تبليغاتX
مجله الكترونيكي پيمان

مجله الكترونيكي پيمان

هر چه میگویم به قدر فهم توست.......... مردم اندر حسرت فهم درست

دو نجات يافته


يك كشتي در يك سفر دريايي در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و به جزيره كوچكي شنا كنند دو نجات يافته نمي دانستند چه كاري بايد كنند اما هردو موافق بودند كه چاره اي جز دعا كردن ندارند. به هر حال براي اينكه بفهمند كه كدام يك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعاي كدام يك مستجاب مي شود آنها تصميم گرفتند تا آن سرزمين را به دوقسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك بخش درست در خلاف يكديگر زندگي كنند

نخستين چيزي كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه اي را كه بر روي درختي روييده بود در آن قسمتي كه او اقامت مي كرد ديد و مرد مي تونست اونو بخوره. اما سرزمين مرد دوم زمين لم يزرع بود . هفته بعد مرد اول تنها بود و تصميم گرفت كه از خدا طلب يك همسر كند. روز بعد كشتي ديگري شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به بخشي كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت ديگر مرد دوم هيچ چيز نداشت بزودي مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذا بيشتري نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشه همه چيزهايي كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتي نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتي كه در سمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود را يافت. مرد با همسرش سوار كشتي شد و تصميم گرفت مرد دوم را در جزيره ترك كند او فكر كرد كه مرد ديگر شايسته دريافت نعمتهاي الهي نيست. از آنجاييكه هيچ كدام از درخواستهاي او از پروردگار پاسخ داده نشده بود هنگامي كه كشتي آماده ترك جزيره بود مرد اول صدايي غرش وار از آسمانها شنيد :" چرا همراه خود را در جزيره ترك مي كني؟ " مرد اول پاسخ داد "نعمتهاي تنها براي خودم هست چون كه من تنها كسي بودم كه براي آنها دعا و طلب كردم دعا هاي او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست " آن صدا مرد را سر زنش كرد :"تو اشتباه مي كني او تنها كسي بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهاي مرا دريافت نمي كردي " مرد از آن صدا پرسيد " به من بگو كه او چه دعايي كرد كه من بايد بدهكارش باشم؟ " " او دعا كرد كه همه دعاهاي تو مستجاب شود" ما هممون مي دونيم كه نعمتهاي ما تنها ميوه هايي نيست كه برايش دعا مي كنيم بلكه اونها دعاهايي ديگران هست براي ما

+ نوشته شده در  Thu 21 Sep 2006ساعت 8:53 PM  توسط پيمان   | 

با يك برنامه غذايي صحيح ظاهري مناسب داشته باشيد

                                           

همواره شنيده‌ايد كه برنامه غذايي صحيح به حفظ يك شيوه زندگي سالم كمك مي‌كند. اما بد نيست بدانيد در داشتن ظاهر مناسب هم موثر است. وقتي در مورد چيزهايي كه مي‌خوريد احساس خوبي داشته باشيد و در صورتي كه اين مواد براي سلامت شما خوب باشند، ظاهرتان نيز تاثير مثبتي مي‌پذيرد. در اينجا به برخي مواد غذايي كه مصرف آنها حس خوبي را ايجاد مي‌كند و در ضمن به داشتن يك ظاهر خوب هم كمك مي‌كند اشاره مي‌شود: آب: نوشيدن آب كافي در روز به طراوت پوست كمك مي‌كند و ظاهر صاف‌تر و جوانتري به آن مي‌دهد. با دريافت آب كافي با بهبود كيفيت پوست، مو و ناخن، از چهره شاداب‌تري بهره‌مند خواهيد شد. اگر احساس مي‌كنيد در بخش‌هايي از بدن دچار تورم شده‌ايد، ممكن است به علت افزايش سديم (عمدتا در اثر مصرف زياد نمك) در بدن باشد. با دريافت آب بيشتر اين سديم را از بدن خارج كنيد. نوشيدن آب كافي ميزان از دست رفته طي فعاليت روزانه را جبران مي‌كند. ويتامين C ويتامين C در مقابله با بيماري و عفونت به بدن كمك مي‌كند.اين ماده سيستم ايمني را تقويت كرده در بهبود بيماري‌ها نيز مفيد است. ويتامين C براي توليد كلاژن نيز ضروري است. كلاژن به پوست كمك مي‌كند حالت ارتجاعي خود را حفظ نمايد كه اين هم از چروكيدگي آن جلوگيري مي‌کند. مركبات، توت فرنگي، گوجه فرنگي، بروكلي و كلم سرشار از ويتامين C هستند. به ياد داشته باشيد آب ميوه‌ها نيز حاوي اين ويتامين هستند. چاي سبز: اين چاي علاوه بر آن كه حاوي تركيبات آنتي اكسيدان است، كلسترول را كاهش داده، عملكرد سيستم ايمني را بهبود مي‌بخشد و از احتمال ابتلا به انواع سرطان نيز مي‌كاهد. اگر زياد قهوه مي‌نوشيد، چند فنجان آن را با چاي سبز جايگزين كنيد. به اين ترتيب بدون افزودن خامه، شكر يا هر طعم دهنده مصنوعي ديگري، كاهش وزن محسوسي را احساس خواهيد كرد. سويا: پروتئين سويا غني از اسيدهاي آمينه، ويتامين E و بسياري آنتي اكسيدان‌هاست. اين تركيبات به حفظ رطوبت پوست كمك مي‌كنند، ظاهر صافي به آن داده و قابليت ارتجاعي آن را افزايش مي‌دهند.اسيدهاي چرب ضروري: اسيدهاي چرب ضروري مانند امگا – سه و امگا –چربي خوب هستند و به عملكرد سلولي و لذا به بهبود كيفيت پوست، مو، ناخن، عضلات و هر آنچه در ظاهر شما نقش دارد كمك مي‌كنند. اسيدهاي چرب ضروري هم مانند ساير مواد غذايي خوب در عملكرد مناسب سلولي دخالت دارند كه اين هم از آسيب ديدن پوست جلوگيري كرده، چين و چروك را كاهش داده، رشد بهتر مو و ناخن را سبب مي‌شود. شير: اين جمله كه «شير براي سلامتي مفيد است» يك تبليغ جاذب مشتري نيست بلكه يك واقعيت است. شير غني از كلسيم، ويتامين B12، B2 و D است. كلسيم همراه با ويتامين جذب‌كننده آن، ويتامين D، به استحكام استخوان و سلامت دندان‌ها كمك مي‌كند. ويتامين B2 و B12 نيز براي رشد گلبول‌هاي قرمز خون ضروري‌اند و در انتقال اكسيژن به سلول‌ها نقش دارند و اين به معناي سلامت و شادابي بيشتر پوست و مو است. سبزيجات سبز: سبزيجاتي مانند اسفناج، كاهو و كلم سرشار از ويتامين A، C، E ، آهن و فيبر هستند. دريافت ويتامين‌هاي A و E نيز مانند ويتامين C در حفظ پوست خوب موثر است. ويتامين A خواص آنتي اكسيداني دارد و رطوبت چشم، پوست و غشاهاي مخاطي را حفظ مي‌كند. ويتامين E براي سلامت پوست صاف و جوان‌تر ماندن آن ضروري است. ماست: از آنجا كه ماست يك محصول لبني است، همه فوايد شير را داراست. اين ماده همچنين حاوي باكتري‌هاي مفيدي است كه به هضم غذا كمك مي‌كنند، سيستم ايمني را تقويت كرده در هيدراته شدن و پاكيزگي پوست موثر است. سير: اثرات سير مكررا مطرح شده اما اخيرا بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. اين ماده خوراكي فشار خون را كاهش داده، از كلسترول خون مي‌كاهد و حتي در پيشگيري از سرطان مفيد است. سير حاوي تركيبات آنتي اكسيدان نيز هست كه به جوان ماندن كمك مي‌كند. اگر بو و طعم سير را دوست نداريد آن را به صورت كپسول مصرف كنيد. شكلات: شايد شكلات در رديف سالم‌ترين مواد خوراكي نباشد اما با افزايش ترشح اندورفين‌ها و سروتونين اثرات مثبتي بر خلق و خو مي‌گذارد و به آرامش و احساس شادابي كمك مي‌كند. وقتي احساس خوبي داشته باشيد، ظاهر خوبي هم خواهيد داشت.



