هر چه میگویم به قدر فهم توست.......... مردم اندر حسرت فهم درست
ارغوان رضايي سال پيش وقتي در جدول رنكينگ بهترين تنيسورهاي جهان تا چهل و يكم بالا رفت، معروف شد. دختري با مليت ايراني - فرانسوي كه مثل همه تنيسورها ميخواهد روزي شماره يك جهان شود. ارغوان چند هفته پيش در تهران بود، براي تمرين در زمينهاي هارت كورت كرج و ديدن خانواده پدري و مادري. از امروز هم در مسابقههاي اوپن استراليا بازي ميكند، مسابقهاي كه قرار است او را حداقل به جمع 10 نفر اول بياورد. ارغوان با نام فرانسه در تنيس جهان معروف شده، اما بهنظر هنوز بين پدر او، مربياش و فدراسيون تنيس اختلافاتي وجود دارد. اختلافاتي كه دلايل عجيبي دارد. در ورزش امروز دنيا كه تيمهاي ملي كشورها، بازيكناني با مليتهاي مختلف دارند، ارسلان رضايي، پدر ارغوان ميگويد كه به دليل خارجيبودن، نميتوانند مثل بقيه از امكانات فرانسه استفاده كنند.
تعداد ايرانيهايي كه با نام كشورهاي ديگر در ورزش معروف شدهاند، كم نيست. اكثر آنها هم مثل شما به ايران علاقه خاصي دارند، اما به نظر ميرسد شما طور ديگري ايران را دوست داريد؟
درست است كه در فرانسه به دنيا آمدهام و آنجا بزرگ شدهام، اما همه خانوادهام، ايران هستند. عمه، عمو، دايي و... همه اينجا زندگي ميكنند. من محيط ايران و مردمش را هم خيلي دوست دارم.
و چلوكباب!
بله، چلوكباب و همه غذاهاي ايراني، اما دوست دارم چلوكباب را در ايران بخورم. وگرنه در پاريس هم ميشود چلوكباب خورد. آنجا رستورانهاي ايراني زياد است. مادرم هم در خانه هميشه غذاي ايراني ميپزد.
گردنبندت هم كه نقشه ايران است.
آن را داييام هديه داده. هميشه با من است. بعد از هر مسابقهاي روزنامهنگاران فرانسوي درباره گردنبندم سوال ميكنند و من ميگويم اين گردنبند براي اين است كه نشان بدهد من از كجا آمدهام.
از اينكه شما ايراني هستيد و نفر چهارم تنيس فرانسه، تعجب نميكنند؟
هميشه تعجب ميكنند. بهخصوص اينكه شرايط من با بقيه بازيكنان فرق دارد. آنها هم شرايط خوبي داشتهاند و معروف شدهاند، اما من در بدترين شرايط تمرين كردهام. در شروع امكانات زيادي نداشتم، هميشه چيزي بود كه اذيتم ميكرد. يا در سرما تمرين ميكردم يا در گرماي شديد. فدراسيون تنيس هم كه كمكم نميكند.
وقتي كه در مسابقههاي اوپن آمريكا (چهارمين و آخرين گرنداسلم سال) شركت كردي، روزنامههاي زيادي درباره اين موضوع نوشتند. مشكل خاصي بين فدراسيون و پدرت وجود دارد؟
مشكل آنها اين است كه پدرم مربيام است. ورزش فرانسه خوشش نميآيد كه موفقيتهاي يك ورزشكار به اسم يك نفر ديگر تمام شود. آنها ميخواهند بگويند كه فدراسيون اين كار را براي ارغوان رضايي انجام داد و به همين دليل موفق شد.
اين مشكل به ايرانيبودن يا مسلمانبودن شما كه ربطي ندارد؟
نه، اصلا. همه ميدانند كه من مسلمان هستم و خيلي از مسائل را رعايت ميكنم. در فرانسه خيليها مسلمان يا عرب هستند. همه تشويقم ميكنند، از اين نظر مشكلي ندارم.
پدر ارغوان: ما ايرانيها يك حرف خوب ميزنيم. ميگوييم طرف لقمه چرب است. الان ارغوان براي فدراسيون تنيس فرانسه لقمه چرب است. ميخواهد همه چيز به اسم خودش تمام شود اما من يك اخلاقي دارم كه نميگذارم كسي بالاتر از من باشد. ارغوان بچه بود، فدراسيون گفت توپ جمع كن بازيكنان بزرگ دنيا شود. پول، لباس هر چيز ديگري كه لازم داشت، ميدادند. موقعيت خوبي بود. بازي بازيكنان مطرح را ميديد، اما من اجازه ندادم. گفتم دخترم شخصيت دارد. هميشه خواستهام به دخترم شخصيت بدهم، از همان بچگي، اما فدراسيون ميخواهد ما را بكوبد.
