معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه )
معبد آرتمیس در افوسوس (ترکیه ) یکی از زیباترین بناهای ایام گذشته بود . این بنا با داشتن 100 ستون مرمری زیبا که ارتفاع هر کدام از آنها به 15 متر می رسد یکی از عجایب هفتگانه به حساب می آید . این معبد فضایی را در بر می گرفت که تقریبا چندین برابر وسعت آکروپلیس در آتن بود . میتوان گفت که معبد آرتمیس صعود و سقوطهای بسیاری را در طی قرنها پشت سر گذاشت . این بنا در 600 سال قبل از میلاد ساخته و در550 سال پس از میلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددا به صورت بسیار زیباتر و عظیمتری باز سازی شد . این بنا برای دومین بار دچار حریق شد البته این بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به یاد ماندن نامش به این کار دست زد ،ولی این معبد دوباره به اندازه بزرگتر و بسیار بهتر از قبل ساخته شد . این معبد بسیار زیبا درونش با مجسمه های بی نظیر تزیین شده بود . این معبد پا بر جا بود تا زمانیکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از میلاد برای همیشه از صفحه تاریخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از این معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاملا از بین رفت .
مجسمه زئوس
تقريباً سه هزار سال پيش، «المپيا»، مركز مذهبي در جنوب غربي يونان بود. يونانيان باستان زئوس پادشاه خدايان را مي پرستيدند و در زمانهاي مشخص به افتخار او جشن هايي بر پا مي كردند. در اين جشن ها مسابقات ورزشي هم انجام مي شد. از نظر ساكنان دنياي قديم اين بازيها خيلي مهم بودند، چندان كه در زمان برگزاري مسابقات، جشن ها متوقف مي شد تا شركت كنندگان و تماشاگران به آساني خود را به محل مسابقات برسانند.
مجسمه زئوس خدای یونان در المپیا یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان است . این اثر در 450 سال قبل از میلاد توسط مجسمه ساز معروفی بنام فیدیاس ساخته شد این هنرمند همان کسی بود که مجسمه خدای آتنا را هم برای معبد پارتنون در آتن ساخت . ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12 متر بود . بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند . این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زئوس بر خورد می کرد . فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد . مجسمه زئوس در معبد زئوس که طول آن به 64 متر می رسید قرار داشت . 72 ستون خارجی این معبد که به سبک معماری قدیم یونان بودند این معبد را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند . سنگفرش آن نیز با مجسمه های بی نظیری تزیین گشته بود . مجسمه زئوس در حدود 850 سال در این معبد قرار داشت تا هنگامیکه بعضی از یونانیها آنرا به استانبول منتقل کردند . البته این زیاد طول نکشید چرا که محل جدید نیز در آتش سوخت و این مجسمه برای همیشه از بین رفت .
مقبره هالیکارناسوس در ترکیه
مقبره هالیکارناسوس در 4 قرن قبل از میلاد نه تنها بسیار پر ابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زیبایی با ستونها و مجسمه ها تزیین شده بود . سقف این مقبره با مجسمه هایی از اسبها تزیین شده بود اسبهایی که ارابه شاه ماسالوس و همسرش ملکه آرتمیسیا را می کشیدند . ارتفاع این مقبره مرمری به اندازه یک ساختمان 14 طبقه بود . از نقطه نظر استراتژیکی دامنه کوه درست مشرف به هالیکارناسوس و خلیج آن بود . ملکه آرتمیسیا فرمان ساخت این مقبره را در هالیکارناسوس برای همسرش در 353 سال قبل از میلاد صادر کرد . ملکه این بنا را برای قدر دانی از همسرش ساخت و به این منظور بهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد . شاه ماسالوس تنها حکمران ایالتی معمولی در بین امپراطوری های عظیم ایرانی در 2300 سال پیش بود . ملکه آرتمیسیا دو سال پس از همسرش ، شاه ماسالوس که برادرش هم بود در گذشت . او در کنار شاه در مقبره هالیکارناسوس دفن شد . این بنا در حدود 17 قرن پا برجا بود و در 1400 سال بعد از میلاد بر اثر زلزله فرو ریخت .
