تبليغاتX
مجله الكترونيكي پيمان
انـواع عـطـر و خـواص آنـها
 



 

عطر آميزه اي از روغنهاي اساسي، تركيبات معطر، ثابت كننده و الكل مي باشد. روغن هاي اساسي از طريق تـقـطـير گـلهـا، گياهان و علفها بدست مي آيد.اگر عصاره گيري ازطريق تـقطير مـيــسر نباشد توسط روغنهاي جاذب اين كار صورت مي گـيـرد مانند گل ياس.عصاره گيري توسط روغنهاي جاذب اساسا عمل استخراج توسط جذب مواد معطر بداخل موم و سپس استخراج و جدا سازي روغن بدبو توسط الكل ميباشد. در سـاختـن عـطر مواد شيميايي معطر نيز بكار ميرود. ثـابـت كننده ها كه وظيفه پيوند دادن و متصل كردن عطرهاي گوناگون را بعهده دارند شامل بلسان ( درخت گل حنا )، عنـبر سـائـل و شـيره غـدد بـودار آهـوي مشـك ( نــوع غليظ آن بدبو بوده اما در محلول الكل به عـنـوان عـامـل نگهدارنده كاربرد دارد ). ميـزان الكل افزوده بستگي به عـطر دارد.




انـواع عـطـر و خـواص آنـها

 

هــمان طـور كـه درصد(غلظت) تركيبات معطر (اروماتيك) كاهش مي يابد، شـدت و طول عـمـر عطر نيز كاهش مي يابد.

1- عصاره عطر: %40-20 تركيبات معطر

2- EAU DE PERFUM :%20-10 تركيبات معطر

3- EAU DE TOILETTE :%10-5 تركيبات معطر 4

4- EAU DE COLOGNE :%3-2

تركيبات معطر تـركيـب آب و الـكل بعنوان حلال مواد معطر بكار ميرود. در عمل گرماي بدن سبب ميگردد تـا حـلال بـسرعت تـبـخير شده و عـطر بـروي پـوست بـاقـي بـماند تا بتدريج طي چندين ساعت تبخير گردد.

مراحل تبخير عطر


1- رايحه اوليه: رايحه اي كه پس از چند دقيقه از استعمال عـطـر احـسـاس مي گردد. رايحه اوليه همان احساس اوليه از بوي عطر مي بـاشد. بـه هـمين خاطر در فروش عطر تاثير بسزايي دارد. رايحه اين مرحله تازه و تند مي بـاشد. تركيـبـاتي كـه در ايـن مـرحله دخيل هستند بوي تند داشته و شديدا فرار ميباشند و بسرعت تبخير ميگردند.

2- رايحه ثانوي: رايحه عطرثانوي زمانيـكـه رايـحه ابتدايي از ميان ميرود آشكار ميگردد. رايحه ثانوي بدنه اصلي عطر را تشكيل ميدهد و بعنوان ملايم كنـنـده بوي تند اوليه بكار ميرود.رايحه اين مرحله چيزي حدود 10 دقيقه تا 1 ساعت بعد از استعمال عطر احساس ميگردد.

3- رايحه پايه: رايحه عطر زماني كه رايحه اوليه و ثانويه از ميان مي رونـد. تركيبات اين گروه معمولا ثابت كننده مي بـاشنـد. رايحه اين مرحله قبل از 30 دقيقه از استعمال عطر احساس نخواهد شد.


منابع عطر سازي


گياهان بعنوان منابع روغنهاي اساسي و تركيبات معطر عمده بشمار مي آيند. گياهان ايـن تـركيـبـات را بـخـاطر مـحـافـظت از حيوانات گياه خوار و همچنين جذب حشرات گرده افشان توليد مي كنند.

1- گلها: بزرگترين منبع مواد معطر مي بــاشند كه شامل گل هاي سرخ، مريم، ميخك، ياس و ابريشم هستند.

2- برگها: برگهاي نعناع هندي، بنفشه، رزماري، مركبات، گوجه فرنگي و علف خشك.

3- ريشه و ساقه هاي زيرزميني: ريشه درخت جوز و زنجبيل.

4- دانه ها: دانه هاي گشنيز، زيره، كاكائو، هل و باديان

5- ميوه ها: ميوه هاي تمشك، توت فرنگي، سيب، مركبات، وانيل، فلفل شيرين.

6- روغن چوب: چوب درختان سرو، عرعر، كاج و صنوبر.

7- پوست درختان: درخت نعناع.

8- رزين(صمغ): رزين بوته كندر، بلسان(درخت گل حنا)، كاج و صنوبر.

                                                     منابع حيواني

1- مشك: از كيسه آهوي آسيايي گرفته ميشود كه مشك سنتزي(مصنوعي) به علت اقتصادي بودن جايگزين مشك طبيعي شده است.