+ نوشته شده در  Thu 21 Sep 2006ساعت 8:47 PM  توسط پيمان   | 

يادمان باشد ...!

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم -*- پر پروانه شکستن هنر انسان نيست -*- گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم -*- يادمان باشد سر سجاده عشق -*- جز براي دل محبوب دعايي نکنيم -*- يادمان باشيد اگر خاطرمان تنها ماند -*- طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
+ نوشته شده در  Wed 20 Sep 2006ساعت 8:29 PM  توسط پيمان   | 

يکي داشت و يکي نداشت !

يکي داشت و يکي نداشت ! اوني که داشت تو بودي و اوني که تو رو نداشت من بودم... يکي خواست و يکي نخواست! اوني که خواست تو بودي و اوني که بي تو بودن رو نخواست من بودم... يکي گفت و يکي نگفت! اوني که گفت تو بودي و اوني که دوستت دارم رو به هيشکي جز تو نگفت من بودم... يکي موند و يکي نموند! اوني که موند تو بودي و اوني که بدون تو نمي تونست بمونه من بودم... يکي رفت و يکي نرفت! اوني که رفت تو بودي و اوني که به خاطر تو تو قلب هيچ کس نرفت
+ نوشته شده در  Tue 19 Sep 2006ساعت 12:54 PM  توسط پيمان   | 

چرا يك شبانه روز 24 ساعت است؟

چرا يك شبانه روز 24 ساعت است؟

پس از گذشت مدت زمانی مصريان به فكر افتادند تا زمان يك شبانه روز را به گونه ای تقسيم كنند آنها طول روز خود را 10 ساعت در نظر گرفتند.

 

آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا يك شبانه روز 24 ساعت است و بيست ساعت نيست؟ يا چرا يك شبانه روز را 16 قسمت نكرده اند؟ در قديم راهبه های مصری مسئول اعلام وقت شبانه روز بودند آنها زمان را در طول روز با اندازه گيری سايه خورشيد تعيين می كردند ، در شب وقتی نور خورشيد نبود ، اوقات را با نگاه كردن به آسمان ، موقعيت ستاره ها و بالا آمدن آنها از خط افق تعيين می كردند. پس از گذشت مدت زمانی مصريان به فكر افتادند تا زمان يك شبانه روز را به گونه ای تقسيم كنند آنها طول روز خود را 10 ساعت در نظر گرفتند ؛ يك ساعت برای طلوع آقتاب و يك ساعت هم برای غروب خورشيد منظور كردند ، يعنی يك روز 12ساعت شد چون زمان شب و روز را با هم برابر در نظر می گرفتند ، يك شبانه روز اختراع كردند ، در حال حاضر نيز همه از آن تبعيت می كنند مصريها و روميهای قديم ، شبانه روزشان را از نيمه شب آغاز می كردند ؛ همان طور كه ما نيز هم اكنون نيمه شب را شروع روز قرار می دهيم اما بابليها و يونانيها روز را با طلوع خورشيد شروع می كردند يهوديان قديمی هم آغاز شبانه روز را غروب خورشيد در نظر می گرفتند.

 

+ نوشته شده در  Fri 15 Sep 2006ساعت 12:8 PM  توسط پيمان   | 

چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟

چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟

 

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد . آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد . آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد . آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد . آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود . آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد . آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد . آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد .. آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت . آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد . آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است . آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است . آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند . آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد . آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد . آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. *** ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم.

+ نوشته شده در  Fri 15 Sep 2006ساعت 12:5 PM  توسط پيمان   | 

مطلب امروز یکی از رازهای شگفت انگیز دنیای کهن و باستانی ما میباشد. مطلبی درباره" چرخ سنگها ". باستان شناسان و محققان هنوز نمیدانند چرا این "دوایره سنگی " در قاره های مختلف شکل گرفته اند و چه پیام و اهدافی در میان انها نهفته است ؟!. نکته جالب درباره این بناهای عجیب ساخت و ساز انهاست -  مثلا" در کشورهای امریکای جنوبی بخاطره شرایط خشک اب و هوایی و بارندگی کم این دوایر با سنگهای کوچک و در مناطقی که فرسایش خاک به حداقل میرسد ساخته شده اند . اما در قاره اروپا که که اکثرا" شرایط ناپایدار جوی باعث بارندگی شدید میشود, این بناها با سنگهای غول پیکر عظیمی ساخته شده اند . اما یک راز عجیب درون این بناها وجود دارد, یک راز عجیب بنام " شبح قطبهای مغناطیسی زمین"

 

 

 

چرخهای سنگی مرموز

 

 

این چرخ سنگ عظیم که به مدیکین وال مشهور است در منطقه وایومینگ واقع شده است . معماهای بسیاری درون این دایره سنگی نهفته شده که باستان شناسان جوابی برایش ندارند .

 

 

در ارتفاعات کوهستانهای " وایومینگ " بر سطح سنگی فلات بادگیر, چرخی با 24 متر قطر ترسیم شده است. مشابه این دوایر در سایر نقاط جهان هم وجود دارد . از جمله در اریزونا , افریقا , امریکای لاتین,  این دوایر مرموز بچشم میخورند – در اریزونا بعضی از این دایره ها چند متر و بعضی دیگر صدها برابر قطر دارند و همگی در نقاط مرتفع قرار گرفته اند . تمام این چرخهای  به سادگی ساخته شده اند . مجموعه ای از سنگها در کنار هم قرار گرفته اند . بعضیهایشان دارای دسته هایی از جنس سنگ هستند, این سنگها گاه

 

چرخ سنگ دیگر در استرالیا – ایا تنها یک حادثه باعث شکل گیری این دایره های سنگی در قاره های مختلف شده است . تا کی باید همه چیز را حادثه بدانیم.؟

