانواده ختم ميشود.
... حالا روز به نيمه و زمان فراغت از كار رسيده است. خانوادهاي تشكيلشده از زن و مردي جوان براي مشاوره در كلينيك حاضرند. آنها 14 سال زندگي مشترك داشتهاند و در اين مدت مرد هر روزه پنج گرم ترياك مصرف ميكرده است... آنها به اتاق مشاوره ميروند. صداي زن به آرامي شنيده ميشود.
او از ناملايمات همسر شكوه دارد... خانواده بعدي وارد ميشوند و به انتظار ورود به اتاق مشاوره مينشينند. آنها نيز زن و مرد جواني هستند كه كودك همراهشان لبخند به لب دارد...
جانشين ستاد: اعتياد را نمي توان ريشه کن کرد
پاكسيما مجوزي : طرح ساماندهي معتادان، كاهش آسيب جامعه از اعتياد، قوي كردن مرزهاي شرقي كشور، مبارزه با مواد مخدر جديد مثل كراك، گسترش مراكز درمان از سوي سازمان بهزيستي و وزارت بهداشت، تاسيس و برنامهريزي 10 مركز در 10 شهر بزرگ ايران، برنامهريزي براي درمان سه مرحلهاي، ايجاد فضاي فرهنگي و اطلاعرساني براي تمام افراد جامعه در مورد اعتياد، به دست آوردن آخرين آمار اعتياد، فعال كردن سازمانهاي غيردولتي، بالا بردن اعتبارات مالي براي مبارزه با مواد مخدر از 7 ميليارد تومان به 20 ميليارد تومان، بحث كنترل تقاضاي مواد مخدر و طرح درمان پليسمدار، همگي مواردي هستند كه جانشين دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر رياست جمهوري در مصاحبه با هم ميهن اعلام كرد.
دكتر محمدرضا جهاني كه پيش از اين 13 سال رياست بهداري ناجا را برعهده داشت در حال حاضر در دانشگاه نيز تدريس ميكند. جهاني در اين گفتوگو سعي دارد انتقاداتي را كه بر طرح كاهش آسيب و ساماندهي معتادان وارد شده را پاسخ دهد و همزمان با روز جهاني مبارزه با اعتياد، برنامههاي آتي ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز اعلام ميكند.
با توجه به اجراي طرح ساماندهي معتادان كه نظري موافق و مخالف را در برداشت، چگونگي شكلگيري اين طرح را توضيح دهيد؟
طرح ملي، درمان پليس مدار از اوايل خرداد شروع به كار كرد كه جمعآوري و ساماندهي معتادان را در دستور كار خود دارد. براي اين طرح هماهنگي با وزارت بهداشت و سازمان بهزيستي در دستور كار بوده است كه اعتباراتي نيز به آنان تعلق گرفته است.
اين اعتبارات تا چه ميزان بود و آيا گسترش مراكز درماني را نيز شامل شده است؟
2/8 ميليارد تومان وزارت بهداشت، 14/7 ميليارد تومان سازمان بهزيستي براي اين طرح اعتبار دريافت كردند، غير از اين افزايش مراكز DTC كه به مراكز گذري معروف هستند و خدمات مورد نياز مثل سرنگ، آموزش تزريق و آموزش بهداشتي، براي كنترل انتقال بيماري به جامعه ارائه ميدهند و همچنين گسترش مراكز MMT كه مركز درمان معتادان با متادون است، كه در اين مراكز به معتاد هروئيني به جاي تزريق متادون تجويز ميشود و او را آماده به چرخه درماني ميكند.
بنابراين از 293 مركز در وزارت بهداشت به 580 مركز رسيدهايم و در سازمان بهزيستي نيز از 420 مركز به 777 مركز گسترش پيدا كرده است.يكي ديگر از مراكز ITC نام دارد كه يك نوع مركز درمان مدار است و رواندرماني در آن انجام ميگيرد اين مقطع بعد از درمان دارويي است كه موثر واقع ميشود. علاوه بر اين 10 مركز نگهداري معتادان پيشبيني شده است كه تحت نظر وزارت بهداشت است.