چرا؟
ما خارجي هستيم. مثل اين است كه يك افغاني بيايد در كشتي قهرمان ايران شود.
ارغوان: در فرانسه خيلي نژادپرست هستند.
اين موضوع اذيتتان نميكند؟
ارغوان: در شروع كارمان خيلي سخت بود. اينجا ايراني خيلي كم است. ما براي آنها عرب هستيم.
پدر ارغوان: ارغوان بچه بود كه از ما شكايت كردند. حرفشان اين بودكه چرا يك خارجي تنيس بازي ميكند. اين را هم گفته بودند كه تمرينات ارغوان زياد است. به قاضي گفتم نميخواهم بچههايم در خيابان باشند. شما ميخواهيد بچههايتان موفق شوند، من هم همينطور. ايراد گرفت كه چرا ساعت تمرينات زياد است. جواب دادم كه ميخواهم دخترم قهرمان جهان شود. پرونده را بست. البته تهديد كردم كه اگر ما را اذيت كنيد، به سفارت ايران در فرانسه شكايت ميكنم.
منظورتان چيست؟ زياد تمرين ميكرد؟
پدر: من به همه روزنامهها گفتم كه از سن هفت سالگي روزي دو نوبت يك ساعت و نيم تمرين ميكرد، اما واقعيت اين است كه او روزي 8 تا 10 ساعت تمرين داشت.
زياد نبود؟
پدر: كسي كه از ورزش اطلاع داشته باشد، ميداند كه تا رشد هورموني بچه تمام نشده، هرچقدر كه ميشود بايد فشار تمرينات را بالابرد. وقتي كه رشد هورموني تمام شد، ديگر نميشود كاري انجام داد. وقتي كه ارغوان در سن بچگي بود، ديدم كه تنيسور خوبي ميشود، همه كار انجام دادم و تا حالا نتيجه گرفتهايم اما با دختر كوچكترم كمند، دو هفته كار كردم. در مرحله نيمه نهايي ليگ فرانسه باخت و گفتم تو به درد تنيس نميخوري. ديگر با او كار نكردم. بازيكن هم بايد خودش بخواهد. البته باز هم ميگويم تمرين زياد مهم است. يك مثل داريم كه ميگويد؛ كار نيكو كردن از پر كردن است. ما نتيجه پشتكاري را كه داشتهايم، گرفتهايم. حرفهايها تمرين من و ارغوان را ميبينند، وحشت ميكنند، نميدانند كه انجام هر كاري از دست ما ايرانيها برميآيد. وقتي ما در قصههايمان داريم كه زني، گاوي را به دوش ميكشد، پس تمرين چند ساعته برايمان مشكلي نيست. البته من هميشه ميگويم كه خدا هم به ما خيلي كمك ميكند. اين خواسته خدا هم بوده كه ما را به اينجا رسانده. ارغوان سال پيش در رنك 240 بود و در 8 ماه به رنك چهل و يكم رسيد.
پسرتان چطور؟
انوشيروان بدشانسي آورد، از بهترينها بود اما قدش كوتاه ماند. وقتي تنيس را كنار گذاشت، دوباره رشد كرد. الان حريف تمريني ارغوان است.
شما خانوادگي بهنوعي درگير تنيس هستيد؟
ما همه جا پنج نفري هستيم. همسرم، ماساژور ارغوان است و با پختن غذاهاي اصيل ايراني، مسوول تغذيه او هم هست.
فدراسيون تنيس فرانسه اصرار دارد كه مربي شما كسي غير از پدرتان باشد. درست كه با مربيگري پدرتان به نتايج خوبي رسيدهايد. شايد آنها فكر ميكنند يك مربي سطح بالاتري داشته باشيد، سريعتر به رنكهاي بالاتر برسيد؟
ارغوان: من اگر به اينجا رسيدهام، با كمك خانوادهام بوده. اگر مربي ديگري داشته باشم، نتيجه بهتري نميگيرم. چند هفتهاي امتحاني با مربي ديگري كار كردم، ديدم پدرم بهتر است.