به منزله نشان مرزی بودند . چرخ دارویی " بیگ هورن " به این دلیل به این نام خوانده شده است که سرخپوستان معتقد بودند که هر شئی دارای روح است و قدرت جادوئی دارد . تاریخ نویسان حدس میزنند که این چرخها در حدود 700 تا 1100 قبل و بعد از میلاد ساخته شده اند . اگر چه کلیدهایی برای حل معمای منشاء پیدایش انها وجود دارد – اما محققان در این مورد یقین ندارند . برای مثال اگر از طرف دسته به ان نگریسته شود طلوع خورشید و شروع فصل تابستان را میتوان پیدا کرد . دیگر دسته ها بر روی طلوع و غروب سه ستاره مهم در طول تغیرات فصلی قرار گرفته است . اینچنین ردیف بندیها دانشمندان را بر ان داشته که نتیجه گیرند چرخهای جادویی مانند بعضی از ابنیه کهن در اروپا وسایل رویت کواکب بوده اند . همگی انها بطور دقیقی نمای واضحی در خط افق دارند . اما سئوالات همچنان بی جواب باقی می ماند . چرا ساکنان بدوی دشتها یعنی سرخپوستان احتیاج به رویت اسمان داشته اند؟ قبایلی که از راه کشاورزی زندگی میکردند شاید احتیاج به تعیین زمان برای کاشت و برداشت محصولات خود داشتند . اما اقوام بدوی دشتها که شکارچی بودند ایا دورانهای گذشته را که کشاورزی میکردند را بیاد داشتند . ایا این چرخها وسیله ای برای محاسبه زمان حرکت مهاجرتشان بوده است؟ این سئوالات تا بحال بی جواب باقی مانده, سازندگان چرخهای جادوئی از بین رفته اند و هیچگونه کلیدی برای کشف اسرارشان برجای نگذاشته اند .

 

 

 

شبح قطبها

 

وقتی چرخها از جاذبه و قطبهای دیگری حرف میزنند

 اما بزرگترین معمای این چرخهای مرموز , جاذبه و قطبهای مغناطیسی مرموزی میباشد که در انها مشاهده میشود . برای درک بهتر این موضوع اجازه دهید چند هزارسال به جلو بیائیم و این معما را از بعد دیگری مطالعه کنیم .

دنیای مخفی درون زمین از اعتقادات قدیمی شکل گرفته است . بوداهای اسیای مرکزی از پادشاه " اگارتی " که قلمروش را در راهروهای پیچ در پیچ زیر زمین گسترده شده و حکمرانی می کردند سخن گفته اند .( برای توضیحات بیشتر به مطلب تمدنی اسرارامیز در زیر زمین مراجعه کنید) این محل پناگاهی است برای مردمان قاره گمشده " مو " . " اگارتی " مرکز پیشرفت معنوی و روشنی افکار بود . طبق نظریات انها, راهنمای مذهبی پادشاه جهان کسی بود که تمامی نیروهای جهان را میشناخت و همه ارواح بشریت و

 

ادموند هالی

کتاب بزرگ سرنوشت را میخواند . زمانیکه دانشمندان برای توضیح اسرار زمین در عوض افسانه از علم استفاده کردند – دنیای درون تازه نقل محافل علمی شده بود . یکی از معروفترین پیشقدمان در راه کشف اسرار زمین که روش استنتاجیش او را یکی از معروفترین ستاره شناسان دنیا نمود, کاشف ستاره دنباله دار " ادموند هالی " است . او در سال 1672 زمانیکه هنوز شاگرد مدرسه بود – علاقه مند به مطالعه مغناطیس زمین شد . " ادموند هالی " دریافت که نیروی مغناطیس شمال زمین همیشه در یک نقطه ثابت نیست . مطالعات قطب درباره پیدا کردن شمال مغناطیس باعث پی بردن به یک سری اشتباهات شد . مثلا" قطب نما در مجاورت مواد رسوبی مغناطیسدار انحراف نشان میدهد . در موارد دیگر عقربه ها به سمت پائین منحرف می شدند و بدور از خط افقی و به درجه ای میرسند که با عرض جغرافیایی مطابق داشت . " هالی " تمام این موارد را بصورت جدولهایی که برای دریانوردان قابل استفاده باشد محاسبه و ثبت کرد . اما معمای واقعی زمانی اشکار شد که " ادموند هالی " امار قدیمی ثبت شده را خواند و معلوم شد که زاویه انحراف و انحراف افقی بر اساس طول جغرافیایی در طی قرون بتدریج در حال تغیر بوده است . تنها راه برای توضیح این پدیده ان بود که اعلام کند که بیش از یک حوزه مغناطیسی در زمین وجود دارد . او نظریه ای ارائه کرد مبنی بر وجود زمین دو پوسته, یک پوسته خارجی و یک هسته داخلی مجزا از هم . هر کدام از دو کره دارای محور و قطبین مغناطیسی شمال و جنوب جداگانه بودند . » اجازه دهید برای اینکه مطلب بهتر درک شود یک توضیح کوتاه بدهم . تصور عمومی و همگانی بر این است که زمین دارای دو قطب میباشد . اما شاید تعجب کنید اگر بگویم مناطق بسیاری در کره خاکی وجود دارد که این نظریه همگانی در ان مناطق مصداق ندارد و هنوز هم مشخص نیست چرا در این نقاط بجای انکه قطب نما مسیر واقعی شمال و جنوب را نشان دهد – مسیر دیگری را نشان میدهد که در واقع شمال و جنوب واقعی زمین نیست . همانطور که در مطلب عنوان شد ادموند هالی جدولی را تعیه کرده که امروزه بنام جدول هالی  انرا میشناسیم . در این جدول تمام انحرافات قطبی ثبت شده و ملوانان و خلبانهای هواپیماها از ان برای پیدا کردن مقصد استفاده می کنند . در ان زمان تنها توضیح قانع کننده این بود که اعلام شود در داخل زمین 2 کره دیگر وجود دارد که هر کدام شمال و جنوب مغناطیسی خاص خود را دارد  «  محور دو کره به گونه ای بیدیگر متمایل بودند . یک حرکت جزئی در چرخش عقربه ها باعث میشود سوزن مغناطیسی به این یا ان قطب جذب شود و در نتیجه جابجائی شمال مغناطیسی از اینجا پدید می اید . اما چندی بعد که انحرافات جدیدتری توسط دریانوردان ثبت شد - " ادموند هالی " ناچار شد اعلام کند جدا از این پوسته و هسته, چند کره دیگر درون زمین وجود دارد . او در سال 1692 در انجمن سلطنتی لندن اعلام کرد " این کرات درون هم به اندازه مریخ,  مشتری و عطارد هستند " .

 

 

رابطه چرخهای جادوئی با قطبهای مغناطیسی زمین

 

 

هنوز هم دانشمندان و محققان نمی دانند چرا جاذبه و قطبهای مغناطیسی زمین در بعضی از نقاط سیاره ما متناسب با واقعیتی که باید باشند نیست . ازمایشات بسیاری انجام گرفت – خاکها و مکانهای مورد نظر با انواع وسایل پیشرفته مورد مطالعه واقع شد, اما جواب منطقی برای حل این معما وجود نداشت . هیچ چیز

 

دایره سنگی دیگر در منهیر نزدیكی «سارناك» - منطقه ای در فرانسه – همانطور که در متن اصلی گفتم این دایرها در تمام قاره ها مشاهده میشود .