بعد از بازداشت معتاد، چگونه مشخص ميشود كه به چه مركزي فرستاده ميشود؟
معتادان بعد از جمعآوري به قرنطينه پليس ميروند. در آنجا تيم پزشكي اعم از پزشك، پرستار، روانپزشك و متخصصان حضور دارند بعد از انجام يك سري تستهاي ابتدايي كه مشخص ميكند فرد معتاد است يا خير به مراكز نام برده منتقل ميشود.
البته در اين كار ما نمايندههاي نهادهاي مردمي را نيز داريم كه افراد معتاد را نيز به آنان معرفي ميكنيم.هر فردي پس از تشخيص اعتياد يك كارت شناسايي ميگيرد كه در پشت آن زمان، تاريخ و مكان مراجعه به مركز نوشته شده است. حال اگر فرد مراجعه نكند از سوي مركز به پليس گزارش داده ميشود.
بنابراين نقش پليس دستگيري و هدايت اين افراد است؟ و آيا خشونتي نيز در اين ميان وجود دارد؟
نقش پليس ارجاع و هدايت به مراكز درماني است، نه دستگيري و پر كردن زندانها. البته بايد توجه كرد كه يكسري از معتاداني كه فاقد خانوادهاند نسبت به درمان مقاوت نشان ميدهند. براي اين افراد نيز يك مركز با ظرفيت 500 نفر در نظر گرفته شده است كه افراد معتاد كارتن خواب، ولگرد و با خطر بالا را در خود جاي ميدهد.
در مورد اين مركز توضيح دهيد.
مركز شفق، اولين مركز در تهران است كه به افراد معتاد با خطر بالا تعلق ميگيرد. با افرادي كه وارد اين مركز ميشوند به شكل بيمار برخورد ميشود نه زنداني و كار درماني در دو مرحله دارويي و رواني بر آنان انجام ميشود.
با توجه به ظرفيت محدود مركز شفق كه 500 نفر را در خود جاي ميدهد و با استناد به آمار به دست آمده ما نزديك به 300 هزار معتاد پرخطر داريم، نحوه پذيرش و درمان چگونه انجام ميشود؟
ماندن مريض بستگي به نظر پزشك دارد. كه اين تاريخ از سه هفته تا سه ماه ميتواند ادامه داشته باشد. به طور مثال تا روز 19 خرداد دو هزار و 102 معتاد پرخطر هروئيني جمعآوري شدند كه ما فقط 111 نفر را به مركز شفق ارسال كرديم. كه با نگاه آماري ميشود حدود 02/5 درصد.
بقيه اين افراد به مراكز درماني ديگر انتقال پيدا كردند كه حدود 949 نفر بودند. بقيه افراد هم به خانوادههايشان تحويل داده شدند كه نقش خانواده در اين مقطع بسيار مهم است و ميتواند در درمان موثر واقع شود. غير از نقش خانواده ما سه مرحله درمان را نيز در دستور كار داريم:1- دارويي، 2- روان درماني و 3- مددكاري اجتماعي
بنابراين اعتقاد شما بر اين است كه با تكميل اين سه دوره درمان، اعتياد در كشور كنترل خواهد شد؟
همانطور كه ميدانيد درمان دارويي و سمزدايي بدن از ماده مخدر تنها يك هفته طول ميكشد، اما فردي كه با متادون ترك ميكند يك دوره يكساله را دنبال ميكند به اين شكل كه بر اثر مرور زمان، مقدار مصرف دارو را نيز كم ميكندو پس از سمزدايي بخش روان درماني مهم است كه بايد انگيزه ترك را در فرد قوي كند تا او همچنان بخواهد ماده را ترك كند.
به نظر شما آيا حضور مقطعي معتاد در مراكز ترك اعتياد ميتواند براي ترك ريشهاي آن از مواد موثر باشد؟
ببينيد، طي كارشناسيهاي به عمل آمده براي اين طرح ما به شش فايده كاهش آسيب دسترسي پيدا كردهايم. اين راهها در دنيا شناخته شده است، هر چند ايران تجارب بسيار خوبي نيز داشته، به طور مثال در زمينه كاهش آسيب زندانها، ايران توانسته است رتبه اول را كسب كند بنابراين حضور در مراكز ترك و درمان اعتياد باعث ميشود:
1- ارتباط معتاد با قاچاقچي قطع شود چون درمان دارويي شروع شده و براي مصرف از دارو استفاده ميكند. 2- به جاي مواد ناخالص و مواد مخدر، دارو به معتاد ميرسد. 3- از انتقال بيماريهاي خطرناك از سوي فرد معتاد به جامعه جلوگيري ميشود؛ بيماريهايي مثل ايدز و هپاتيت.