آقاي رضايي موضوع مهمي است كه شما چطور به اين درجه از مربيگري رسيدهايد كه شاگردي در سطح اول تنيس داشته باشيد؟
من فوتباليست بودم. قبل از انقلاب در تيمهاي بانك ملي و ژاندارمري بازي ميكردم. براي ادامه تحصيلات در رشته زمينشناسي به فرانسه رفتم كه موفق نشدم. هميشه دوست داشتم معلم ورزش شوم. قهرماني يكي از بازيكنان تنيس فرانسه را در تلويزيون ديدم. همان موقع گفتم كه بچههاي من بايد تنيسور شوند. چيزي از تنيس نميدانستم. اين تكنيك تنيس من نبود كه ارغوان را ارغوان كرد. اين اخلاق نظاميام بود كه از ارغوان بازيكن ساخت.
يعني اصلا كلاس مربيگري هم نرفتيد؟
نه. فقط ديدم كه يك بازيكن تنيس به چه چيزي نياز دارد. يك تنيسور بايد عضلههاي شكمش قوي باشد و من تا جايي كه ميتوانستم از ارغوان خواستم دراز و نشست برود. در ليگ فرانسه ماهي يك بار تست آمادگي جسماني ميگرفتند. سرعت پا، پرتاب وزنه، پرش و... ارغوان در همه اين تستها افتضاح بود اما در دراز و نشست از همه بهتر بود. بهترين بازيكن پسر فرانسه در دقيقه 73 بار دراز و نشست ميزد، ارغوان 76 بار. اين بود كه كمك ميكرد ضربه دست ارغوان قوي باشد. من يك دونده نميخواستم. كسي را ميخواستم كه محكم ضربه بزند. الان به خاطر ضربههاي سنگين دستش است كه همه آرزو ميكنند با ارغوان رضايي همگروه نشوند.
روزنامهها درباره مشكل ارغوان براي داشتن اسپانسر تامينكننده لوازم ورزشي هم نوشته بودند، اين مشكل حل شد؟
ارغوان: ماركهاي معتبري كه در فرانسه هستند، با فدراسيون كار ميكنند. من براي اينكه تبليغ نكنم، ماركها را ميكنم.
پس هنوز مشكل مالي داري. روزنامهها نوشته بودند كه براي اكثر مسابقهها با خودروي كاراوان سفر ميكني؟
خيلي وضع ماليمان بد نيست ما بدبخت نيستيم اما خرج ورزشكاران حرفهاي بالاست و بايد اسپانسر داشته باشند. ما در اروپا با مينيبوس كاراوان كه جاي سه تخت خواب و گاز غذاپزي دارد، سفر ميكنيم.
اين براي بازيكنان ديگر تعجبآور است. براي مسابقههاي اوپن آمريكا هم من خانه يكي از دوستان پدرم بودم. البته بهتازگي يك فرودگاه فرانسوي اسپانسر من شده. صاحب اين فرودگاه در دوران جوانياش مشكل من را داشت و به خاطر همين كمكم ميكند.
رابطهات با بازيكنان ديگر چطور است، با بازيكنان بزرگ دنيا؟
با همه خوبم. ما مثل يك خانواده ميمانيم. يك هفته در ژاپن هستيم، هفته بعد در استراليا و... مجبوريم با هم خوب باشيم. آنها خيلي از ايران ميپرسند و چيزهاي ديگر. البته بعضيها خودشان را ميگيرند و محل نميگذارند.
در فرانسه چطور، طرفدار داري؟
نميخواهم از خودم تعريف كنم، اما با نتايجي كه امسال گرفتهام، از بازيكنان شماره 2 و 3 فرانسه بيشتر طرفدار دارم. در مسابقههاي من استاديوم هميشه پر است. ميدانيد چرا دوستم دارند؟ با آنها خيلي خوب برخورد ميكنم. تشويق ميكنند، جواب ميدهم. بعد از بازي با آنها، حرف ميزنم. بيشتر سعي ميكنم اخلاق ايراني داشته باشم. خوش بهخورد و بگو و بخند، مردم فرانسه هم من را بهعنوان يك بازيكن ايراني - فرانسوي دوست دارند.