غیر عادی در این مناطق وجود ندارد که باعث انحراف قطب نماهای پیشرفته امروزی شود . نه معدن اهنی , نه میدانهای مغناطیسی ساخته شده توسط انسان امروز . پس چه چیز باعث انحراف قطبین میشود؟ ایا براستی در زمین ما کرات دیگری هم وجود دارد ؟ البته این سئوال احمقانه بنظر می رسد ( مرا ببخشید که از این واژه استفاده کردم ) اما باور می کنید بزرگترین  اجتماع علمی نظامی در اوریل سال 1942 جهت کشف و بهربرداری از دنیای معروف و ادعائی داخل سیاره زمین برگزار گردید؟! اجازه دهید این واقعه را در مطلب دیگری دنبال کنیم . حال برمیگردیم به مطلب مورد نظر خودمان .  در بررسی انجام شده بیش از 85% این چرخهای سنگی در مرکز دایره خود از قطب و میدان مغناطیسی طبیعی پیروی نمی کنند .! ایا این تنها یک تصادف است  یا سازندگان این چرخها این قطبها را شناخته و از انها برای مقاصد دیگری که هنوز برای بشر امروز ناشناخته است, استفاده میکردند.؟!!  اجازه دهید چند نمونه از این دوایر اسرار امیز را که از این پدیده پیروی می کنند را برای شما نام ببرم . معروفترین دایره سنگی که با خرسنگهای عظیمی ساخته شده است , استون هنج میباشد . دایره سنگی دیگر – خرسنگهای " کورن وال " است . بسیاری بر این عقیده هستند که این سنگها خاصیت شفا دهندگی دارند, عده ای بچه های بیمار خود را از سوراخهای ایجاد شده در خرسنگها عبور میدهند تا شفا پیدا کنند . دایره " وایومینگ" که توضیحاتش را در ابتدای مطلب عنوان کردم . شاید وقت ان رسید باشد که با تئوری بعضی از دانشمندان و باستان شناسان هم عقیده شویم . انها اعتقاد دارند از عمر زمین میلیونها سال میگذرد و به احتمال بسیار تمدنی با علم و دانش خیره کننده در زمین شکل گرفته و در اثر حادثه ای از بین رفته است – مثل تمدن اتلانتیس یا لموریا . به امید خدا در اینده مستندات بسیاری را به شما معرفی خواهم کرد که نشان میدهد براستی انسانهای با علم و تکنولوژی باور نکردنی در زمین ظهور و سپس نابود شده اند .  بناهای مشترک در قاره های مختلف جهان یک راز اسرارامیز هستند - مثل اهرامها که تقریبا" در تمام قاره ها مشاهده میشوند و حالا معمای دیگر – دوایر سنگی یا چرخ سنگها.!!

 

چرا در این مناطق مغناطیس قطبها معنای دیگر دارد. جزیره مالت

 

 

چرخ سنگی در برزیل – این دایره  ها بعد از بازسازی به این شکل در امده است . نکته جالب اینکه در این مناطق کمترین بارندگی و فرسایش خاک بچشم میخورد .

 

شاید مشهورترین دایره سنگی استون هنچ در کشور انگلستان باشد .

 

ایا براستی درون این سنگها – دایره انرژی وجود دارد ؟ چگونه این مناطق شناسائی می شدند؟!

+ نوشته شده در  Tue 12 Sep 2006ساعت 4:11 PM  توسط پيمان   | 

ورود به گرانترین هواپیمای جهان

ورود به  گرانترین هواپیمای جهان

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 12 Sep 2006ساعت 3:59 PM  توسط پيمان   | 

مفاهيم عشق ازدیدگاه روانشناسی

مفاهيم عشق ازدیدگاه روانشناسی

با آزمـايش های  گـونـاگون تـفاوت هاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده است  براي مثال مشـخص شده كـه زنـان برای عـشـق و دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر ارزش قائل مي شوند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است:

1- اروس(
EROS
): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش مي كند.

2- لودوس(
LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

3- فيلو(
PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك مي باشد.

4- استورگ(
STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

5- پراگما(
PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع هستند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ست  - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

6-مانيا(
MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق – اغلب فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه مي ماند و مي تـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7-اگيپ(
AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

پژوهشها حاكي از آن است كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.

مثلث عشق

تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد مي باشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها مي پردازيم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن مي كنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق هستید؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي مي باشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.

صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آن ها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن مي كنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود مي باشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت مي كنيد واقعا به حرف هاي شما گوش مي دهد؟

هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه ها يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.

اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:

تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق مي باشد.

تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر مي كند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر مي گردد زيرا قادر نیستند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.

صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس مي سازد. عشق رمانتيك. 

          صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه. 

            هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي. 

            تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد. 

             هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

+ نوشته شده در  Sun 10 Sep 2006ساعت 6:59 PM  توسط پيمان   | 

عجايب هفت‌گانه

 

               عجايب هفت‌گانه

              از یک گروه دانش آموزان خواستند اسامی «عجایب هفت گانه» را بنویسند.

              علی رغم اختلاف نظرها اکثرا این ها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند:

              1- اهرام مصر

              2- تاج محل

              3- دره بزرگ (به نام کانیون در آمریکا)

              4- کانال پاناما

              5- ساختمان امپایر استیت

              ۶- کلیسای پطرس چین

              

              آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان متوجه شد که یکی از

              آنها هنوز کارش را تمام نکرده است.

              از دخترک پرسید که آیا مشکلی دارد.

              دختر جواب داد: «بله کمی مشکل دارم... چون تعداد شگفتی ها خیلی زیاد

              است و نمیدانم کدام را بنویسم.»

              آموزگار گفت: «آنهایی را که نوشته ای نام ببر شاید ما هم بتوانیم کمک

              کنیم.»

              دخترک با تردید چنین خواند:

              به نظر من عجایب هفت گانه دنیا عبارتند از:

              1- دیدن

              2- شنیدن

              3- لمس کردن (نوازش کردن)

              4- چشیدن

              5- احساس کردن

              6- خندیدن

              7- دوست داشتن

              

              اتاق در چنان سکوتی فرو رفت که حتی صدای زمین افتادن سنجاق شنیده

              می شد.

***

              آن چیزهایی که به نظرمان ساده و معمولی می رسند، آنها را که نادیده و

              دست کم می گیریم حقیقتا شگفت انگیزند!

              با ملایمت به یادمان می آورند که با ارزش ترین چیزهای زندگی ساخته دست

              انسان نیستند و نمیتوان آنها را خرید.

              آن قدر خود را مشغول نکنید که بی توجه از کنارشان بگذرید...!!!

                        

                                           از مکتوب نوشته ی پائولوکوئیلو

+ نوشته شده در  Sun 10 Sep 2006ساعت 6:50 PM  توسط پيمان   | 

بخشش و بهداشت رواني

بخشش و بهداشت رواني
 
 
 
 
 
 
اين يک حقيقت آشکار است که ما در دنيايي از تخطي ، تنفر و دشمني که ما را از هر طرف احاطه کرده است زندگي مي کنيم . ملتي که در جنگ با ملت ديگر است ، جنايتي که در خيابانها اتفاق مي افتد ، تخطي و ستمکاري در خانواده ها . هيچکس نيست که از اين فضاي ترس و اضطراب بوجود آمده با اين شرايط بدور باشد . بخشش ممکن است براي آنهايي که مورد ستمکاري و جنايت و تخطي قرار گرفته اند مفيد باشد و نقشي با ارزش در صلح و آشتي و هماهنگي بين مردم داشته باشد . ( ان رايت ونورث ۱۹۹۸ )
 
در نتيجه بخشش ، دردها و ‌آزار ظلم کاهش مي يابد و به اين دردها اجازه داده نمي شود که بطور مداوم به شخص آسيب برساند. بخشش، قصد از تغيير قلبي است که آثار موفقيت آن، تلاش فعالي است براي جايگزيني تفکرات بد با خوب ، تلخي و عصبانيت با مهرباني ، بخشش چيرگي بر احساسات منفي مانند عصبانت ، تنفر ، ميل تلافي است و جايگزين کردن آنها با احساسات مثبت مانند دلسوزي ، خيرخواهي و حتي عشق است .
 