فانوس الکساندریا
فانوس الکساندریا یکی از بزرگترین شاهکارهای روزگار باستان می باشد . ارتفاع این بنا حداقل به اندازه یک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پا بر جا بود . بر خلاف 6 عجایب دیگر ،فانوس الکساندریا استفاده های عملی بسیاری داشت . این بنا به کشتیهای دریا نوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پیدا کنند و با ایمنی کامل داخل آن شوند . چرا که تنگه های خطر ناک دقیقا در خارج از بندر ها قرار داشتند . ارتش نیز از این فانوس برای پیدا کردن کشتیهای دشمنان استفاده می کرد . این بنا ظاهرا ساختار جامدی داشته است و برای 1600 سال باقی بوده است اما با وجود این بر اثر طوفانهای دریایی زمستان و زلزله های بسیار از بین رفته است . فانوس الکساندریا دو نوع برج دیده بانی داشت که در نوک آن قرار داشتند . این فانوس سه عنصر ساختمانی داشت ، پایه مستطیل شکل ، قطعه میانی هشت وجهی ، و قسمت بالای آن که استوانه ای شکل است و برجهای دیده بانی در آنجا قرار دارند.تقریبا ارتفاع این سه قسمت به 110 تا 180 متر می رسید . بجز اهرام مصر فانوس الکساندریا بلندترین ساختمان جهان بود البته این تا زمانیکه برج ایفل در 1889 ساخته شد.


مجسمه عظیم الجسه رودس در یونان
ارتفاع مجسمه عظیم الجسه رودس با پایه اش به اندازه یک ساختمان 15 طبقه امروزی است. این مجسمه یک شاهکار برجسته معماری می باشد که بر روی جزیره رودس در حدود 280 قبل از میلاد ساخته شده است. هیچ کس به درستی نمی داند که این مجسمه شبیه چه بوده و یا در کجا قرار داشته است. نظریه بسیار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روی ورودی لنگرگاهی بنا شده بوده و پهای مجسمه در دو طرف قرار داشته است بطوریکه کشتیها از بین پاهای آن عبور می کرده اند. البته این فرضیه بسیار محتمل به نظر میرسد. این بنا مشکلات غیر قابل حل در 3 قرن پیش از میلاد را مطرح می کند. همچنین تجارت در این بندر در زمان احداث این مجسمه دارای رکود شده و این بندر از رونق اقتصادی افتاده است. این مجسمه یکی از عجایب هفتگانه به شمار می رود که برای مدت کوتاهی تقریبا 53 سال پا بر جا بوده است.
باغهای معلق بابل در عراق
در عراق باغهای معلق بابل یکی از بحث انگیزترین عجایب هفتگانه می باشد چرا که هنوز برخی از باستانشناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلی و خرابه های بر جا مانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقیاسی کمتر از آنچه تصور می شود . در این میان سئوالی مطرح است که این باغهای معلق چرا ساخته شده اند؟ در پاسخ این سئوال می توان گفت که موثق ترین سند حاکی از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که دارای شهرت مذهبی می باشد این بنای عجیب را برای خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از میلاد ساخت چرا که همسرش از دیدن چشم انداز صحرا مانند بابیلون دچار دلتنگی برای محل زندگی اش شده بودجایی که دارای کوهها و جنگلهای سرسبزی بود به همین خاطر به دستور شاه تپه مصنوعی سبز وخرمی ساخته شد که دارای درختان و گلها و گیاهان زیبایی بود . بعضی ها می گویند که یک ملکه آشوری قدرتمند باغهای معلق را برای تفریح و سرگرمی خودش ساخته است و افراد دیگری عقیده دارند که این باغها به دستور یک شاه آشوری ساخته شده است .
اهرام مصر (هرم خوفو )
هرم خوفو بزرگترین هرم در بین اهرام مصر است ، این بنا که قدیمی ترین و بزرگترین بنا در بین عجایب هفتگانه می باشد تنها بنایی است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلند ترین بنای ساخته شده دست بشر از 4400 سال پیش تا سال 1889 بود ،زمانیکه برج ایفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد . محدوده هرم خوفو به اندازه 6 قطعه زمین شهری عظیم می باشد . بیشتر سنگ های بکاررفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل مشوند . سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی بنام خوفو بوده که در آن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است. فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاقبا برای ساختن بنای خودشان می دزدیدند . این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه ، اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است .