ايرانيهاي مقيم فرانسه هم به استاديوم ميآيند؟
خيلي كم هستند. بعضي وقتها با پرچم ايران ميآيند اما موضوعي كه من از آن خوشحالم، اين است كه طرفداران من اكثرا جوان هستند. مثل بقيه تماشاگران تنيس نيستند كه مسن باشند و فقط بهخاطر علاقهشان به اين رشته به استاديوم بيايند. طرفداران من به خاطر خودم ميآيند.
در فرانسه چند ورزشكار ايراني ديگر هم داريم، آنها را ميشناسي؟
منصور بهرامي (تنيسور ايراني كه با بازيهاي نمايشي شهرتي جهاني دارد) و مهيار منشيپور (بوكسور ايرانيالاصل و قهرمان شش دوره سبك وزن جهان) را ميبينم. بهرامي را جوان بودم، زياد نميديدم، اما الان كه بزرگ شدهام و بازيهايم خوب شده، سر مسابقاتم ميآيد. او تنيسور خوبي است و بعضي وقتها نكاتي را هم ميگويد. مهيار منشيپور هم هر وقت بتواند سر مسابقهام ميآيد. من هم بعضي وقتها سر مسابقههاي بوكس او ميرفتم.
الان رنك 41 تنيس دنيا را داري. بازيكنان ديگر جديات ميگيرند؟
بله. آنها از من ميترسند. من تازهواردم و ضرب دستم خيلي قوي است. من هنوز ناشناخته هستم و اين براي آنها خطر بزرگي است. سال پيش در اوپن فرانسه (اولين گرنداسلم سال) تجربه زيادي نداشتم. اولين بار بود كه در استاديوم بزرگ بازي ميكردم، اما الان ديگر همه چيز عادي شده و ميتوانم نتايج بهتري بگيرم.
پدر: موقع قرعهكشي كه ميشود خيلي از بازيكنان بزرگ دعا ميكنند كه با ارغوان همبازي نشوند. در يكي از مسابقهها بود كه اگر ارغوان بازي با حريف چك را ميبرد با املي موستمو بازيكن شماره يك دنيا بازي ميكرد. مربي مستمو گفته بود كه ترجيح ميدهد بازيكن چك ببرد. البته متاسفانه ارغوان باخت. اكثر بازيكنان با ارغوان كه حريف ميشوند، خودكشي ميكنند! آنها به خودشان ميبازند، از ارغوان ميترسند و همه توپهايشان را به اوت ميزنند.
با ماريا شاروپوا (نفر دوم جهان) هم ارتباط داري؟
نه! چرا در ايران همه از او ميگويند؟ شاروپوا خيلي بازيكن بزرگي نيست. خيلي معمولي است! اما چون چهره قشنگي دارد و موقع بازي جيغ ميزند، ايرانيها دوستش دارند. همه بازيكنان تقريبا در يك سطح هستند. من هيچ كدام را دست كم نميگيرم.
براي شركت در اولين گرنداسلم سال 2007 كه در استراليا برگزار ميشود، در ايران و زمينهاي كرج تمرين كردي. شرايط تمرين در فرانسه بهتر نبود؟
پدر ارغوان: تصميم نداشتيم به ايران بياييم، اما ارغوان دوست داشت خانوادهاش را ببيند. من هم گفتم ارتفاعات توچال براي بدنسازي خوب است. يكي از دوستانمان هم زمينهاي كرج را به ما معرفي كرد. نتوانستيم به توچال برويم. خبرنگار فرانسوي همراه ما بود و مجوز نداشت و به همين دليل اجازه ندادند برويم بالا اما زمينهاي كرج خيلي خوب بود. ارغوان روي زمينهاي سفت بزرگ شده و زمين كرج هم، هارت كورت بود. اين ويژگي تمرين ارغوان است. وقتي روي زمين سخت تمرين كند، روي زمين خاك هم با سرعت بيشتري حركت ميكند. ما از كساني كه اين زمين را بدون دريافت پول در اختيار ما گذاشتند، واقعا تشكر ميكنيم.
به دليل مشكلاتي كه داشتيد، روي زمينهاي سفت بازي ميكنيد؟
نه اين شگرد ماست. ارغوان به قدري روي زمينهاي سفت بازي كرده كه حالا سرعتش بالاتر از همه است و اين موضوعي است كه باعث تعجب ديگران شده.
فكر ميكني در مسابقههاي استراليا بتواني به مراحل بالاتر راه پيدا كني؟
نميتوانم چيزي را پيشبيني كنم. من ميخواهم همه بازيها را ببرم و ديگران هم همين را ميخواهند اما مهم اين است كه من ميخواهم زن شماره يك تنيس جهان شوم و ميشوم. فكر ميكنم سال 2007 جزو 10 نفر اول باشم.