2- كاستوريوم: كه از كيسه سگ آبي آمريكاي شمالي بدست مي آيد.

3- عنبر سائل: ماده چربي مانندي كه از نهنگ عنبر بدست مي آيد.

4- عسل: كه از كندو عسل زنبور بدست مي آيد. 

                                              منابع مصنوعي

مواد معطر ساختگي تركيبات ارگانيكي مي بـاشد كـه از فـراورده هـاي نـفـتـي و يا رزين درخت كاج حاصل ميگردد مانند كومالين و لينالول.

خانواده عطرها



* FRESHY GREEN: رايحه اي كه شـبيـه عـلف و سبزه و يا برگهاي تازه چيده شده ميباشد - رايحه پر طراوت

* ORIENTAL: رايحه كاجي و بلوطي و يا وانيلي - رايحه گرم

* SPICY: رايحه گرم و تند.

* WOODY: رايحه جنگل و چوب خشك تازه قطع شده.

* FLORAL: رايحه گلها - ملايم و طبيعي.

* FRUITY: رايحه ميوه ها بجز مركبات مانند: سيب، موز و توت فرنگي.

* FUNGAL: رايحه قارچ مانند.

* EARTHY/MOSSY: رايحه زمين جنگل و خاك.

* CITRUS: رايحه مركبات مانند: نارنج، ليمو ترش و پرتغال.

* TOBACCO: رايحه تنباكو.

* SWEET: رايحه شيرين.

* LIGHT: رايحه ملايم و سبك.

* HEAVY: رايحه سنگين و گيرا.

از ديگر گروه هاي عطرها ميتوان به DEODORANT ها كه براي برطرف كردن بوي بد دهان و ANTI-PERSPIRANT ها كه از تعريق بدن جلوگيري ميكنند و AFTERSHAVE كـه پس از اصلاح استفاده ميگردند نام برد.


نكاتي در مورد عطرها

1- عطر را در نقاط نبض دار بدن استفاده كنيد نقاطي كه جريان خون قوي و پوست گـرم تر از ديگر نقاط مي بـاشد مانند مچ دست، پشت گوش، قـفسه سيـنـه، گـردن، پـشـت زانوها و داخل آرنجها.

2- عطر را بصورت چند لايه استفاده كنيد تا ماندگاري آن افزايش يابد.

3- پس از 4-3 ساعت معمولا بايد مجددا به خودتان عطر بزنيد.

4- عطر را در هواي روبروي خود اسپري كرده و از آن عبـور كـنـيد. بـا ايـن كـار عـطـر بطور يكنواخت روي بدن شما مي نشيند.

5- هيچگاه عطر را مستقيما روي لباس خود بكار نبريد زيرا ممكن است ايجاد لك كند.

6- زمان امتحان عطر هنگام خريد اجازه دهيد حداقل عـطر بـمدت 10 دقيقه روي پوست شما باقي بماند و زماني كه بوي عطر با بوي طبيعي بدن شما آمي خته مـيگردد ايجاد بوي متفاوتي خواهد كرد. با اين كار انتخاب بهتري خواهيد كرد همـچنين بيش از 3 عطر را همزمان امتحان نكنيد چون بيني شما ديگر قدرت تشخيص نخواهد داشت.

+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 21 Nov 2006 و ساعت 2:3 PM |



این دوست نابغه هم که موفق شده x رو پیدا کنه




اینم جواب آقا پیتر وقتی ازش خواسته شده این چند جمله ای رو بسط بده

این که دیگه آخرشه



اینم که دیگه بدون شرحه

+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 21 Nov 2006 و ساعت 1:53 PM |
 
عین اون قضیه که میگند فرق ایرانیا با آمریکائیا چیه؟ فکرشون تو کاره و...این حرفا..یادتونه؟
 
کنفرانس علمی !!
+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 21 Nov 2006 و ساعت 1:37 PM |

انواع دست دادن

 

 

حتماً از تاثیر اولین برخورد در طرف مقابل آگاه هستید. فکر
می کنید اولین چیزی که به طرف مقابلتان نشان می دهد
کـه چـه نـوع آدمـی هسـتـیـد چیـسـت؟ بــله، نـحوه دست
دادنتان...

 سـعی کنـیـد هـمیـشه سـفـت و مـحکم دست بدهید، این
باعث میشـود کـه در اولین برخورد تاثیر خوبی بگذارید. بعد
از بـررسـی و دقــت زیاد روی این موضوع، دست دادن را به
پنج گروه تقسیم بندی کرده ام که هر کدام نشاندهنده ی نوعی شخصیت است.