ان رايت و همکارانش معتقدند که قربانيها براي بخشيدن شخص آزار دهنده چهار مرحله را طي مي کنند تا آنها را ببخشند .
 
 
مرحله اول ( کشف ) Uncovering phase
 
قرباني از درد عاطفي که در نتيجه رنجش ايجاد مي شود آگاه شده و در خود نياز به تلافي و غيرعادلانه بودن رنجش را احساس مي کند .
 
۱ - آزمايش دفاعهاي رواني : اين مرحله در ارتباط با انکار مي باشد . يعني بيشتر مردم نمي توانند بپذيرند که عميقاً مورد تجاورز قرار گرفته اند .
 
۲ - مواجه شدن باعصبانيت : مرحله اي که عصبانيت ايجاد نمي شود بلکه آزاد مي شود و موقع مقابله يک مقدار کمي کاهش مي يابد . شخص بي عدالتي نسبت به خود را مي پذيرد و واکنش احساس منفي به مانند عصانيت ، حتي تنفر نسبت به خيانتکار متجاورز ، ... را نمايان مي سازد .
 
۳ - قبول شرمندگي در زمان مناسب آن : وقتي که بخشنده دقيقاً بي عدالتي را مي بيند و مي پذيرد . اين يک علامتي از عزت نفس است . گاهي احساس شرمندگي ، گناه يا تحقير عمومي مي کند .
 
۴ - آگاهي از سرمايه گذاري رواني : وقتي شخص مورد ظلم قرار گرفته سعي مي کند راه حلي براي درد خود پيدا کند . او هيجانات زيادي را به شرايط اضافه مي کند که مي تواند تخليه منفي انرژي باشد .
۵ - آگاهي از مرور ذهني در مورد ظلمي که به او شده است : شخص از اينکه آن واقعه را بطور متداول مرور ميکند ، آگاه است .
 
۶ - وقتي فرد خودش را با متخلف مقايسه مي کند بينش و آگاهي براي او ايجاد مي شود : شخص ممکن است حالت تأسف را با شرايط راحتي متجاوز مقايسه کند .
 
۷ - فرد از اين آگاه مي شود که ممکن است بر خلاف خواست خودش بطور دائم تغييراتي در او پيدا شود : يعني ظلم ممکن است تغييرات منفي و دائمي در شخص ايجاد کند .
 
۸ - بينشي که احتمال مي دهد ديدگاه « عادلانه بودن دنيا را » تغيير بدهد :
اين درک ممکن است شخص را به نتيجه اي برساند که زندگي بيش از اندازه غيرمنصفانه است .
 
مرحله دوم ( مرحله تصميم گيري)
 
قرباني به منظور ترک تفکر تلافي جويانه تصميم به بخشش متخلف مي گيرد .
 
۹ - تغيير در عقيده و تبديل به بينش جديد ؛ زيرا راهبردهاي قديمي ديگر در حل مسائل مؤثر نيستند : درک اينکه اشتغالهاي قبلي که با تجاوز و متجاوز يا ظالم و مظلوم داشته بر خلاف سلامتي است .
 
۱۰ - ميل به انتخاب بخشش : شخص ايده بخشش را قبول مي کند .
 
۱۱ - تعهد به بخشش فرد آسيب رساننده : نهايتاً متعهد به بخشش شخصي مي شود که باعث چنين دردي شده .
 
مرحله سوم ( مرحله عملي ) Work phase
 
قرباني درگير مراحل بخشش ظالم ، ‌جنايتکار و متجاوز مي شود .
اين مرحله نياز دارد که قرباني داستان خيانتکار را بطور شناختي طرح کند . به منظور اينکه به طور احساسي متجاوز را شناسايي کند و بطور اخلاقي متعهد شود که درد خود را از آزاري که در نتيجه رنجش متخلف احساس کرده به او بازگرداند .
 
۱۲- چهارچوب بندي مجدد : در تصميم به بخشش ، شخص آسيب ديده ، ايده تلافي جويانه را کنار مي گذارد . اگر چه هنوز کاملاً تصميم به بخشش نگرفته است . شخص درگير رفرمينک Reframing است . يعني سعي در فهم داستان شخص متخلف را دارد .
 
 
۱۳ - همدلي نسبت به ظالم يا متخلف : اغلب اين بينش بالا با مشخصه هاي عاطفي ظالم همراه مي شود .
 
۱۴ - آگاهي از مهرباني که آن همراه با ظلم مي شود : ميل به شريک شدن در رنجي که آزارگر يا ظالم مي کشد . همدلي و مهرباني ممکن است به عنوان هديه براي متخلف يا ظالم به نظر بيايد .
 
۱۵ - قبول و تحمل درد :
عامل اصلي در بخشش ، قبول و تحمل درد است و مربوط به اين مي شود که شخص نمي خواهد درد از آسيب را به آزار دهنده و ديگران منتقل کند . در اين مرحله مانند واحد قبل شکل کيفيت هديه مانند بخشش نمايان مي شود که بفهمد يک عمل اخلاقي را انجام مي دهد .
 
مرحله چهارم ( مرحله نتيجه ) Deepening phase
 
۱۶ - يافتن معني براي خود و ديگران در رنج و مراحل بخشش :
 
فردبه منافع شخصي خود متوجه مي شود . يعني شخص آسيب ديده معني عميقي از ظلم و مراحل بخشش را در مي يابد .
 
۱۷- درک اينکه نياز به ديگران دارد ( بخشش در گذشته از طرف ديگران براي خودش ) :
 
شخص درک مي کند که خودش کامل نيست . خودش را به ياد مي آورد که لازم بوده از طرف ديگران مورد بخشش قرار بگيرد . شايد بخشنده از مهرباني فردي که قبلاً او را بخشيده قدرداني کند که حالا مي تواند براحتي براي ديگران نيز تعميم داده شود .
 
۱۸ - درک اينکه شخص تنها نيست : شخص به اين آگاهي مي رسد هر چند که خودش آزار ديده و اذيت مي کشد ولي فرد آزار رساننده نيز بخاطر رفتاري که انجام داده ناراحت است .
 
۱۹ - درک اينکه شخص هدف جديدي در زندگي در نتيجه اين ظلم داشته باشد :
يک احساس جديد از هدف يا جهت گيري در زندگي ايجاد بشود .
 
۲۰ - آگاهي از عواطف منفي و شايد افزايش عواطف مثبت : اگر آگاهي از درون و رهايي از اين عواطف نسبت به متخلف آشکار شود سرانجام اين فرايندها او را به بهبود سلامتي رواني هدايت مي کند و اينجاست که معماي بخشش آشکار مي شود . وقتي ما هديه مهرباني و دلسوزي را به ديگران مي دهيم خودمان التيام پيدا مي کنيم .
 