+ نوشته شده توسط پيمان در Sat 21 Oct 2006 و ساعت
7:6 PM |
Mercedes-Benz F 500 koncept
+ نوشته شده توسط پيمان در Thu 19 Oct 2006 و ساعت
7:43 PM |




+ نوشته شده توسط پيمان در Thu 19 Oct 2006 و ساعت
7:33 PM |
در حاشيه يكي از پاركهاي بزرگ شهر در خيابان امير آباد مجسمه ي مردي ست شايد از برنز يا فلز ديگر كه روي يك صندلي سنگي نشسته است و به پارك نگاه مي كند او بسيار طبيعي ست و كمي هم خسته او را طوري ساخته اند كه خم به ابرو نمي آورد او را طوري ساخته اند كه درد را حس نمي كند او را طوري ساخته اند كه ظاهرا چيزي نمي شنود چيزي نمي بيند چيزي نمي گويد
و هيچ آرزويي و غصه يي ندارد او را دقيقا براي كنار پارك خوشبخت ساخته اند در زمستان گذشته من با اين مجسمه دوست شدم چرا كه هر روز صبح زود براي ورزش به اين پارك مي رفتم چرا كه مي توانستم گهگاه چند كلمه يي با او درد دل كنم به رازداري او مطمئن بودم و او را به چشم سنگ صبور قصه ها نگاه مي كردم من در زمستان گذشته بعد از اينكه با مجسمه دوست شدم هفت و شايد هم هشت روز با او درددل كردم فقط هفت يا هشت روز و در آخرين روزي كه با او درددل كردم ناگهان تركيد با صدايي وحشتناك و من خيلي تعجب كردم البته نه براي اينكه مجسمه تركيد .... *** حالا چند جاي مجسمه را وصله پينه كرده اند و به من هم گفته اند كنار آن مجسمه ننشينم يعني نوشته اند : دست نزنيد ‚ تازه تعمير است من هنوز هم متعجبم و گمان مي كنم تا روزي كه بميرم متعجب باقي بمانم  البته نه براي اينكه مجسمه تركيد
نادر ابراهيمي
+ نوشته شده توسط پيمان در Wed 18 Oct 2006 و ساعت
9:12 PM |
اشتباهات بزرگ سینمایی
In the "Battle of Carthage" in the Colosseum, one of the chariots is turned over. Once the dust settles you can see a gas cylinder in the back of the chariot.
During the scene when Dorothy and Scarecrow are fighting with the trees, Scarecrow says "I'll show you how to get apples" and he gets hit by the apples. The very next scene if you quickly look at Dorothy's shoes, you can see that she is wearing black shoes, not her ruby slippers.
When the stormtroopers break into the control room, the stormtrooper on the right of the screen hits his head on the door frame. On the DVD release they've added a thump when he hits it. THUD! While unintentional, it's still one of the best moments in all the Star Wars films.
In the second half of the film, Frodo has a scar on his lower right cheek, close to his chin. Many times throughout the rest of the film the scar changes position and size on his right cheek. It also appears on his left cheek in flipped shots (most obviously on the slopes of Mount Doom when Sam is cradling his head).
In the scenes where there's a video link to the docks shown on computer, there's a bar moving along the bottom of the screen, showing us that it's actually a video that's just playing on the computer.
In the scene where Jeff Goldblum is getting the alcohol out of the fridge, he opens the fridge door and it is full of food. When his ex-wife puts the bottle back in the fridge, it's virtually empty. It's full again when Jeff reaches back in to get the bottle back.
+ نوشته شده توسط پيمان در Wed 18 Oct 2006 و ساعت
2:44 PM |
آرامش هیلتون در جادهها
وقتی که مسافرت و «توریسم» به عنوان یک صنعت مطرح میشود و درآمدهای کلانتر از گنجینه نفت را برای دولتها به ارمغان میآورد؛ طبیعی است که هر روز وسیله تازهای برای گردش چرخهای این صنعت طراحی شود. اتوبوس مجلل حاضر هم یکی از این وسیلههاست. اتوبوسی که با شعار «آرامش هیلتون در جادههای بیانتها» به بازار ارایه شده است
+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 17 Oct 2006 و ساعت
12:45 PM |
بطوریکه ساعت دیواری دفتر روزنامه " بوستون گلوب " نشان میداد, ساعت اندکی از سه بامداد گذشته بود و خبرنگار کشیک شب بنام " بایرون سام " که روی نیمکت خوابش برده بود, از خواب بیدار شد و سرش را تکان داد تا حالش جا بیاید و خاطره خواب وحشتناکی که دیده بود – از یاد ببرد . از اینکه می دید همه ان حوادث