 دست دادن با دست های خیس

 
مسلماً دست دادن های زننده و تنفر آور انواع بسیاری دارد، اما دست دادن با دستهای خیس بدترین آنهاست. حتماً توجه داشته باشید که قبل از دست دادن با کسی دست های خود را کاملاً خشک کرده و آنها را از عرق پاک کنید.

دست دادن شل و ول


دست دادن شل و ول نشاندهنده ی ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلماً این خصوصیات متضاد قدرت و استحکام است که ويژگي افراد محترم و موفق است. توصیه می کنم اگر حالت دست دادنتان شل و ضعیف است، هنگام دست دادن کمی نیرو صرف کنید. مطمئناً دست دادن سفت و محکم تاثیر بسیار بهتری در مخاطب می گذارد.

 

دست دادن نوک انگشتی


مطمئنم قبلاً برایتان اتفاق افتاده است. یک نفر هنگام دست دادن نوک چهار انگشتتان را می گیرد  و نمی گذارد که دستتان کاملاً در دستش قفل شود و بعد دستتان را به سختی می فشارد. باید سعی کنید تا می توانید از چنین دست دادنی خودداری کنید. البته ممکن است گاهاً به طور تصادفی یا وقتی عجله دارید برایتان پیش آید. اما به شما توصیه می کنم در این مواقع از فرد مخاطب عذرخواهی کرده و دوباره با او دست بدهید. ممکن است کار خوبی نباشد اما در ذهن فرد مقابل می ماند که چقدر برایش احترام قائل بوده اید.

 

دست دادن خیلی محکم


قدیمی ها معمولاً اینطور دست می دادند. احتمالاً تا به حال با چنین موردی برخورد کرده اید. فردی احساس می کند قوی ترین مرد جمع است و هنگام دست دادن دستتان را مثل لیمو می چلاند. درست است که من از دست دادن محکم خوشم می آید اما این استحکام نباید موجب ناراحتی طرف مقابل شود.

 

دست دادن دوستانه و خودمانی


مردم باید عادت کنند دست دادن های عجیب و غریبشان را کنار بگذارند. نیازی به شعبده بازی نیست: یک دست دادن ساده، محکم و دوستانه کافی است.

 

درست است که دست دادن مسئله ای پیش پا افتاده است اما می تواند عامل مهمی در مصاحبه ها و جلسه های اجتماعی شود. سعی کنید که خیلی راحت اما محکم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه کنید تا بهترین تاثیر را در برخورد اول روی فرد مقابل بگذارید

+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 20 Nov 2006 و ساعت 11:3 AM |

نوع بوق

معنی

کاربرد - نشانه

۱بوق کوچولو

سلام علیک

احوال پرسی با راننده آشنا

۲بوق

به...خیلی مخلصیم

احوال پرسی با راننده آشنا

۳بوق

کجایی بی وفا

احوال پرس با راننده آشنا

۵۶۹بوق

کجا؟؟؟

ویژه مسافرکشی

بوق بدون وقفه به مدت نیم ساعت

بدو بیا دیر شد

صدا زدن خانم جهت رفتن به مهمانی

بوق بدون وقفه معمولی با آهنگ

دید دید ... دیدید دید!!

جلوی مراکز درمانی هنگام مشاهده ماشین عروس حتی خالی!

نصب بوق قطار روی پیکان

ندارد

نشانه ذوق سرشار راننده

نصب بوق کامیون روی موتور سیکلت

ندارد

نشانه بزرگواری موتور سوار

نصب آژیر بجای بوق

بی بو.. ببو ...

ویژه رانندگانی که عشق پلیس بازی دارند

نصب صدای خروس به جای بوق

قوقولی قوقو...

ویژه روستایی های عزیز که سالهاست از روستا دور مانده اند!!

تیس تیس

ندارد

کلاس بالای راننده

+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 19 Nov 2006 و ساعت 6:32 PM |

Lions.jpg

+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 19 Nov 2006 و ساعت 6:23 PM |
 
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
 
+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 19 Nov 2006 و ساعت 12:18 PM |
 