فريد من در تز دکتراي خود چنين نوشته که بيشتر مردم نياز دارند درباره بخشش آموزش و يادگيري داشته باشند تا بتوانند همديگر را ببخشند .
 
دسموند عقيده دارد که بدون بخشش در ما تنفر ايجاد مي شود . تنفري که تبديل به خصومت و عصبانيت مي شود و تنفر سلامتي را بتدريج از بين مي برد . بخشش يک نياز حياتي و مطلق براي ادامه حيات بشريت است .
 
بسياري از تحقيقات نشان مي دهد که بخشش بطور مستقيم بر هيجان عصبانيت بوسيله کاهش شدت آن در قلب و فکر اثرمي گذارد و همچنين هر وقت بخشش نسبت به يک نارضايتي يا تجربه آسيب زاي زندگي کسي بطور موفقيت آميز بکار برده شود ، مقداري از عصبانيت آن رنجش را از بين مي برد . هر چه شدت رنجش هيجاني بيشتر باشد وقت بيشتري نياز دارد تا عصبانيت موجب شده را حل يا کنترل کند .
 
همچنين ان رايت معتقد است که مهمترين فوايد رواني حاصل از نتيجه بخشش ، کاهش عصبانيت و تنفر ، افزايش احساس عشق و پيشرفت در کنترل عصبانيت و ظرفيت پذيري براي اعتماد ، آزاد شدن از کنترل افراد و حوادث گذشته ، بهبود الگوي خواب ،‌اعتماد به نفس زياد در روابط ، پيشرفت در کارايي و حل پيامدهاي جسماني و بيماريهايي که بوسيله تنفر بوجود مي آيد ، است .
 
 
محدوديت بخشش :
 
فيتزگيبانز معتقد است که با توجه به تجربه کلينيکي من ، بخشش نمي تواند يک راه حل واحد براي همه دردهاي احساسي که از وقايع آسيب زاي زندگي منتج شده باشد . بلکه مي تواند کمک کند تا مقداري از درجه غم حاصل از آسيبهاي احساس را کاهش بدهد ولي بنظر نمي آيد که نااميدي و يأس و درد عميقي که از خيانت بوسيله تعدادي از مردم تجربه شده را التيام ببخشد .
 
همچنين بخشش نمي تواند بطور مستقيم عصبانيت يک شخص را که حاصل از ضعف شخصيت او است مانند نادسيسم ، بزرگ منشي ، بي قراري ، فقدان ارزشهاي اخلاقي ، اداره کند . هر چند که آن يک وسيله درماني قدرتمند است ولي به تنهايي نمي تواند راه حل کاملي براي تنفر شديد ، خصومت شديد و کينه شديد باشد .
 
متأسفانه بخشش هميشه نمي تواند نتيجه اي حتي به شکل حالت خنثي نسبت به متجاوز را ايجاد کند ، مخصوصاً وقتي که متجاوز ميل به تغيير رفتار خودش را نشان نمي دهد . مثل اين که در روابط زناشوئي وقتي که يک کسي عصبانيتهاي حل نشده با والدين خود را متوجه همسر خود مي کند و يا اشتياقي براي تغيير رفتار خودشيفتگي خود ندارد ، همين کافي است که قرباني ، ديگر تحمل رنجش را نمي کند و ديگر نمي تواند پذيراي آسيب باشد .
 
بخشش ( عفو ) از نظر اسلام :
 
شيريني که در عفو وجود دارد در انتقام وجود ندارد .
 
کيفر بدي ، مجازاتي همانند آن است و هر کس عفو و اصلاح کند اجر و پاداش او با خداست ، که خداوند ظالمان را دوست نمي دارد . ( شوري /۴۰ )
 
رسول اکرم (ص) : بر شما باد گذشت ، زيرا گذشت نيفزايد براي بنده جز عزت . از هم بگذريد ، تا خدا به شما عزت دهد .
 
اميرالمؤمنين مي فرمايد : گذشت و عفو تاج کارهاي نيک و جوانمردانه است .
 
اميرالمؤمنين مي فرمايد : بهترين عفو آن است که در حال توانائي باشد .
 
امام صادق (ع) فرمود : سه مکارم از دنيا و آخرتند . در گذري از کسي که به تو ستم کرده و پيوند کني با کسي که از تو بريده و بردباري کني هنگامي که با تو ناداني کنند .
 
امام باقر (ع) فرمود : پشيماني برگذشت بهتر و آسانتر است از پشيماني بر کيفر .
 
افراد با ايمان و پرهيزکار در برابر انواع آزارها و تجاوزها تحت تأثير قرار نمي گيرند و خويشتن را نمي بازند ، بلکه آنها را با عفو و احسان مبادله مي نمايند واز مرحله انتقام جويي به پايگاه رفيع فرو نشاندن خشم و صبر و خويشتن داري در برابر تجاوز تعالي يافته و سپس به مقام عفو در مقابل بدي ديگران نائل مي شوند .
سرانجام قلبشان به صورت چراغي تابان و نوري عاري از ظلمت و تاريکي و آرامشي رهيده از اضطراب و پريشاني در مي آيد .
 
عفو بجا و عفو نابجا :‌
اگر کسي به افراد بد کند او طبق دستوراولياي اسلام او را مي بخشد ولي اين دستور در جايي قابل اجرا است که بد کننده لايق عفو و اغماض باشد . اما اگر چشم پوشي از بدي او موجب گستاخي و تجريش مي شود و زيانهاي تازه اي به بار مي آورد . بايد مورد تعقيبش قرار داد و اين مطلب در رساله حقوق امام سجاد (‌ع ) تصريح شده است .
 
حق کسي که به شما بد کرده اين است که او را ببخشي و عفو نمايي . اما اگر دانستي که عفو او زيانبار است با استنصار از قانون و قاضي و مردم ، مجازاتش مي نمايي . عفو در مواردي که موجب تشويق و جري شدن ستمگر و نابخرد است پسنديده نيست .
 
+ نوشته شده در  Thu 7 Sep 2006ساعت 1:59 PM  توسط پيمان   | 

طنز: اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه!

 اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه!

                            

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه،

آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی غیر پاستوریزه ، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نمالید! plz

خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود!

پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپی، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!

مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!

مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید!

آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست!

خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد.

آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم!



 

+ نوشته شده در  Wed 6 Sep 2006ساعت 9:29 PM  توسط پيمان   | 

گذرنامه های جدید ایرانی صدمه ای به حیثیت ایرانیان

گذرنامه های جدید ایرانی صدمه ای به حیثیت ایرانیان

استکهلمیان – چندی قبل مقاله ای در استکهلمیان در رابطه با اطلاعات بعضا غلط و گمراه کننده ای که وزارت خارجه ایران در بخش "توصیه های مسافرتی" خود به مسافرین عازم سوئد در وب سایت خود منتشر کرده بود درج گردید. اطلاعاتی که البته کماکان بصورت غلط در وب سایت این وزارتخانه رها شده اند و هیچ تلاشی جهت تصحیح آن نیز صورت نگرفته است. که بنوبه خود گویای اهمیتی است که این وزارتخانه جهت ارائه اطلاعات صحیح به مردم ایران قائل است.
اکنون یک کارمند ایرانی تبار پلیس شنگن ضمن تماس با استکهلمیان به اشتباهات دیگری اشاره میکند که به گفته او به حیثیت ایرانیان در خارج از کشور لطمه وارد آورده است. این کارمند ایرانی تبار در پلیس شنگن به گذرنامه های جدید ایرانی اشاره میکند که بعنوان یک سند رسمی دولت ایران بصورت بین المللی در مرزها و ادارات مختلف 191 کشور جهان در چرخش هستند و هزاران خارجی بصورت روزانه اطلاعات درون آن را استخراج میکنند. ترجمه انگلیسی بخی از اطلاعات مندرج در گذرنامه های از نوع جدید ایران بصورت غلط درج گردیده است:



محل صدور (گذرنامه): Place of Issued on!