در بازيهاي كشورهاي اسلامي براي ايران سابقه داري، چرا در بازيهاي آسيايي دوحه اين كار را انجام ندادي؟
نميتوانستم؛ بعد از بازيهاي كشورهاي اسلامي فدراسيون فرانسه ايراد گرفت كه نبايد با نام ايران مسابقه ميدادي. من گفتم نتايج آن جايي نوشته نميشود اما به هر حال گفتند كه ديگر نبايد با نام ايران مسابقه بدهم

تا سال 1390، تهران قابل زندگي نخواهد بود.
نه لازم است آمريكا يا هر كشور ديگري به ايران حمله كند و نه لازم است كسي براي براندازي! انقلاب كند. شاهرگ ايران را خودمان زدهايم و منتظر احتضار اين مرغ سركنده هستيم كه به تدريج تمام ايران از هم بپاشد و خيال جميع كشورهاي دنيا از وجود جايي به نام ايران راحت شود و خلاص!
معمولاً در اوايل زمستان به دليل ايستايي هوا، جيغ تابلوهاي نمايشگر آلودگي هوا در تهران در ميآيد و همه به اين فكر ميافتند كه پاسداشت محيط زيست چه چيز خوبي است. اين خبر بسيار مهم و البته دردناكي است كه بسياري در كوران خبرهاي سياسي، بيتفاوت از كنار آن ميگذرند. گيريم كه سال 1390 هم نباشد و 1490 باشد، آيا معناي آينده و «آيندگان» براي ما مفهومي ندارد؟
اين از لحاظ امنيت ملي نيز در آينده بيشتر خطرآفرين به نظر ميرسد. وقتي پايتخت سياسي با ساير امكانات و اختيارات يك كشور همگي در يكجا متمركز شده باشد ديگر با كشوري به وسعت يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع سر و كار نداريم، با يك شهر سرو كار داريم كه به راحتي ميتوان آن را فلج كرد.
تهران در اين خودكشي جمعي كه خودكشي تمام مردم ايران است، دارد تاوان سانتراليسم لجوجانهاي را ميدهد كه شتاب آن از سي و چند سال گذشته با گران شدن نفت و عدم فهم حكومت شاه براي استفاده از اين پول آغاز شده و بعد از انقلاب به اوج خود رسيده است. اين مركزگرايي متاسفانه به يك «فرهنگ» حتي در ذهن مردم ايران تبديل شده كه «ايران فقط تهران است». چرا؟ چون همهي راهها به تهران ختم ميشود. ديو بروكراسي تمام راهها را بسته و به تهران منتهي كرده است و هر حركت سياسي و اجتماعي و احقاق حقي خارج از تهران و در ديگر مناطق ايران محكوم به شكست است.
بسياري از امور قضايي و دادگستري به تهران منتج ميشود. بسياري از گزينشها و استخدامها حتي كارمندان جزء و ساده در مناطق مختلف ايران بايد به تاييد تهران برسد. تقريباً هيچ كس در هيچ جاي ايران بدون اجازهي گزينش مركز حق نان خوردن ندارد.
مراكز درماني و بيمارستانهاي مجهز براي بيماريهاي خاص در تهران هستند.
دانشجويان، نخبگان و فرهيختگان رشتههاي مختلف علم و صنعتي و فرهنگي مجبورند كه در تهران بمانند. مجبور!
يك نفر كارخانهاي در فلان استان زده و مجبور است براي ارتباطات بازرگاني و بازار آن يك دفتر مركزي در تهران بزند و براي همين دفتر مركزي مجبور است جمعيت زيادي را همراه خود بياورد. حالا حساب كنيد هزاران «دفتر مركزي» اين شركتها را و جمعيتي كه ناخواسته به تهران فشار ميآورد. شايد ديگر تهران را با معيارهاي شهرنشيني نتوان «شهر» ناميد. تهران «بزرگترين روستاي ايران» است كه هر كس در آن ساز خودش را ميزند.