همانطور كه واقفيد : آداميزاد بعضي وقت ها افكار بخصوصي به سرش ميزند! اينجانب هم بخودم گفتم خوب فلاني تو از كي كمتري؟ چرا تو خودت را كانديداي مجلس نمي كني ؟ از بيكاري كه بهتره؟ بهر حال اين افكار افتاده بود تو جان من ! همانطور كه اطلاع داريد : داستان انتخابات شوراي اسلامي در راه است و وقت زيادي براي كانديدا ها وجود ندارد! از شما چه پنهان ترسيدم اين مسئله را با خانم در ميان بگذارم. چون ميدانستم الم شنگه اي در خانه راه مي افتد و خداي نكرده كار به جاهاي باريك مي كشد!
با اين افكار سرگرم بودم و گهگاهي نظري به رد صلاحيت نامزدهاي انتخابي مي انداختم ! خود را شايسته اين مقام ميدانستم ! اول اهل كلاهبردي و دزدي و... نبودم و تا آنجائي كه خودم ميدانم پرونده اي هم در اين مورد ندارم! عكس ها و نشريات و سي ـ دي هاي مستهجن هم زير تخت خواب ما ، گير نمي آيد! از چمدان دلارهاي خارجي هم الحمدالله خبري نيست ! با سازمان هاي جاسوسي دنيا از قبيل سيا ، موساد ، ام . آي . سيكس و كا . گ . ب . سابق و امروز ، تماسي نداشته و ندارم ، البته آنها هم روي خوش به اينجانب نشان نمي دهند! با راديو و تلويزيون هاي هاي ضد انقلاب و يا خارجي هم تماس و يا مصاحبه اي نداشتم ، يعني آنها بنده را لايق مصاحبه و نظر خواهي نمي دانند!
اگر بين خودمان باشد از نماز و روزه و خمس و زكات و اصول و فروع دين چيزي ياد ندارم! از شما چه پنهان ياد نگرفتم! ولي ته ريش را دارم. بالاخره جوابي است براي تنبلي! بنا بر دلايلي كه برايتان رديف شد! خودم را شايسته كانديدا شدن مي بينم! تنها مشكل قضيه در آن است كه آيا كسي حاضر است به من راي دهد و اينجانب بر صندلي مجلس شوراي اسلامي جا خوش كنم!؟
خلاصه چند روزي است غرق اين افكار هستم ! گاهي يابو برم ميدارد و خود را پشت ميز رياست مجلس مي بينم ! گاهي هم بالاتر رفته و خودم را پشت ميز رياست جمهوري تصور مي كنم! بالاخره آدميزاد اگر فانتزي نداشته باشد ، چه فرقي مي كند با پيكان! نهايتا دل را به دريا زدم و جريان را با خانم در ميان گذاشتم! ايشان چپ ـ چپ قد و قواره اينجانب را برانداز كرد و گفت : مطمئني حالت خوبه و به دكتر و دوا احتياج نداري !؟ مرد حسابي تو اين بيست و پنج سال تا حالا يكدفعه هم خودت راي ندادي ! به به ....! حالا آقا هوس كرده نماينده هم بشه!؟ پاشو ! حالا كه نماينده نشدي ، برو چند تا نان بگير و سر ظهره ، بچه ها ميآيندگرسنه اند! بعدا در موردش صحبت ميكنيم! اين بود جواب همسرم كه فكر ميكردم لااقل او هواي اينجانب را دارد!
جنگي زدم تو خيابان چون به هواي تازه لازم داشتم! با شنيدن صحبت هاي خانم ، عرق سردي به جانم نشست! بخودم گفتم اين همسر من بدرد كار در دادستاني ميخورد! همچين تو ذوقم زد و مرا بقول بوكسورها ناك دان كرد كه بجاي نانوائي ، سر از لبنياتي درآوردم! تازه موقعي متوجه موضع شدم كه اسم كره و پنير بگوشم خورد! خلاصه نان را تهيه كردم و سر راه روزنامه اي خريدم و برگشتم منزل! سفره ناهار به راه بود و بچه ها مشغول كشتي با پلوـ خورشت بودند كه با ديدن من پوزخند ها شروع شد! شستم خبر دار شد كه مادر قضيه نامزد شدن اينجانب را براي بچه ها تعريف كرده بود! مطمئنا كلي پشت سر، به ته ريش اينجانب خنديده بودند! خوب آدميزاد زن و بچه راه انداخته براي همين كارها !
نان را تحويل دادم و رفتم تو حياط تا سرم را با آب دادن به گلها سرگرم كنم! بخودم گفتم : اي بابا تو هنوز نامزد نشدي ، زن و بچه ات به ريشت ميخندند! واي به مردمي كه ترا نمي شناسند! از يكطرف ( از نظر تجربه سياسي ) بد هم نيست ، نامزد هاي انتخاباتي مثل اينجانب از طرف انتخاب كنندگان ، فيلم شوند! گهگاهي براي معروف شدن ، لازم است! از طرف ديگر هميشه كه نبايد نامزدها و نمايندگان حرف درست و حسابي تحويل مردم بدهند! در تمام دنيا هم داستان كم و بيش مثل كشور ما است!