نام و سمت صادر کننده (گذرنامه): Name & Position of Issuing of officer!

این کارمند پلیس شنگن در ئی میل ارسالی خود به استکهلمیان مینویسد: "چنین اشتباهات غم انگیز و تاسف باری که نمیبایست رخ دهد اینک حیثیت ملی ایرانیان در جامعه ملل را نیز به تمسخر کشیده است. و این سوال مطرح میگردد که چگونه ممکن است که سند با اهمیتی مانند یک گذرنامه, بدون انجام کنترلهای کافی و لازم با مندرجات غلط در سطح بین المللی پخش گردد؟ آیا حتی یک فرد مطلع در دستگاه عریض و طویل دولتی پلیس ایران وجود نداشته است که قبل از وقوع چنین اشتباهی متوجه آن شده و از بروز آن جلوگیری بعمل آورد؟ ....

من هر روزه با بازکردن گذرنامه های جدید ایرانی در مرزهای شنگن در مقابل همکاران خارجی خودم احساس خجالت میکنم". تصاویر این صفحه از گذرنامه ایرانی بر روی اینترنت نیز پخش شده است.

از جمله فردی با تمسخر و به زبان انگلیسی در زیرتصویری رنگی از گذرنامه های جدید ایرانی که بر روی اینترنت پخش شده است مینویسد:

"
The photo shows the first page of the new Iranian passport. As you see, there has been some major efforts in improvement of the passports'''''''' look as well as the translation!!!"

ترجمه:

"این عکس صفحه اول گذرنامه های ایرانی را نشان میدهد. همانطور که مشاهده میکنید کوششهای عظیمی جهت بهبود ظاهر گذرنامه و همچنین ترجمه آن به انجام رسیده است!!!".


امیر رضا وب لاگ نویس جوان ایرانی نیز در این مورد در وبلاگ خود مینویسد: " به تازگی پاسپورتهای ایران عوض شدن. من هم چند روز پیش اتفاقی یکی از این پاسپورتهای جدیدالتاسیس رو دیدم و بسی کیف کردم! و باعث انبساط خاطر گردید! البته نه به خاطر طرح و شکل باحال و جدیدش بلکه بخاطر ترجمه بسیار دقیق و روان و سلیسی که از فارسی به انگلیسی انجام دادن و واقعا زحمت کشیدن..."

توضیح اینکه در یک سری از گذرنامه های جدید فقط اشتباه مورد اول بچشم میخورد. به این ترتیب مشخص نیست که غلط دوم در سری جدیدتر اضافه شده است! یا اینکه مقامات ایرانی فقط یکی از دو اشتباه را تصحیح کرده اند (و متوجه غلط دیگر هنوز نشده اند!). در هر حال ترجمه صحیح موارد بالا به شرح زیر است. با امید اینکه شاید در چاپ سری بعدی گذرنامه های جدید ایرانی مورد توجه و تصحیح کامل قرار گیرد:

محل صدور (گذرنامه): Place of issue:

و یا حداقل: Issued at:

نام و سمت صادر کننده( گذرنامه): Name & position of issuing officer منبع: stockholmian


+ نوشته شده در  Sat 2 Sep 2006ساعت 1:45 PM  توسط پيمان   | 

اصول ست كردن لباس(مردان-زنان)

مد و آرایش: اصول ست كردن لباس(مردان-زنان)

مد و آرایش

اغــلـب افــراد در انــتــخـاب لـبـاسـي كـه مـنـاسـب جـثــهآنـها بوده و همچـنـيـن چـگـونـگي سـت كـردن آنـهـا دچـارسردرگمي مي باشنـد. (بسیار جالب)


اصول كلی

1- همواره لباسي را بپوشيد كه كاملا اندازه شما باشد.
2- پوشيدن لباسهاي بزرگ تنها اندام شما را اغـراق آمـيـز تـر جـلوه داده و آنـها را پنهان نميكند.
3- بيشتر سعي كنيد تنها در زماني كه كمر باريكي داريد از كمر بند استفاده كنيد.
4- پارچـه هـاي سـنگين مانـند پـشمـي، بافـتني و چرمي شما را سنگين وزن تر جلوه ميدهند.
5- پارچه هاي سبك وزن مانند كتان، نخي شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
6- رنگهاي تيره شما را لاغر تر و كوچك تر ميكنند.
7- رنگهاي روشن شما را بزرگتر و حجيم تر ميكنند.
8- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه يكرنگ شما را لاغر تر جلوه ميدهند.
9- لباسهاي بالا تنه و پايين تنه با رنگهاي متفاوت شما را بلند قد تر ميكند.
10- لباسهاي يقه بلند گردن را كوتاه تر ميكند.
11- گردن بند كوتاه نيز گردن را كوتاه تر ميكند.
12- روسـري كـه به سـمت پـايين آويزان شـده باشد، قـد شما را بلند تر جلوه ميدهد.
13- خالكوبي پـيـرامـون گـردن و روي شــانـه هـا سبـب چهار شانه تر شدن شما ميگردد.
14- لـبـاس بـا خطوط افقي شما را چاق تـر و بـا خـطـوط عمودي شما را لاغر تر جلوه ميدهـد.

بـراي لاغر تر و بلند قد تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:

1- لباسهاي كاملا اندازه بپوشيد لباسهاي خيلي كوچـك و خيلي بزرگ تنها شما را چاق تر نشان ميدهند.
2- لباسهاي يكدشت يكرنگ بپوشيد. تـرجيـحا يـكرنـگ از سر تا نوك پا.
3- از پـوشيـده لبـاسـهاي با طرح برجسته و پارچـه هـاي زمخت خود داري كنيد.
4- لباسهاي تيره رنگ با پارچه هاي نازك و نرم بپوشيد.
5- شلوار را در ناحيه كمر بالا بياوريد نه پايين تر.
6- كراوات با پهناي متوسط پوشيده و حتما طول آن تا كمر برسد.
7- از پوشيدن لباسهاي با نقش و نگار شلوغ خودداري ورزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي بپوشيد.
9- از داشتن ملزومات بيش از حد خود داري كنيد.
10- كفش پاشنه بلند به پا كنيد.

براي كوتاه تر و چاق تر بنظر رسيدن نكات زير را رعايت كنيد:

1- لباسهاي با رنگ متفاوت بپوشيد.
2- رنگهاي روشن و پر رنگ بپوشيد.
3- كراوات پهن تر بپوشيد.
4- لباسهاي چند لايه به تن كنيد.
5- كفش بدون پاشنه و ظريف بپوشيد.
6- شلوار تمام قد بپوشيد.
7- از پوشيدن لباسهاي سرتاسر يكرنگ بپرهيزيد.
8- لباس با طرح راه راه عمودي و كراوات باريك نپوشيد.