ناگوار ,در عالم خواب اتفاق افتاده بود و حقیقت نداشت – کاملا خوشحال بود . هنوز صدای فریاد کسانی را که در اقیانوس جوشانی که غل غل میکرد و فرو میرفتند- می شنید . او در خواب دید که توده های مذاب و گداخته ای از دامنه کوه, بسوی مزارع - دهکده و مردم ان جاری شده و انفجار عجیبی جزیره را به ستونی از اتش و دود و گل ولای مبدل ساخت است . ابهای خروشان دریا – در نقطه ای که لحظه ای پیش جزیره در ان قرار داشت – سر به طغیان گذاشته بودند . خبرنگار نشریه " بوستن گلوب " همانجا تنها روی نیمکت نشست و سرش را بین دو دست خود قرار داده بود . انگاه مدادی برداشت و جزئیات خوابی که دیده بود را روی کاغذ یاداشت کرد . او در این یاداشت, به توصیف جزئیات ماجرا پرداخت و نوشت که چگونه مردم وحشت زده جزیره کوچک " پرالیپ " واقع در نزدیکی " جاوه " گرفتار توده های مذاب و دریای جوشان شدند و اتش فشان – همه چیز را از بین برد . کشتی ها در برابر دیواری از اب, روی هم میغلتیدند, وعاقبت واپسین انفجار جزیره " پرالیپ " را از روی صفحه زمین محو کرد . این خبرنگار امریکایی – انچنان تحت تاثیر خواب خود قرار گرفته بود که تمام اتفاقاتی را که در خواب دیده بود – جزء به جزء نوشت و سپس مطلب را روی میز گذاشت . روز بعد وقتی سردبیر این یاداشت را مشاهده کرد و تصور نمود خبری است که ظرف شب گذشته بوسیله تلگراف دریافت شده است و " بایرون سام " برای جلب توجه انرا روی میز او قرار داده است . او هنگامیکه مطلب را خواند احساس کرد این خبر یک خبر مهم است و برای همین او این مطلب را در دو ستون و در صفحه اول روزنامه چاپ کرد . هنگامیکه مشاهده کرد هیچیک از روزنامه های " بوستن " این خبر دست اول را چاپ نکرده اند- بسیار خوشحال شد – و با شادمانی این مطلب را بوسیله تلگرام در اختیار خبرگزاری " اسوشییتد پرس " گذاشت و ان خبرگزاری نیز به نوبه خود سایر روزنامه های امریکا را تغذیه کرد . هر چند این مطلب, مهمترین مطلبی بود که در روز اوت 1883 انتشار یافت . اما سردبیر روزنامه " بوستن گلوب " به دردسر بزرگی دچار شد. زیرا تمام روزنامه ها خواستار جزئیات مربوط به این فاجعه بودند . در حالیکه او نمیتوانست پاسخ کافی و قانع کننده ای در اختیار انان بگذارد . ارتباط با " جاوه " امکان پذیر نبود و خبرنگاری هم که این مطلب را نوشته بود – بعد از ترک روزنامه بخانه نرفته بود . بعد از کلی تلاش سرانجام سردبیر روزنامه " بوستون کلوب " انرا در خانه یکی از اقوامش یافت . ولی " بایرون سام " اظهار داشت که این مطلب را بر اساس خوابی که دیده بود برشته نگارش دراورده و تصادفا" انرا روی میز جا گذاشته است .! بدتر از همه – مسئول کتابخانه روزنامه نیز اعلام کرد که جزیره ای بنام " پرالیپ " نه تنها در " جاوه " بلکه در هیچ نقطه دیگر جهان وجود ندارد . سردبیر روزنامه " بایرون سام " را بخاطره این اشتباه اخراج کرد . خبرگزاری " اسوشیتدپرس " برای چاره جوئی و حفظ اعتبار خویش در میان روزنامه های بزرگی که این گزارش بی اساس را چاپ کرده بودند, با دستپاچگی تشکیل جلسه داد . روزنامه " بوستن کلوب " نیز که ابروی خود را در خطر می دید – در صدد بر امد راهی برای رهائی از این گرفتاری بیابد . سرانجام تصمیم گرفت در صفحه اول خود, از خوانندگانش بخاطره چاپ این گزارش غیر مستند پوزش بخواهد و خنده های تحقیرامیز رقبای خود را تحمل کند . ولی همانروز طبیعت قدم به میدان گذاشت . امواج خروشان و سهمگین, سواحل باختری امریکا را مورد تهدید قرار داده بودند . در همان زمان خبر رسید که فاجعه بزرگی در نزدیکی اقیانوس هند اتفاق افتاده است و بر اثر طغیان اب – هزاران نفر جان خود را از دست داده اند – و امواج سهمگین چندین فروند کشتی را به کام خود فرو برده است . روزنامه ها – قسمتهائی از گزارش مربوط به این حادثه را چاپ کردند و منتظر ماندند تا گزارش کاملتری بدستشان برسد . از " استرالیا " خبر رسید که هوا منقلب شده و امواج وحشتناکی به سواحل امریکا – مکزیک – امریکای جنوبی یورش برده.... چنان هنگامه ای بر پا شده که نظیر ان در تاریخ بشر دیده نشده است . چند روز بعد کشتی هائی که از این حادثه جان سالم بدر برده بودند, همراه خود اخبار هولناکی درباره