معمولا نامزدها ، به انتخاب كنندگان قول كارهاي مفيد و عام المنفعه ميدهند با انتخاب شدن ميزنند زير قولشان ! اصولا رسم كار در اين است! البته فكر نكنيد كه تمام نمايندگان از مكتب خالي بندي فارغ التحصيل شده اند! خير ؛ سيستم طوري بنا شده كه كار اساسي نمي توان صورت داد! براي مثال نماينده اي قول ميدهد براي مردم خيابان آسفالت كند، جاده خاكي را هم تبديل به مال رو مي كند! هميشه قبل از عمل داستان طور ديگري است تا بعد از عمل سرتان را درد نيآورم . آن چهره اي كه من از همسر و فرزندانم سر سفره ناهار ديدم ، متوجه شدم  !
 خصوصا هم كه اين ور آن ور نقي هم زده ام و ايراداتي گرفته ام! شايد هم وزارت اطلاعات پرونده اي برايم درست كرده كه به محض كانديدا شدن ، آن را رو مي كند و بقيه داستان با كرام الكاتبين است! از سوي ديگر خرج و هزينه تبليغات را از كجا بيآورم! من خودم هشتم گروي نهم است! پلاكات و عكس رنگي ، خرج چاپ رنگي و چسباندن و خرج اياب و ذهاب و.... اينها به پولي احتياج داردكه برازنده دخل اينجانب نيست!
فرصتي پيش آمد و عدم كانديدا شدنم را به گوش همسرم رساندم! نگاه عاقل اندر سفيهي به من انداخت و گفت : جنابعالي كه با سيستم مسئله داري ، چطوري هوس كردي بروي خودتو كانديداي مجلس بكني! جواب دادم : فكري بود و زد بسرم! گفتم شايد خدمتي به مردم بشود كرد! هميشه كه نبايد نشست تو خانه و غرغر كرد! گفت : حالا كي گفته بايد غرغر كني ! تو اين مملكت آنهائي كه به صدارت و وكالت و وزارت رسيده اند ، براي اينكه به دنيا ثابت كنند، مردم سالاري وجود دارد ؛خودشان هميشه غرولند مي كنند تا كسي به كارشان ايراد نگيرد! تازه چپ و راست گله از مردم دارند و هميشه طلبكار هم هستند ! غرغر و بايد كساني بكنند كه دست پيش ميگيرند تا پس نيفتند ! تو كه الحمدالله به جائي نرسيدي!
بالاخره از طرف همسر و فرزندان عزيز و مهربانم ، رد صلاحيت شدم! البته جاي شكر هم دارد كه اين رد صلاحيت با خوبي و خوشي صورت گرفت و توش حرف هاي بودار در نيآمد! به خودم گفتم حقيقتا كار بدي هم نبود كه خانواده ام با من كردند! اگر تمام كانديداها براي ارگان هاي انتخابي مملكت ، نخست شايستگي خويش به نزديكان (خصوصا همسر و فرزندان ) نشان ميدادند! والله كار شوراي نگهبان خيلي سبك ميشد و اين همه مكافات رد صلاحيت وجود نداشت! موضوع احتياج به توضيح دارد چون خودم هم نفهميدم چي گفتم!
منظورم اين است اگر كسي خوش دارد كانديداي يك ارگان انتخابي ( از مجلس گرفته تا شهرداري ...!) شود ، بهتر است اول از طرف همسر و فرزندان جواز رد و يا تائيد كانديداتوري بگيرد! (مانند داستان اينجانب كه برايتان نقل كردم) با اين كاركه تصور نمي كنم آنقدر مشكل باشد! نودوپنج درصد خانم هاي ايراني ، حاضر نخواهند بود كه همسرانشان خود را كانديدا كنند! مي ماند آن پنج درصد كه از خانواده ستايشگران ، قدرت و زور هستند!
البته شايد تعجب كنيد از طرح اينجانب! اما همانطور كه واقفيد در مملكت دوست داشتني ما چه موضوع و روشي وجود دارد كه تعجب همگان را بر نمي انگيزد!؟ با تشكر از حوصله شما
+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 19 Nov 2006 و ساعت 11:4 AM |
یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره . تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی . داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است . امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره ترتیب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه .
+ نوشته شده توسط پيمان در Thu 16 Nov 2006 و ساعت 11:13 PM |
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
Persian_fun
 