چگونه ست كنيم

1- رنگ جوراب بايد همرنگ و يا تيره تر از شلوار باشد.
2- رنگ كمربند با رنگ كفش بايد يكسان باشد.
3- كـت و شلـوار خــاكستـري و سرمه اي با كفش مشكي، و كـت و شـلـوار قـهـوه اي و زيتوني با كفش قهوه اي ست است.

زنان قد بلند

1- از كمر بند پهن استفاده كنيد.
2- از دامن خيلي كوتاه و خيلي بلند پرهيز كنيد.
3- بهتر اسـت پـيـراهن خـود را داخـل شـلـوار و دامـن تــو بگزاريد تا خط عمودي كمرتان نمايانتر گردد.
4- لباس نقش دار و طرح خطوط افقي بپوشيد.
5- دامن بلند و يا دمپا گشاد بپوشيد.
6- لباسهاي سر تا پا يكرنگ نپوشيد.
7- از گردنبند و گوشواره كوچك استفاده نكنيد.
8- كيف دستي كوچك حمل نكنيد.
9- شلوار راسته بپوشيد.
10- تاپ نپوشيد.
11- كـفش پاشنه بلند نپوشيد و از كفـش انـدكـي لـژ دار استفاده كنيد.

زنان قد كوتاه و ريز نقش

1- لباس با طرح راه راه افقي نپوشيد
2- از لباس هـاي رنگارنـگ، ملزومات بــزرگ و شلوار دمـپا گشاد و يا پاچه هاي تا شده استفاده كنيد.
3- دامن كوتاه با نقش و نگار بزرگ نپوشيد.
4- لبـاس هـاي يـكرنـگ و شـلوار راســته و لباس تــنـگ و ملزومات كوچك استفاده كنيد.
5- خطوط عمودي و لباسهاي يقه هفت بدن را كشيده تر ميكنند.
6- كفش كمي نوك تيز بپوشيد. 7- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
8- از كمر بند باريك استفاده كنيد.

زنان چاق


1- لباسهاي يكدست يكرنگ بپوشيد.
2- از كت و ژاكت بلند با دكمه هاي باز استفاده كنيد.
3- از روسري شالي استفاده كنيد.
4- گردنبند دراز شما را لاغر تر ميكند.
5- كفش پاشنه بلند بپوشيد.
6- لـبـاس يقه هفت و قلبي شكل، گـردن را كشـيـده تـر ميكند.
7- ژاكت بلند بدون اپل بپوشيد.
8- لباسهاي تيره رنگ بپوشيد.

مردان قد بلند



- لباسهاي يكدست يكرنگ نپوشيد.
2- لباسها و شلوارهاي زيپدار نپوشيد.
3- كـت و شـلوار بـا خـطـوط راه راه بـا خـطـوط عـمــودي و كراوات باريك و ژاكت كه طولش تا روي كمر است نپوشيد.

مردان قد كوتاه


1- كفش بوت و ساق بلند نپوشيد آنها شما را قد بلندتر نميكنند.
2- شلوار پاچه كوتاه و يا پاچه تا شده نپوشيد.
3- لباس آستين دار به تن كنيد.

4- از نقش و نگار عمودي راه راه عمودي و شلوار راسته و كراوات باريك استفاده كنيد.

مردان لاغر


1- كراوات باريك و پيراهن و يا تيشرت يقه هفت نپوشيد.
2- لباسهاي براق و با خطوط عمودي و چسبان نپوشيد.
3- كت و شلوار اپل دار بپوشيد.
4- شلوار بگي بپوشيد. 5- پلوور حجيم و يقه اسكي بپوشيد.

مردان چاق

1- ژاكت اپل دار نپوشيد.

2- كراوات زرق و برق دار نزنيد

. 3- دكمه پيراهن را تا انتها و بالا نبنديد.
4- ساعت باريك به دست نكنيد.
5- پلوور حجيم و يقه اسكي نپوشيد.
6- بلوز و پيراهن يقه هفت نپوشيد.
7- شلوار تنگ نپوشيد.
8- لباس با خطوط عمودي و كراوات يكرنگ استفاده كنيد.
9- از لباسهاي تيره رنگ استفاده كنيد.

مردان شكم بزرگ


1- جليقه و يا هر چيزي كه روي شكم بيافتد و به آن فشار بياورد را نپوشيد.
2- شلوار را روي شكم خود نياوريد.
3- لباسهاي براق و يا روشن نپوشيد.
4- لباسهاي گشاد و تيره رنگ بپوشيد.
5- كراوات پهن بزنيد كه تا خط كمر بلند باشد.
6- ژاكت و شلوار يكرنگ بپوشيد
+ نوشته شده در  Tue 29 Aug 2006ساعت 7:53 PM  توسط پيمان   | 

آفرينش زن

 
 
آفرينش زن
(متن سانسكريت)

 


در آغاز , آفريدگار جهان چون به خلقت زن رسيد , ديد مصالح  سفت و سخت را در آفرينش مرد به كار برده و
ديگر چيزي نمانده است . در كار خود واله گشت و پس از انديشه بسيار چنين كرد :
گردي از رخسار ماه , تراش تن از پيچك , چسبندگي از پاپيتال , لرزش اندام از گياه , نازكي از ني , شكوفايي از غنچه , سبكي از برگ , پيچ و تاب از خرطوم پيل , چشم از غزال , نيش نگاه از زنبور , شادي از نيزه نور خورشيد , گريه از ابر , سبك سري از نسيم , بزدلي از خرگوش , غرور از طاووس , , نرمي از آغوش طوطي , سختي از خاره , شيريني از انگبين , سنگ دلي از پلنگ , گرمي از آتش , سردي از برف , پرگويي از زاغ , زاري از فاخته , دورويي از لك لك , و وفا از مرغابي نر گرفت و به هم سرشت و زن را آفريد
و به مردش سپرد .
پس از هفته اي , مرد نزد خدا باز آمد و گفت : خدايا اين كه به من داده اي زندگي بر من تباه كرده است . پيشه اش پرگويي است . دمي مرا به خود وانمي گذارد . آزارم مي دهد , مدام نوازش مي خواهد , دوست دارد هميشه سرگرمش كنم , بيخود مي گريد , تنها كارش بيكاري است . آمده ام پس اش دهم زندگي  با او برايم ممكن نيست , از من بستانش .
خدا گفت : باشد  و زن را پس گرفت . پس از هفته اي ديگر مرد دوباره نزد خدا شد و گفت :  خداوندا تنهاي تنها شده ام . به ياد مي آورم كه چگونه برايم آواز مي خواند , برايم مي رقصيد از گوشه چشم نگاهم مي كرد . با من بازي مي كرد , به تنم مي چسبيد , خنده اش گوشم را نوازش مي  داد تنش خرم و ديدارش دلنواز بود . او را به من باز پس ده .
خدا گفت : باشد و زن را به او پس داد . پس از سه روز , ديگر بار , مرد نزد خدا شد و گفت : خدايا نمي دانم چگونه است اما گويا زحمت او بيش از رحمت اوست , پس كرم كن  و او را از من باز پس گير .
خدا گفت : دور شو , بس است و برو با او بساز !!
+ نوشته شده در  Thu 24 Aug 2006ساعت 9:13 PM  توسط   |