اتش فشان جزیره "کرآ کاتو " اوردند . این گزارش حاکی بود که در گیرودار یک انفجار وحشناک در تنگه " سوندا "جزیره مذکور بکلی ناپدید شده بود .! نوسانات مربوط به سنجش فشار هوا به سراسر جهان گزارش شد و این نوسانات, موجبات پیدایش یک تلاطم عظیم جوی را فراهم ساخت که در برابر شگفتی و حیرت دانشمندان , سه بار کره زمین را دور زده بود . از نظر مطبوعات این فاجعه یکی از مهمترین حوادثی بود که تا ان زمان رخ داده بود. به همین جهت – اخبار مربوط به این حادثه را با تیترهای درشت منتشر ساختند . چند روز بعد " بایرون سام " یعنی همان خبرنگاری که به اصطلاح گاف داده بود, نه تنها به سرکار خود بازگشت, بلکه عکس و تفضیلات او با اب وتاب زیاد, در صفحه های روزنامه های امریکا بچاپ رسید . البته هیچکس نفهمید که چگونه این خبر از فاصله ای بسیار دور – یعنی در حدود نیمی از محیط کره زمین به این خبرنگار امریکائی الهام شده بود.! جزیره " کارآ کاتوآ " در روز 27 اوت دستخوش حادثه شد و روز بعد از هم پاشید و در روز 29 اوت به زیر اب رفت . صحنه وحشتناکی که " بایرون سام " در خواب دیده بود , عملا صورت تحقق بخود گرفت . ولی او در یاداشت خود نام جزیره را " پرالیپ " ذکر کرده بود – در حالیکه فاجعه اکنون در جزیره ای بنام " کارآ کاتوآ " اتفاق افتاده بود . سالها این موضوع نا معلوم باقی ماند – تا اینکه انجمن تاریخی هلند یک نقشه قدیمی برای او فرستاد که در ان – نام این جزیره " پرالیپ " ذکر شده بود – ومعلوم شد که اهالی بومی در یکصد و پنجاه سال قبل این جزیره را " پرالیپ " مینامیدند ولی از ان تاریخ به بعد دیگر به این نام خوانده نمی شد .
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 16 Oct 2006 و ساعت
9:39 PM |
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 16 Oct 2006 و ساعت
12:12 PM |
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 16 Oct 2006 و ساعت
12:2 PM |
اين ماشين خوشگله را دوست داري
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 16 Oct 2006 و ساعت
11:42 AM |
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 16 Oct 2006 و ساعت
11:10 AM |
بهترین ابزار دانلود از سایت راپید شیر
RapGet 1.21 fixed SSL

تقریباً سه سال پیش بود که برای اولین بار با سرویس اشتراک فایل سایت راپید شیر رپیت شیر.دی ای آشنا شدم. در آن زمان که تمامی سایت های فضای رایگان برای ارائه فضا احتیاج به ثبت نام و تائید ایمیل داشتند سرویس راپید شیر بعلت سهولت و سرعت درکاربرد یک سرویس استثانی محسوب میشد. کافی بود شما وارد سایت شوید و بدون نیاز به هیچ نوع ثبت نامی و تنها با زدن کلید [براوز] فایل مورد نظر را انتخاب کنید و آن را آپلود نمائید. در پایان کار دو عدد لینک یکی به منظور دانلود و دیگری برای پاک کردن فایل به شما داده میشد. به علت سادگی این عمل به وان کلیک هاستینگ معروف شد و تنها محدویتی که داشت این بود که برای دانلود با رفتن به لینک مربوطه ثانیه شمار فعال میشد و شما باید مدت 60 ثانیه صبر میکردید تا عمل دریافت فایل شروع شود و به طبع در طی این 60 ثانیه به تبلیغات درون سایت توجه میکردید! بالطبع بعلت این شیوه ی خاص فایل های آپلود شده را با نرم افزار های مدیریت دانلود نمیشد که دانلود کرد.
بتدریج با گسترش و افزایش سایت های دانلود و افزایش تقاضا به علت اینکه اغلب سایت ها با عدم فضا لازم برای ذخیره سازی اطلا عات مواجه بودند باعث شد که استفاده از سرویس رپیت شیر افزایش پیدا کند، در اینجا بود که به سرعت سرویس های مشابه پا به عرصه حیات گذاشتند سرویس های معروف دیگری همچون مگا آپلود . کام که در ابتدا با قابلیت های بهتری همچون آپلود فایل تا حجم 500 مگابایت عرضه شدند ولی خیلی زود این قابلیت ها را محدود کردند. همانطور که استفاده از این سرویس ها با استقبال شدیدی مواجه شد تلاش برای رفع محدودیت هایی که این گونه سایت ها بر روی سرویس های خود اعمال میکردند نیز آغاز شد، مدیران سایت ها نیز به منظور جلوگیری از هدر رفتن منابع سیستم ها و کسب در آمد نیز هر روز بر امنیت سرویس های خود می افزودند و از روش های مختلفی چون اعمال محدودیت زمانی بر روی آی پی، ایجاد کوکی روی سیستم و در نهایت استفاده از کد امنیتی بهره گرفتند.