4- مرگ و مير معتادان كاهش پيدا ميكند به طور مثال در سال 84، در بندرعباس 188 معتاد مردند و در سال 85 اين مرگ و مير به 45 نفر رسيده است. 5- جرم در جامعه كم ميشود زيرا فرد معتاد براي تهيه مواد خودش ديگر نيازي به سرقت ندارد. 6- معتاد در يك سير درمان قرار ميگيرد و به مرور از اعتياد جدا ميشود.
با تمام اين توضيحات، انتقادي بر طرح ساماندهي معتادان وارد است. بسياري معتقدند اين طرح نيز پس از چند روز پيگيري و ارائه آمار و خبرسازي به فراموشي سپرده ميشود و معتادان در شهر پراكنده خواهند شد و در نهايت طرح به فراموشي ميرود.
اين طرح تا سال 1386 برنامهريزي شده است و قصد بر اين است كه در سال آينده نيز ادامه پيدا كند. اما بيان اين نكته كه طرح موقت است بايد بگوييم خير اينطور نيست. در هر حال ما معتقديم كه اعتياد قابل كنترل است و نميتوان آن را ريشهكن كرد.
بيشترين گروه سني اعتياد در ايران متعلق به چه گروهي است و آيا آمار قابل بحثي براي ارائه سن اعتياد و چگونگي آن درايران وجود دارد؟
بيشترين گروه سني بين 20 تا 40 سال هستند. البته اين آمار شامل معتادان پرخطر است كه در مردان بيشتر از زنان است. اعتياد يك بيماري پنهان است. 50 درصد خانوادهها نزديك به 5 سال طول ميكشد تا بفهمند فردي در خانوادهشان معتاد است. آمار مختلفي در حوزه اعتياد منتشر شده است به طور مثال گروهي آمار اعتياد در ايران را 5 تا 6 ميليون ارزيابي كردند كه اين ارقام غيرمسوولانه و غيرواقعي است.
اما طبق آخرين آمار علمي و مستند كه از سوي مركز پژوهشي داريوش وابسته به دانشگاه علوم بهزيستي انجام گرفته است و از سال 81 تا 83 نيز به طول انجاميد، جمعيت معتاد ايران 2 ميليون نفر است. نمونهگيري اين آمارگيري به اين شكل بوده است كه با توجه به ميزان جمعيت معتادين در استانهاي مختلف و تخمين آن با جمعيت هر استان به رقم فوق دست پيدا كردهاند.
بنابراين 2 ميليون جمعيت معتاد وجود داردكه از اين ميزان يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد رسمي هستند يعني بايد مواد مصرف كنند كه در صورت عدم مصرف علائم ترك برايشان اتفاق ميافتد و 800 هزار نفر مصرف تفنني يا سوء مصرف هستند به اين معني كه اگر 72 ساعت بتوانند مواد مصرف نكنند و علائم ترك نيز برايشان به وجود نيايد جزو گروه مصرفكنندگان تفنني قرار ميگيرند.
حال از اين يك ميليون و 200 هزار نفر 350 هزار نفر هروئيني هستند كه در كنار خانواده زندگي ميكنند و عمدتا از وضع مالي خوبي برخوردارند و براي تهيه مواد دچار مشكل و دردسر نميشوند، 250 هزار نفر تزريقي هستند و آنان نيز جزو معتادين وضع مالي خوب محسوب ميشوند.
مابقي نيز كه بين 30 تا 50 هزار نفر هستند معتادين پرخطر ناميده ميشوند. اين افراد عمدتا ولگرد و آواره هستند كه براي مصرف مواد مخدر دست به سرقت ميزنند و به خاطر وضع مالي نامناسب از سرنگهاي مشترك و يا چند بار مصرف استفاده ميكنند. عمده تمركز طرح بر روي دسته آخر است كه باعث جلوگيري از انتقال بيماريهاي ايدز و هپاتيت به جامعه ميشود.