يك روزنامهنگار، اهل فرهنگ و هنر، فعال فرهنگي يا تمام آنچه با نويسندگي و ادبيات و در كل هنر سر و كار دارد تا به تهران نيايد موفق نمي شود، چون فرهنگ سانتراليسم اينگونه القا كرده كه كاري خارج از تهران موفق نيست و كسي خارج از تهران چيزي بلد نيست. هر نوع چاپ و نشر كتاب و مطبوعاتي بدون اجازه مركز در ساير نقاط ايران ممنوع است. در نتيجه همه مجبورند براي پيشرفت يا گذران زندگي هم كه شده به تهران بيايند. چون صداي هيچ اهل فرهنگي در هيچ جاي ايران به جز تهران به گوش ديگران نميرسد.
رسانهها با تحريك بيشتر به مصرفگرايي از همه ميخواهند خودرو داشته باشند. انواع خودروهاي قسطي با شرايط مناسب براي «همه»! و همه نيز ميخواهند داشته باشند چون همسايهشان دارد. با وجود همهي اينها چگونه ميتوان انتظار داشت تهران قابل سكونت باشد؟
وقتي ميبيني همهي اينها به قوت خود باقي است، بيشتر درمييابي فعاليتهاي تبليغي دولت در مورد «سفرهاي استاني» يا ساير شعارهاي قبل و بعد از آن كه با عنوان عدالتگستري و تقسيم امكانات و نگاه سطحي به تمركززدايي مطرح شده تنها در حد يك مضحكه است كه فقط موجب اتلاف هزينه ميشود و به عنوان نمونه مضحكترين بخش ماجرا وقتي است كه آقاي احمدينژاد بودجهها را ميان استانها و مناطق «شاباش» ميكند و صدقه ميدهد اما در اصل مناطق در بسياري موارد هيچ اختياري براي استفاده از آن ندارند و براي صرف آن بايد از مركز اجازه بگيرند!
در سال 1377 اعلام شد كه هزينه انتقال پايتخت حدود 3 تريليون تومان (سه هزار ميليارد تومان) است كه اين رقم احتمالاً امروزه بايد چيزي حدود ده برابر باشد. ولي در برابر فاجعهاي كه در پيش است و نابودي و فروپاشي كامل ايران در آينده، باز هم ارزش آن را دارد كه صرف شود. كاش حداقل «پايتخت سياسي» را به جاي ديگري منتقل ميكردند و كاشهاي ديگر كه بيفايده و تنها محض خالي كردن خشم خود ميگوييم چون آنچه البته به جايي نرسد فرياد است.
در اين زمينه اين مطلب قديمي را بخوانيد: تهران، شهري كه ميميرد
ناصر خالديان
|
UltraSurf 8.0 ، نرم افزاری برای عبور از فیلترینگ
حجم نرم افزار برای دانلود حدود 204 کیلوبایت است
آشنایی با نرم افزار UltraSurf 8.0:
UltraSurf 8.0 نرم افزاری جهت دور زدن فیلترینگ است که علاوه بر این، امکان مخفی کردن آی پی آدرس و جستجوی ناشناس در اینترنت را فراهم می آورد.
عملکرد این نرم افزار شباهت زیادی به نرم افزار CProxy دارد. یعنی از یک پروکسی مرکزی جهت اتصال به یک سرویس دهنده ی اینترنت در کشوری دیگر که فیلترینگ وجود ندارد ، استفاده می کند. تفاوت این نرم افزار با CProxy این است که CProxy به یک سرور در کشور جمهوری چک متصل می شد ، در حالی که این نرم افزار به یک سرور در کشور آمریکا متصل می شود و از پروکسی با درجه ی امنیت بالا استفاده می کند. سرعت این نرم افزار هم مناسب است و به نظر می رسد از CProxy بیشتر باشد. البته ممکن است در آینده با افزایش تعداد کاربران ، سرعت آن نیز تغییراتی داشته باشد.
این نرم افزار کاملا مجانی است و در حال حاظر روی اکثر ISPهای ایران فعال است. اما مانند نرم افزارهای قبلی ، احتمال فیلتر شدن دارد.
آموزش استفاده از نرم افزار:
کار با این نرم افزار بسیار ساده است. پس از اینکه نرم افزار را دانلود کردید ، آنرا اجرا کنید و روی دکمه ی Home کلیک کنید. یک پنجره ی Internet Explorer باز می شود. اکنون می توانید آدرس سایت فیلتر شده را در Address Bar مرورگر خود وارد کنید و کلید Enter را فشار دهید. سایت فیلتر شده باز خواهد شد. نیاز به هیچگونه تنظیم خاصی ندارد. بعد می توانید پنجره را Minimize کنید تا آیکن آن در TaskBar قرار بگیرد.