 
 
Persian_fun
 
 
 
Persian_fun
+ نوشته شده توسط پيمان در Thu 16 Nov 2006 و ساعت 11:7 PM |



پيرزني 91 ساله بعد از يك زندگي شرافتمندانه چشم از چهان فرو بست. وقتي خدا را ملاقات كرد از خدا چيزهايي پرسيد كه همواره دانستن آنها باعث آزارش شده بود.
مگر غير از اين است كه تو خالق بشر هستي؟ مگر غير اين است كه همه را يكسان و برابر آفريدي؟ پس چرا مردم با هم رفتار بد دارند؟
خدا جواب داد هر انساني كه وارد زندگيتان مي شود درسي را به شما مي آموزد و با اين درسهاست كه چيزهاي مختلفي از زندگي، مردم و ارتباطات اجتماعي فرا مي گيريد.
پيرزن كاملا گيچ شده بود پس ، شروع به شكافتن مساله نمود.
وقتي شخصي به تو دروغ مي گويد به تو مي آموزد كه حقيقت هميشه آن گونه نيست كه وانمود مي كنند پس تو مي فهمي كه صداقت هميشه آشكار نيست. اگر مي خواهي از درون قلبهايشان مطلع شوي بايد نقابهايي را كه زده اند كنار بزني و ماسك خودت را هم برداري و اجازه دهي تا مردم خود واقعي تو را ببينند.
وقتي كسي از توچيزي را مي دزدد به تو مي آموزد كه هيچ چيز هميشگي نيست و اينكه هميشه قدر داشته هايت را بدان و از آنها نهايت استفاده را ببر چرا كه ممكن است روزي آنها را از دست بدهي. حتي اگر اين داشتني ها ، يك دوست خوب يا پدر و مادر و يا عزيزترين شخص زندگيت باشد. چرا كه فقط امروز آنها در كنار تو هستند وبايد قدر آنها را بداني. وقتي كسي به زندگيت لطمه و خسارتي وارد مي كند به تو مي فهماند كه پيمانهاي انساني ترد و شكننده هستند. پس محافظت و مراقبت از جسم و روحت بهترين كار ممكن است كه مي تواني انجام دهي.
وقتي كسي تو را تحقير كرد به تو مي آموزد كه هيچ دو نفري مثل هم نيستند. اگر با مردمي مواجه شده كه با تو فرق داشتند، از ظاهر وعمل آنها در موردشان قضاوت نكن به كنه و اصل آنها رخنه كن و آنگاه از قلبت نظر سنجي كن . وقتي كسي قلب تو را شكست به تو مي آموزد كه دوست داشتن هميشه اين معني را نمي دهد كه شخص مقابل هم تو را دوست داشته باشد اما با اين وجود به عشق پشت نكن چون وقتي شخص مناسبت را يافتي آرامش و لذتي را كه او همراه خود مي آورد تمام سختي هاي گذشته ات را مبدل به نيك فرجامي خواهد كرد.
وقتي كسي با تو دشمني كرد به تو مي آموزد كه هر كسي ممكن است اشتباه كند در اين لحظه بهترين كاري كه مي تواني انجام دهي اين است كه آن شخص را بدون هيچ ريا و خودنمايي عفو كني- بخشيدن كساني كه باعث آزار شما مي شوند مشكل ترين كاري است كه مي توان انجام داد.
وقتي كسي را كه دوست داشتي به تو خيانت مي كند به تو مي آموزد تا مقاوم بودن در برابر وسوسه ها بزرگترين معضل بشر است . در برابر وسوسه ها مقاوم باشيد كه اگر به اين مهم عمل نماييد پاداشتان را ميگيريد
وقتي كسي تو را فريب مي دهد به تو مي آموزد كه حرص و آز ريشه در بدبختي دارد.از ته دل آرزو كن تا روياهايت به واقعيت بپيوندد اين اصلا مهم نيست كه خواسته هايت چقدر بزرگ باشند. به موفقيت هايت بينديش اما هرگز اجازه نده تا وسواس فكري بر اهدافت پيروز گردد. فكرهاي منفي را در تله مثبت انديشي نابود كن .وقتي كسي تو را مسخره مي كند به تو مي آموزد كه هيچ شخصي كامل نيست.مردم را با شايستگي هايي كه دارند بپذير و كم و كاستي هايشان را تحمل كن.
هرگز شخصي را بخاطر عيوبي كه قادر به كنترل آن نيست از خود طرد مكن .
پيرزن كه تا اين لحظه محو صحبت هاي خدا بودنگران اين مساله شد كه هيچ درسي توسط انسانهاي خوب به بشر داده نمي شود؟
خدا گفت ظرفيت بشر براي دوست داشتن ، بزرگترين هديه من به بشر است هر عملي كه از عشق سر مي زند به تو درسي مي آموزد.وقتي كسي به تو عشق مي ورزد به تو مي آموزد كه عشق ،مهرباني ، فروتني ، صداقت ، حسن نيت و بخشش مي تواند هر نوع شر و بدي را خنثي نمايند.در برابر هر عمل خير ، عمل شري نيز وجود دراد اين تنها بشر است كه اختيار و كنترل و برقراري و توازن بين اعمال نيك و بد را دارد.وقتي درزندگي كسي وارد مي شويد ببينيد مي خواهيد چه درسي به او بدهيد :دوست داريد معلم عشق باشيد يا بدي ؟و وقتي با زندگي دنيوي وداع گفتيد براي من نيكي به ارمغان مي آوريد يا شرو بدي؟ براي خود راحتي بيشتر فراهم مي سازيد يا درد وعذابي سخت؟ شادي بيشتر ياغم بيشتر؟



+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 14 Nov 2006 و ساعت 12:59 PM |
تصاویر جالب از هنر چیدن سکه ها بر روی هم !