اما همچنان راه ها و ترفند های برای رفع محدودیت های این سایت ها وجود دارد. در اینجا قصد معرفی ابزاری را دارم که یکی از بهترین و کار آمدترین نرم افزار های کار با اینگونه سرویس ها میباشد. این نرم افزار توانایی دریافت فایل بیشتر از 65 سرور مختلف را دارد.که البته از همه مهمتر آنها سایت رپیت شیر است که این ابزار هم نام خود را از همین سایت گرفته است رپ گت نرم افزار ویژه دانلود از سرویس های فضای رایگان است. یکی از قابلیت های منحصر به فرد این نرم افزار که در هیچ یک از نرم افزار های مشابه نیست قابلیت باز شناختن رکوگنایز کد های امنیتی است معمولاً در ابزارهای مشابه مثلاً بدون نیاز به وارد شدن سایت راپید شیر کد امنیتی از سایت فراخوانی میشود و درون برنامه لود میشود و کاربر باید آن را تایپ کنید تا دریافت فایل شروع شود ولی این برنامه به صورت خود کار کد امنیتی را تشخیص میدهد و آن را ثبت و دریافت فایل را آغاز میکند. به عنوان مثال این برنامه کد های نظیر:
را به صورت خود کار شناسایی میکند و در سایت ثبت میکند. البته این برنامه قادر به حذف محدودیت زمانی راپید شیر نمیباشد به عنوان مثال بعد از دانلود مثلاً 50گابایت شما بایت مدت زمانی در حدود 40 دقیقه صبر کنید. ولی در صورتی که یک ارتباط اینترنتی پیوسته مثل ای دی اس ال داشته باشید میتوانید لیستی از لینک های دانلود خود را در داخل برنامه اضافه کنید و همه کارها را به آن بسپارید تا یکی یکی فایل ها را دانلود کند. البته اگه اکانت راپید شیر نیز داشته باشید میتوانید با وارد کردن مشخصات آکانت خود درون برنامه، محدودیت زمانی را نیز حذف کنید. این برنامه قابلیت ذخیره پسورد فایل های دانلود شده و اضافه کردن توضیحات برای هر فایل را نیز دارد که در مواردی که تعداد فایل های دانلود زیاد میباشد و معمولاً سایت معرفی کننده و پسورد فایل فراموش میشود کمک بزرگی میکند. دریافت این برنامه را به دوستانی که هنوز طرز دانلود فایل از طریق راپید شیر را بلد نیستند پیشنهاد میکنم.
این برنامه محدودیت های راپید شیر را حذف نمیکند فقط روند دریافت فایل ها مخصوصاّ وقتی که تعداد آنها زیاد باشد را سریعتر میکند و همچنان مشکل عدم رزیوم یا دریافت ادامه فایل پس از قطع شدن وجود دارد ولی در صورتی که اکانت راپید شیر داشته باشید میتوانید از قابلیت رزیوم نیزبهره ببرید.
چون رپیت شیر سرویس خود را به صورت رایگان عرضه میکند برای استفاده شما یا باید اکانت راپید شیر (هر ماه 9 یورو) را خریداری کنید و یا یک ارتباط پیوسته اینرتنتی داشته باشید تا بتوانید با برنامه مثل رپ گت فایل های مورد نظر خود را دانلود کنید.
این برنامه علاوه بر سایت رپیت شیر قابلیت دانلود از سایت های زیر را نیز دارا میباشد. megaupload.com, sexuploader. com, mytempdir.com, slil.ru, sendspace.com, turboupload. com, speedshare.org, hyperupload. com, getfile.biz, depositfiles. com, webfile.ru, file2share.biz, rapidupload. com, yourfile.org, yourfilehost. com, filehd.com, mooload.com, scambia.com, filepost.ru, justupit.com, simpleupload. de, audiofind.ru, yourfilelink. com, files.to, savefile.com, filebest.ru, freefileupload. net, 4shared.com, netload.us, uploading.com, f-forge.com, ifolder.ru, oxyshare.com, filecloud.com, datenklo.net, zshare.net, filefactory. com, filespace.ru, badongo.net, easy-sharing. com, upload2.net, hemenpaylas. com, up-file.com, rapidshare.fr, uploadyourfiles. de, quickdump.com, megashares.com, box.net, takdata.com, bonpoo.com, share.am, recfile.com, speedyshare. com, free-transfer. de, paylas.com, come2store.com, ultrashare.de, rapidsafe.de, rapidshare.ru, filecache.de, shareua.com, up.spbland.ru, tinypic.com, imageshack.us
از ویژگی های این برنامه میتوان به موارد زیر اشاره کرد: - کاملاً رایگان - حجم کم در حدود 270 کیلو بایت - پشتیبانی از بیش از 65 سرور مختلف - قابلیت چند دانلود به طور همزمان از سرور های مختلف - پشتیبانی از 46 زبان دنیا از جمله فارسی
توجه داشته باشد به علت محیط کاملاً پویا اینترنت و تغییر در قسمت امنیتی هر سایت ممکن است بعد از مدتی این برنامه قادر به دریافت فایل از برخی از سرویس ها نباشد.