زمانیکه اتصال شما به اینترنت برقرار نیست و نرم افزار UltraSurf را اجرا می کنید ، پس از اینکه به اینترنت متصل شدید ، ممکن است نرم افزار به سرور متصل نباشد و عمل نکند. برای اتصال به سرور روی دکمه ی Retry کلیک کنید تا نرم افزار به سرور متصل شود. اما هنگامی که به اینترنت متصل هستید و نرم افزار را اجرا می کنید ، نیازی به انجام این عمل ندارید. چون نرم افزار بطور خودکار به سرور متصل می شود.
دقت کنید پس از اینکه نرم افزار را اجرا کردید ، آنرا بصورت Minimize در بیارید تا در TaskBar قرار بگیرد.
وقتی نرم افزار UltraSurf 8.0 فعال باشد ، اگر به تنظیمات پروکسی مرورگر Internet Explorer بروید، این پروکسی را در مرورگر خود خواهید دید:
127.0.0.1 : 9666
این در واقع همان پروکسی مرکزی است که قبلا در مورد آن صحبت کردیم. هرگاه برنامه را اجرا می کنید ، این پروکسی بطور اتوماتیک در تنظیمات پروکسی مرورگر Internet Explorer ست می شود. اما این عمل فقط برای مرورگر Internet Explorer صورت می پذیرد. اگر از مرورگرهای دیگر مانند Mozilla Firefox یا Opera استفاده می کنید، باید پروکسی را بصورت دستی در تنظیمات پروکسی مرورگر خود ست کنید.
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Mozilla Firefox:
برای ست کردن پروکسی در مرورگر Firefox ابتدا یک پنجره ی Firefox را باز کنید و در بالای پنجره روی Tools کلیک کنید.از منویی که ظاهر می شود روی گذینه ی آخر یعنی Options کلیک کنید. در پنجره ی Options تب General را انتخاب کنید و در قسمت Connection روی دکمه ی Connection Settings کلیک کنید. در پنجره ی Connection Settings گذینه ی سوم یعنی Manual proxy configuration را انتخاب کنید تا مستطیلهای زیر آن فعال شود.
طی کردن مسیر رفتن به قسمت تنظیمات پروکسی در مرورگر Mozilla Firefox بصورت خلاصه:
Tools==> Options==> General==> Connection Settings==> Manual proxy configuration
پروکسی در مرورگر Firefox در قسمت HTTP Proxy وارد می شود. پروکسی را بصورت زیر وارد کنید:
HTTP Proxy: 127.0.0.1 Port: 9666
سپس تیک گذینه ی Use this proxy server for all protocols را بزنید تا پروکسی برای همه ی پروتکل ها فعال باشد. اکنون تمام پنجره ها را OK کنید و آدرس سایت فیلتر شده را در نوار آدرس مرورگر Firefox ست کنید.
نحوه ی ست کردن پروکسی در مرورگر Opera:
1- ابتدا یک پنجره ی مرورگر Opera را باز کنید
2- در بالا پنجره ی بر روی Tools کلیک کنید و از منویی که ظاهر می شود آخرین گذینه یعنی Preferences را انتخاب و کلیک کنید
3- در پنجره ای که ظاهر می شود بر روی سربرگ Advanced کلیک کنید
4- در قسمت سمت چپ بر روی Network کلیک کنید
5- در قسمت Network بر روی Proxy Servers کلیک کنید
اکنون تیک گذینه ی اول یعنی HTTP را بزنید.
طی کردن مسیر رفتن به قسمت تنظیمات پروکسی در مرورگر Mozilla Firefox بصورت خلاصه:
Tools==> Preferences==> Advanced==> Network==> Proxy servers
پروکسی را بصورت زیر وارد کنید:
HTTP: 127.0.0.1 Port: 9666
سپس تمام پنجره ها را OK کنید و آدرس سایت فیلتر شده را در نوار آدرس مرورگر Opera وارد کنید.
List e jadid e proxy
faghat say koned baraye bala raftaneh sorate net java ro nasb koned
|
|
.jpg)
پسركي از مادرش پرسيد : مادر چرا گريه مي كني؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمي دانم عزيزم ، نمي دانم!!!
پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان هميشه گريه مي كند؟ او چه مي خواهد؟
پدرش تنها دليلي كه به ذهنش مي رسيد ، اين بود : همه ي زنها گريه مي كنند ، بي هيچ دليلي!!!