+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 14 Nov 2006 و ساعت 12:43 PM |
 

Super Exclusive Waoo



+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 14 Nov 2006 و ساعت 12:41 PM |
 

بدون شرح !!

+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 14 Nov 2006 و ساعت 12:37 PM |

واقعا حال مي كنيد چقدر زمان در ايران گرانبها است . اين تنها قطره اي از اقيانوس بيكران خدمات شهري در مملكت گل و بلبل ما ايران است .

+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 14 Nov 2006 و ساعت 12:28 PM |
زندگي 3 ايستگاه داره 1. تولد 2.عشق 3.مرگ... آقا ايستگاه دوم نگه دار
                         ******************************

خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه 
                           ******************************
ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
                             ******************************
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
                              ******************************
راه هاي شناخت يك جواد: 1) اگه ديدي گوشيش 6600(66 دوخز) بدون كه طرف..... 2) اگه ديد يارو پي كي رو اسپورت كرده بدون كه طرف .... 3) اگه ديدي عشق تايتانيكه بدون كه.... 4) اگه دييد وقتي كه جنيفر رو ميبينه از حال ميره بدون كه طرف... 5) اگه ديدي كسي لاك قرمز زده بدون كه طرف... 6) اگه ديدي يكي اين اس ام اس رو ميخونه بدون كه طرف....
                                ******************************
انسان با 3 بوسه تكميل ميشود: 1)بوسه ي مادر كه با آن پا به عرصه خاكي ميگذارد 2) بوسه ي عشق كه با آن يك عمر زندگي ميكند 3)بوسه خاك كه با ان پا به عرصه ابديت ميگذارد
                                 ******************************
موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
                                ******************************
 به یک دختر خانم جـــــوان و تحصیلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری آراسته و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو , جهت نظافت منزل نیازمندیم
                                 ******************************
دل به تو دادم تو به من قلوه دادي!   نه! به من ساندويچ دلمه دادي!
دل به تو دادم که برام ناز کني               نه بري براي من جيگرکي باز کني!!
                                  ******************************
چرا عاقل کند کاري که بعداً خود به خود گويد خودم کردم که لعنت بر خودم بادا بادا مبارک بادا
                                      ******************************
 اگه خواستي عاشق بشي، صبر كن تا خود طرف اينو بفهمه چون اگه تو بهش بگي بهت مي گه لوس احمق نفهم... اگه خواستي پولدار بشي حتما از راه خلاف وارد شو چون اينجوري هيچ چي بهت نميدن... اگه خواستي دوست دختر پيدا كني يه كم خوشتيپ باش، يه كم خرج كن يه كم خر شو!!! يه كم بوس كن!!!... و بالاخره اگه خواستي علاف بشي يه بار ديگه از اول بخون
                                       ******************************
عشق نمی پرسدکه تو کی هستی فقط میگه که تو مال منی، عشق نمی پرسد اهل کجایی فقط میگه که تو قلب من زندگی میکنی، عشق نمیپرسد که چکار میکنی فقط میگه که باعث میشی قلب من به ضربان بیفته، غشق نمی پرسد که چرا دور هستی فقط میگه که همیشه با منی، عشق نمیپرسد دوستم داری فقط میگه که دوستت دارم 

                                        ****************************** 
وال: يه مورچه زير چرخ تريلي له ميشه ولي نمي ميره چرا؟ جواب: دعاي خير پدر و مادر پشت سرش بوده
 
                                          ******************************
گه چشمات پرسيد بگو نديدمش  اگه گوشات پرسيد بگو نشنيدم * اگه دستات لرزيد بگو مال
سرماست * اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه * اما اگه دلت ريخت بهم به خودت دروغ نگو
                                           ******************************
راقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند 
                                             ******************************
گر بهترين دوست نيستي اقلا بهترين دشمنم باش . اگه غمخوارم نيستي اقلا بزرگترين غمم باش . هرچه هستي هميشه بهترين باش جون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند . پس در بدترين خاطراتم بهترين باش
                                             ******************************
ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو * خوب منم راستشو گفتم و گفتم زندگيمو * نپرسيد چرا ! گريه کردو رفت * اما نميدونست که زندگيم اونه
 چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
 