توجه: آخیراً با تغییر در سایت راپید شیر این برنامه به طور کلی از کار افتاده است، نسخه ای که در اینجا برای شما آماده کرده ام مشکل اس اس ال آن کاملاً برطرف شده است
.
دانلود با حجم 1.33 مگابایت
+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 15 Oct 2006 و ساعت
12:56 PM |
+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 15 Oct 2006 و ساعت
12:49 PM |



+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 15 Oct 2006 و ساعت
12:46 PM |
مناسب برای محل کار: لیوان دارای سوراخی است که باعث می شود کسی نتواند از آن استفاده کند. فقط صاحب لیوان از کلید مخصوص خود استفاده می کند تا سوراخ لیوان را ببندد و از قهوه اش لذت ببرد !!!

+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 15 Oct 2006 و ساعت
11:51 AM |

+ نوشته شده توسط پيمان در Wed 11 Oct 2006 و ساعت
12:51 PM |

یکی از قوی ترین و شایعترین ویروس/تروجان هایی که اخیرآ در حال گسترش بین کاربران استفاده کننده از یاهو مسنجر می باشد ویروس "Exploit.JS.ADODB.Stream.e" است. در صورتیکه کامپیوتر شما نیز به این ویروس آلوده شده باشد بدون آنکه متوجه شوید به لیست دوستانتان پیغامهایی مبنی بر بازدید از سایت nsl-school.org ارسال می شود. بدین ترتیب در صورت کلیک بر روی این لینکها دوستان شما نیز آلوده خواهند شد. هنوز مشخص نیست سازنده این ویروس چه کسی است و این احتمال داده می شود که ویروس مذکور به سرقت اطلاعات و رمز های شخصی افراد می پردازد. در صورتیکه شما و یا یکی از دوستانتان به این ویروس آلوده شده شده اید روش زیر مناسبترین گزینه برای از بین بردن آن است:
پیام و لینک هایی که این ویروس ارسال می کند چیست ؟! در متن تمامی این پیغام ها لینکی به سایت Nsl-school.org داده شده است که در صورت کلیک کردن بر روی آن کامپیوتر شما آلوده می شود.
در صورتیکه به ویروس آلوده شوید چه مشکلاتی پیش خواهد آمد ؟! 1- در ابتدا ویروس صفحه شخصی اینترنت اکسپلورر (Default IE Page) را به سایت nsl-school.org تغییر می دهد. در این صورت به هیچ طریق امکان عوض کردن آن وجود نخواهد داشت. بعد از هر باز باز کردن یک صفحه وب جدید، ویروس مجددآ خود را در سیستم شما کپی می کند.
2- گزینه های Task Manager و Reg Edit در کامپیوتر غیر فعال می شوند تا شخص نتواند از این طریق فعالیت ویروس را مشاهده و یا از بین ببرد.
3- فایل هایی با نامهای svhost.exe , svhost32.exe , internat.exe در کامپیوتر ایجاد می شوند. (برای اطمینان پوشه های windows و temp را بررسی کنید.)
4- ویروس بدون آنکه متوجه شوید پیغام هایی را به لیست دوستان شما (Yahoo Messenger ID List) ارسال می کند.