پسرك متعجب شد ولي هنوز از اينكه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود.
يكبار در خواب ديد كه دارد با خدا صحبت مي كند ، از خدا پرسيد: خدايا چرا زنها اين همه گريه مي كنند؟
خدا جواب داد : من زن را به شكل ويژه اي آفريده ام . به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل
كند،
به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل كند ،
به دستانش قدرتي داده ام كه حتي اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد .
به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتي اگر او را هزاران بار اذيت كنند،
به او قلبي داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهاي او بگذرد و همواره در كنار او باشد
و به او اشكي داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بريزد . اين اشك را منحصرا براي او خلق كرده ام تا هرگاه نياز
داشت ،بتواند از آن استفاده كند.
زيبايي يك زن در لباسش ، مو ها ، يا اندامش نيست . زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو كرد ، زيرا تنها راه
ورود به قلبش آْنجاست .
دانشگاه استنفورد دانشگاه هاروارد
خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند. منشي فورا متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالا شايسته حضور در کمبريج هم نيستند.
پرهیز از ارتباط چشمی: معمولاً زمانیکه مشغول مکالمه هستید، طرف مقابل تقریباً باید نیمی از کل مدت زمان گفتگو، با شما ارتباط چشمی برقرار کند. اگر دیدید که ار تباط چشمی وجود ندارد و یا زمانیکه به جای معینی می رسد، سرش را پایین انداخته و زمین را نگاه می کند، می توانید شک کنید که در حال دروغ گفتن است.
تغییر تن صدا: تغییر در لحن صحبت کردن و یا میزان گفته ها میتواند به عنوان نشانه هایی از دروغ گفتن به شمار رود. در این حالت فرد در جمله های خود به طور متناوب از "اوم" و یا "اِاِاِاِ" استفاده می کند.
حرف های ضد و نقیض: بیان عباراتی که نه تنها با یکدیگر همخوانی ندارند بلکه متناقض همدیگر نیز هستند، می توانند شما را مشکوک کنند.
به نظر من اين متجاوز جنگي بايد تيرباران مي شد حكم اعدام با طناب دار خيلي اشرافي بود براي اين شرير و متجاوز نفرين شده عراقي.
من فكر مي كنم كه ديكتاتور ها و كساني كه با خرافات بر مردم حكومت مي كنند , بايد بعد از چندين دهه بيدار شوند و به جاي تكيه برروي نيروي نظامي وسركوب مردم مظلوم وطنشان و داشتن بمب اتمي براي ترساندن بقيه كشورها , به فكر آبادسازي مملكت باشند . نمي شود به نام خدا و پيامبر خدا بر انسانها جنايت كرد و هماندم دم از خدا زد.
صدام حسين در طول حكومت ديكتاتوري خود جمله عربي " الله اكبر " را برروي پرچم كشور قرار داد . و به نام خدا و يك مسلمان نما جه جناياتي كه در حق مملكت عراق روا نداشت . در طول دادگاه هم قرآن در دست داشت. آيا قرآن سنخيتي با اين موجود پليد داشت ,من كه فكر نمي كنم !!

مقايسه قسمت هاي مختلف مربوط به مدرسه با فيلم ها
مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه


شايد اين يك طنز باشد , ولي اين طنز تلخ جامعه امروز ايران هست و مشكل بسياري از اقشار جامعه كه داراي درآمدي متوسط هستند . ايراني كه يكي از ثروتمندترين كشورهاي دنيا است و علاوه بر اين داراي باهوشترين و بااستعدادترين مردم جهان است , واقعا اين طنز تلخ هست ولي واقعي است
من و خروس هر دو
يك درد مشترك داريم
هر دو پي مرغيم و نمي يابيم
هر دو از كم يابي مرغ نالانيم
و خسته از اين همه گشتن
خروس مي خواهد
پيدا كند ياري براي تمام عمر
و من مي خواهم
تنها يك شب با شكمي سير سر بر بالين بگذارم
من و خروس مي گرديم
گرسنگي آزارم مي دهد
نگاهي به چهره نه چندان معصوم خروس مي كنم
به راستي مزه ي خروس با مرغ فرقي مي كند؟!
چرا اين فكر تا الآن به ذهنم نرسيده بود ...
كارد را بر مي دارم
خروس ناباورانه من را مي نگرد ...
ديگر من و خروس آن درد مشترك را نداريم!