شايع شده كه در حال حاضر فعاليت بخش نهادهاي مدني ستاد مبارزه با مواد مخدر بعد از مديريت جديد متوقف مانده است و مشغول به كار همچون گذشته نيست.
البته با تغيير بخش مديريت تغييراتي نيز در اين بخش داده شده است ولي آن بدين مفهوم نيست كه فعاليتها متوقف شده است. به طور مثال در 2 خرداد ما از همگي نهادهاي مدني فعال در حوزه مواد مخدر در مركز شفق دعوت به عمل آورديم. اين اتفاق در نوع خود منحصر به فرد بود زيرا گردهمايي 200 مركز غيردولتي را شاهد بوديم و به مسائل و مشكلات آنان پرداختيم كه البته هماهنگيهاي لازم را بهزيستي و وزارت بهداشت انجام دادهاند.
ما در برنامههاي طرح كاهش آسيب به نهادهاي مدني بسيار اميدواريم ولي بايد توجه كردكه نهادهاي مدني بايد استانداردها را رعايت كنند و كاري خلاف علوم پزشكي كه مشخص شده است انجام ندهند. به طور مثال در طرح نجات ما از انجمن تولدي دوباره بسيار كمك گرفتيم و 280 مريض پرخطر را به آنان واگذار كرديم كه سعي داريم اعتبارات لازم را هم به آنان بدهيم.
برآورد اوليه بودجه سال 86 چگونه است؟
7 ميليارد تومان، برآورد اوليه بودجه سال 86 است كه با حساسيت شخص رئيسجمهور و پيشنهاد ستاد مبارزه با مواد مخدر اين مبلغ به 20 ميليارد تومان افزايش پيدا كرده است كه حدود 5/1 ميليارد تومان به سازمان زندانها 2 ميليارد تومان به ناجا تعلق ميگيرد.
زيرا 10 مركز در شهرهاي تهران، مشهد، شيراز، اصفهان، همدان، بندرعباس، كرمان، كرمانشاه، تبريز و رشت وجود دارد. اين مراكز لباس، تغذيه، نگهباني و پشتيباني اداري نياز دارند. گفتني است از اول تيرماه مركز اصفهان و همدان آغاز به كار ميكنند و از اول مردادماه نيز بقيه مراكز فعال خواهند شد.
در مورد مواد مخدر جديد كه اين روزها بازار مصرف را در خود پر كرده است اقداماتي انجام گرفته است؟ و آيا مبارزه با مواد در طرح كاهش آسيب نيز وجود دارد يا خير؟
مسلما مبارزه با اين مواد خارج از پروژه نيست. به طور مثال كراك Crack يكي از اين مواد است و معني صداي شكستن يا شكسته شدن ميدهد، زيرا وقتي كراك دود ميشود صداي شكستن ميدهد. كراك شامل موادي به نام هيدروكلورايد كوكائين به همراه تركيبات شيميايي مثل جوش شيرين است.
كراك شكل خياباني كوكائين است كه براي مصرف ارزانتر در دست قرار ميگيرد و مختص به جنوب آمريكا، آمريكاي لاتين است كه از برگ درخت كوكا (coca) گرفته ميشود و در ايران وجود ندارد، آن چيزي كه در ايران مشهور به كراك است هروئين با درصد خلوص بالا است. به اين معني كه هر چه درصد آن بالاتر باشد جذب آن سريعتر، بروز اعتياد آشكارتر و عوارض اعتياد جديتر ديده شده است. درمان سختتر، اعتياد عميقتر و مرگ سريعتر اتفاق ميافتد.
زياد شنيده شده كه ميگويند اعضاي بدن از هم جدا ميشوند يا بدن كرم ميگذارد آيا اين ادعاها مستند علمي دارند يا خير؟
بله، اين گفتهها مستند علمي ندارند، اما بحث زماني رخ ميدهد كه در محل تزريق آبسه تشكيل ميشود و اين آبسه متلاشي ميشود و بافت بدن را له ميكند و از بين ميبرد. سپس عوامل عفوني در اين كانون نفوذ پيدا ميكنند و باعث بروز عفونت گستردهتر ميشود سپس بافت بدن سست ميشود و ريزش پيدا ميكند.