چگونه ویروس را از کامپیوتر خود پاک کنیم ؟! راه ها و روش های مختلفی برای حذف این ویروس معرفی شده است. ولی روش معرفی شده در اینجا راحت ترین روش است! فایل زیر را دانلود کنید و سپس فایل YVRemove.bat را از داخل آن اجرا نمائید. دانلود - 4 کیلوبایت پسورد: www.p30download.com لینک منبع
+ نوشته شده توسط پيمان در Tue 10 Oct 2006 و ساعت
8:7 PM |
سال 1230 مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم... زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده... مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش... -- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال 1280 مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده... مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1330 مرد: چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم... زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ... مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1380 مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم... زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا). مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره... سال1400 دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو... باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه... -- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه
+ نوشته شده توسط پيمان در Mon 9 Oct 2006 و ساعت
7:34 PM |
متن زیر گوشه ای از نامه چارلی چاپلین هنرمند و نابغه سینما به دخترش است: دخترم! اینجا شب است، یک شب نوئل و من از تو بسی دورم، خیلی دور، اما تصویر تو آنجا روی میز هست، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست، اما تو کجایی؟ آنجا در صحنه پر شکوه تئاتر هنرنمایی می کنی؟ شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه، نقش آن “شهدخت ایرانی” است که اسیر تاتارها شده است. شاهزاده خانم باش و بمان، ستاره باش و بدرخش اما قهقهه تحسین آمیز تماشاگران، عطر مستی آور گل هایی که برایت فرستاده اند، تو را فرصت هشیاری داد نامه پدرت را بخوان. صدای کف زدن های تماشاگران گاه تو را به آسمان ها خواهد برد، برو! آنجا برو. اما گاهی نیز بر روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن: زندگی آن رقاصان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه می رقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد؛ من نیز یکی از اینان بودم، من طعم گرسنگی را چشیده ام من درد بی خانمانی را کشیده ام و از اینها بیشتر، من رنج حقارت آن دلقک دوره گد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند، احساس کرده ام. با این همه من زنده ام و از زندگانی پیش از آنکه مرگ فرا رسد نباید حرفی زد. دخترم در دنیایی که تو زندگی می کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسر فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس، حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و اگر پولی برای خریدن لباس های بچه اش نداشت پنهانی پولی در جیب شوهرش بگذار! گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر ار بگرد، مردم را نگاه کن، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن و دست کم روزی یک بار با خود بگو:”من هم یکی از آنان هستم” آری تو هم یک از آنها هستی دخترم نه بیشتر! هنر پیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند. وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه خود را برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولین تاکسی خودت را به حومه پاریس برسان، من آنجا را خوب می شناسم. از قرنها پیش آنجا گهواره کولیان بوده است در آنجا رقاصه هایی مثل خودت خواهی دید، اما زیباتر از تو! مغرورتر از تو! اعتراف کن دخترم، همیشه کسی هست که بهتر از تو میرقصد. همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند و این را بدان که در خانواده چارلی هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران، یک گدای کنار رود سن ناسزا بگوید. همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی با خود بگو سومین سکه مال من نیست، این مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد. اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم برای ان است که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه به خاطر بندبازانی که بر ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام اما این حقیقت را به تو بگویم دخترم، مردمان روی زمین استوار بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند. شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس جهان تو را فریب دهد، آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبایی تو را گول زند و آن روز تو بندبازی ناشی خواهی بود و بندبازان ناشی همیشه سقوط می کنند.دل به زر و زیور نبند، زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و این الماس بر گردن همه می درخشد اما روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی، با او یک دل باش، کار تو بس دشوار است این را می دانم. به روی صحنه جز تکه ای حریر نازک چیزی تن تو را نمی پوشاند، به خاطر هنر می توان عریان روی صحنه رفت و پوشیده تر و پاکیزه تر بازگشت، اما هیچ چیز هیچ کس دیگر در این دنیا نیست که شایسته آن باشد. برهنگی بیماری عصر ماست. من پیرمردم و شاید حرف خنده آور می زنم اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریان اش را دوست می داری. بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی. می دانم که پدران و فرزندان همیشه جنگی جاودانه با یکدیگر دارند. با اندیشه های من جنگ کن دخترم. من از کودکان مطیع خوشم نمی آید با این همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند می خواهم یک امید به خود بدهم؛ امشب شب نوئل است، شب معجزه است و امیدوارم معجزه است و امیدوارم معجزه ای رخ بدهد تا تو آنچه را که من به راستی می خواستم بگویم دریافته باشی. دخترم چارلی را، پدرت را فراموش نکن، من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم تو نیز تلاش کن که حقیقتاً آدم باشی.
+ نوشته شده توسط پيمان در Sun 8 Oct 2006 و ساعت
2:18 PM |
آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟
اين فيل چند تا پا داره؟
چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟
آيا مي توانيد در عكس زير 4 گرگ ببينيد؟
In the picture below, do you see a face and the word liar?
در عكس زير به نظر ميرسد دايره وسط سمت چپ بزرگتر از دايره وسط سمت راست باشد اما اين طور نيست و با هم برابرند
در عكس زير آيا مار پيچ مي بينيد؟
!!اما نه دواير متحدالمركزند
!براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت
آيا مي توانيد در تصوير زير سگ را ببينيد؟
براي 30 ثانيه به حباب سياه لامپ زير خيره شويد سپس ناگهان نگاهتان را به قسمت سفيد مانيتور يا يك صفحه سفيد ديگر بياندازيد.يك لامپ نوراني را جلو چشمان خود مي بينيد
!پله پايان ناپذير
مثلث غير ممكن
|