+ نوشته شده توسط پيمان در Fri 10 Nov 2006 و ساعت 10:35 PM |
سید ابراهیم نبوی
سالها پیش در یکی از سرزمین های دور یک آقای بسیار سنتی بود که با همسر بسیار مدرنش زندگی میکرد.همسر مدرن آقای سنتی که از اساس با امور کلاسیک مخالف بود ،درست سه ساعت بعد از ازدواج فکر کرد که دچار بحران هویت شده و فهمید در این تضاد سنت و مدرنیسم موجود در خانه ی آقای سنتی احتمالا دچار یک شیزوفرنیای حسابی خواهد شد .به تابلوها ی کوبلن و مبلهای استیل و میزهای کنده کاری شده و آباژور منگوله دار و لاله و شمعدانی خانه ،نگاه میکرد و حرص میخورد.با خودش میگفت :بعد از یک عمر (مارکز) و (پاز) و (روبلس) خواندن شدیم شمس الملوک.
سرانجام در یک صبح درخشان پاییزی ،ساعت 8 صبح که آقای سنتی سنگک داغ و چای قند پهلو را خورده بود ، ولی هنوز سر کار نرفته بود ،خانم مدرن نه گذاشت و نه ورداشت وگفت : "آقا؟من دیگه تحمل این میز عسلی چوبی رو ندارم ،لکه چایی میمونه روش."آقای سنتی بهش برخورد ،کلی استدلال کرد که هویت فرهنگی خیلی مهم است ، اماخانم مدرن به قضایای کاربردی مربوطه به لکه چایی فکر میکرد سرانجام عصر سه شنبه و در یک غروب غم انگیز ساعت 6 بعد ازظهر آقا سنتی یک میز عسلی شیشه ای آورد و گذاشت توی پذیرایی،بعد خانوم که دیده بود آباژور منگوله دار به میز شیشه ای نمیاید گفت که آباژور را عوض کنند و بعد دیدند که آباژور مدرن طرح (وازرلی )به مبل کلاسیک مدل لویی چهاردهم نمیخورد،دادم مبل را سمسار برد و به جاش مبل مدرن به طرح ورنگ بندی (موندریان) آوردند و بعد دیدند مبل جدید با قالی کاشان نمیخورد،قالی ها را فروختند و به جاش کف خانه را پارکت کردندو بعد دیدند که کف پارکت با پرده مخمل کرم و قهوه ای مدل لویی پانزدهم نمیآید ،پرده بافت گونی به جاش آوردند و مقادیری لووردراپه سفید آویزان کردند .پشت پنجره ها و سه ماه نشده وبود که خانه آقای سنتی سابق تبدیل شد به یک خانه کاملا مدرن ،آقای سنتی که در راستای اصلاحات جدید کلی تغییرات کرده بود یواش یواش کت و شلوارهای سرمه ای را گذاشت کنار شلوار و ژاکت تنش کرد و به جای سیگار بهمن و تیر و آزادی ،پیپ و توتون کپتان بلک کشید .صبح جمعه سه ماه بعد آقای سنتی که کاملا مدرن شده بود و چه بسا که نزدیک بود پست مدرن هم بشود و به همسرش که براش چایی آورده بود گفت: " من دیگه چایی نمیخورم، کیک میخورم با کاپو چینو"
تا زن رفت کاپو چینو درست کند ،مرد به فکر آخرین اصلاحات خانه افتاد،تنها چیزی که به این خانه نمیخورد خانم خانه بود.سه ماه بعدی آقای پست مدرن خانم مدرن را هم عوض کرد.
+ نوشته شده توسط پيمان در Fri 10 Nov 2006 و ساعت 10:31 PM |
    Mitra Taheri, the prettiest journalist in the world is Iranian
"میترا طاهری" زیباترین دختر گوینده اخبار در دنیا

Active-Daneshjo.Com
Active-Daneshjo.Com
+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 7 Nov 2006 و ساعت 9:52 PM |
یک تصویر گمراه کننده از دو زاویه، تو رو خدا مثل دفعه قبل زود قضاوت نکنید


+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 7 Nov 2006 و ساعت 9:31 PM |
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 7 Nov 2006 و ساعت 9:29 PM |
 
Halloween 2006
 
 
 - September 2006
Google's 8th Birthday
 
 
 
 
 
 
Independence Day - July 4, 2006
Independence Day
World Cup -
 
 
June 9, 2006
World Cup
 2006
 
 
 
 
 
Sir Arthur Conan Doyle's Birthday - May 22, 2006
Sir Arthur Conan Doyle's Birthday
 
 
 
 
 
Mother's Day - May 14, 2006
Mother's Day
Persian New Ye
 
 
ar - March 21, 2006
Persian New Year
 
 
 
 
 
St. Patrick's Day - March 17, 2006
Happy St. Patrick's Day
 
 
 
 
 
Birthday of Percival Lowell - March 13, 2006