اما كساني كه كراك را استنشاق ميكنند تمام تيغه بيني خود را از بين ميبرند و باعث بروز آسيب جدي به ريه ميشوند كه مرگ بيشتر اين افراد نيز به همين خاطر است.
عمر متوسط افراد كه كراك مصرف ميكنند بين 2 تا5 سال است در حاليكه افراد هروئيني تا 15 سال ميتوانند زنده باشند. بنابراين بحث كنترل و ساماندهي مواد مخدر تفاوتي بين مواد قديم و جديد ندارد و از نيروي انتظامي، سپاه و اطلاعات در خصوص كنترل تقاضا همكاري و همياري ميشود.
در مورد برنامههاي پيشگيري در سال 86 بگوئيد. آيا برنامههاي خاصي در اين حوزه از سوي ستاد مبارزه با مواد مخدر برنامهريزي شده است؟
اينگونه برنامهريزي شده است كه امسال 320 هزار نفر را زير پوشش درماني ببريم كه اين افراد قشر بيمار ما هستند. اما ما يك قشر سالم داريم كه نبايد معتاد شوند. بنابراين عمليات پيشگيري و اقدامات فرهنگي به شكل جدي براي اين قشر در اولويت قرار ميگيرد كه با همكاري ساير وزارتخانهها، ادارات، كارخانهها، مراكز كاري و غيره كنترل ميشود.
نقش وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت، مدارس و دانشگاهها نيز در اين ميان نبايد ناديده گرفته شود. در برنامههاي امسال هفته مواد مخدر، يكي از برنامهها دعوت معاونين وزارتخانهها و مسوولين كار است كه براي پيشگيري توجيه ميشوند.
برگزاري كنفرانسها و سمينارهاي مختلف اعتياد و فرهنگي در روزهاي چهارشنبه كه در مركز فرهنگي شقايق برگزار ميشود و در زمينههاي پيشگيري درمان و روشهاي جديد با مواد بحث و گفتوگو ميشود. ارتباط با صدا و سيما براي آگاهسازي مردم و افزايش آگاهي مردم، ساخت انواع مستند سازيها، تهيه فيلم، انيميشن سازي و استفاده از روشهاي فرهنگي كه جامعه واكسينه شود تا مردم به سراغ اعتياد نروند.
پر كردن اوقات فراغت جوانان، افزايش فعاليت خاص مثل ورزش و حل معضل بيكاري از جمله موارد موثر در پيشگيري هستند كه نياز به يك كار بلندمدت دارد و با كار كوتاهمدت پاسخگو نيست.
از لحاظ مرزي در چه موقعيتي براي كنترل ورود مواد به كشور هستيم؟
مرز شرق كشور، كه عمدتا مرز ترانزيت مواد به ايران است كنترل شده است. 350 كيلومتر مرز كانال كشي شده است، 30 كيلومتر ديواركشي شده است و دهها كيلومتر خاكريز شده است كه تا پايان امسال به نقطه قابل قبولي رسيدهايم و تاكنون بيش از 3500 شهيد و بيش از 11 هزار جانباز در رابطه با مبارزه با مواد مخدر داشتهايم.
ايران در بخش كاهش آسيب و مبارزه با مواد مخدر در دنيا چه جايگاهي را به خود اختصاص داده است؟
در بخش كاهش آسيب، ايران پيشرفت بسيار خوبي داشته است. در آخرين سمينار عربستان كه برگزار شد حدود 500 نفر از آمريكا و اروپا آمده بودند. دكتر مسجدي رئيس انجمن مبارزه با دخانيات كه فوق تخصص ريه وعضو هيات رئيسه ادارهكننده اين جلسات بودند اعلام كردند كه پيشرفتهاي كشور ايران در بخش كاهش آسيب چيزي بود كه بسيار چشمگير و ارزنده تلقي شد.
از سوي ديگر طي اعلام دفتر مقابله با جرم و جنايت سازمان بينالملل UNDOC ايران در همه زمينهها از جمله كاهش، پيشگيري و درمان جزو كشورهايي است كه از رتبههاي بالايي نسبت به ديگر كشورهاي جهان برخوردار است. به اين معني كه ايران نقطه قوت و كنترل مواد مخدر به آمريكا و اروپا شده است
+ نوشته شده توسط پيمان در
Sat 30 Jun 2007 و ساعت
0:16 AM |